کتاب «آگوستو بوآل» نوشته فرانسس ببج به‌تازگی با ترجمه علی ظفرقهرمانی‌نژاد توسط نشر نو منتشر و راهی بازار نشر شد.

آگوستو بوآل از برزیل به ایران

به گزارش مهر، این‌کتاب زیرمجموعه عنوان «کتابخانه تئاتر» از مجموعه گستره خیال است که این‌ناشر چاپ می‌کند و اولین عنوان از «طلایه‌داران تئاتر امروز» است که در مجموعه نامبرده جا می‌گیرد.

مجموعه گستره خیال، کتاب‌های مربوط به تئاتر و سینما را در بر خواهد گرفت. این کتاب‌ها با وجود گوناگونی‌شان ویژگی‌های مشابه و همگون داشته و دربرگیرنده نیاز و ضرورت جامعه هنری و دانشگاهی اهالی هنر هستند. دبیر این مجموعه رضا کوچک‌زاده است. چاپ اولین‌عناوین این‌مجموعه، مهرماه سال گذشته با چاپ نمایشنامه‌های اقتباسی محمد چرم‌شیر و فرهاد مهندس‌پور آغاز شد.

نسخه اصلی کتاب «آگوستو بوآل» در سال ۲۰۰۵ توسط انتشارات راتلج در لندن در قالب یکی از عناوین مجموعه «اجراگران» این‌ناشر چاپ شده است. نویسنده کتاب، مدرس بررسی‌های تئاتر در دانشگاه لیدز است که شیوه‌های بوآل را در کلاس‌های گوناگون تدریس و اجرا کرده است. او کتاب دیگری هم به نام «کار کردن در غیاب بوآل؛ تحریف و پیشرفت در تئاتر سرکوب‌شدگان» درباره این‌کارگردان بزرگ تئاتر جهان نوشته است که سال ۱۹۹۵ چاپ شد.

آگوستو بوآل کارگردان برزیلی تئاتر، بیشتر به‌عنوان کنشگری شناخته می‌شود که تلاش کرد از شیوه‌های نمایشی برای حل دشواری‌های اجتماعی و سیاسی بهره ببرد. نوآوری‌های بوآل در چگونگی گذشتن از مسیر و شیوه‌های طراحی تمرین تئاتر به چشم می‌آیند. او تعهد چشمگیری به مسائل اجتماعی دارد که خود را در مفهوم تئاتر سرکوب‌شدگان یا ستم‌دیدگان نشان داده است. بوآل گفته است: «انجام تئاتر سرکوب‌شدگان نتیجه انتخابی اخلاقی است، یعنی جانب سرکوب‌شدگان را گرفتن.»

کتاب پیش‌رو، ۴ فصل با عناوین «زندگی‌نامه و موقعیت»، «کتاب تئاتر سرکوب‌شدگان»، «اجرای تئاتر مجادله» و «فرایند کارگاه» دارد. پس از این ۴ فصل هم، «واژه‌نامه توصیفی»، «کتاب‌نامه»، «گاه‌شمار زندگی آگوستو بوآل» و «نمایه» درج شده‌اند.

در فصل اول کتاب، مخاطب با این‌عناوین روبرو می‌شود: موقعیت تئاتر سرکوب‌شدگان، آگوستو بوآل_ سال‌های آغازین، در نیویورک، در تئاتر آرنای سائوپائولو ۱۹۵۶ _ ۷۱، در تبعید ۱۹۷۱_۸۶، دهه ۱۹۹۰ پیشرفت در ریو، تئاتر سرکوب‌شدگان در سده ۲۱. در فصل دوم هم فرانسس ببج این ۳ عنوان را مقابل مخاطب گذاشته است: بررسی کوتاه، مفاهیم کلیدی و مشروح نظریه.

«موردپژوهی‌ها»، «شهروندان کارتن‌خواب؛ نبود… نبود... فروخته شد...» و «مایندِ گپ و گروه تئاتر اس. اف.ایکس؛ دیگه هیچ‌وقت!» و «نتیجه» هم عناوین سومین فصل این‌کتاب هستند. در فصل چهارم هم این‌عناوین درج شده‌اند: «اصول پایه»، «ساختار کارگاه»، «آماده‌سازی و بازی‌ها»، «تصویر و عمل» و «کلام آخر».

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

به‌گمان بوآل، این کاربرد سرکوبگر تئاتر در هنر فئودالی سده‌های میانه نیز ادامه یافته است. در آن دوران، کنترل به دست روحانیت و اشراف افتاد و چهره نمایش تغییر کرد ولی هدف در اصل، همان بود که بود؛ القای ارزش‌ها به تماشاگران برای جانبداری از وضع وجود. تئاتر عصر رنسانس _ که بوآل در ادامه کتابش به آن می‌پردازد _‌در بستری عقیدتی شکل می‌گیرد که در آن، ساختار ارزش‌های فراگیری که به تراژدی یونانی و نمایش سده‌های میانه معنا داده در حال فروپاشی‌ست. می‌توان شاهد تأکیدی نو و به شدت فردباورانه در آن دوره بود؛ نوعی خودمحوری که بوآل آن را ویژگی آشکار بورژوازی رو به رشد می‌خواند. ولی آزادی‌هایی که هنر نمایش در آن دوره وعده می‌دهد، در دسترس همگان نیست. نظام همچنان به سرکوب ادامه می‌دهد. مردم توده‌ای بی‌شکل شمرده می‌شوند که باید از سوی اقلیتی کنترل شوند که به شکل موروثی یا به زور به قدرت رسیده‌اند.

این‌کتاب با ۲۴۷ صفحه، شمارگان هزار و ۱۰۰ نسخه و قیمت ۳۶ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...