نخستین جلد کتاب «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» نوشته علی‌اشرف درویشیان و رضا خندان مهابادی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، در ابتدای کتاب درباره روش کار در جمع‌آوری افسانه‌های این کتاب می خوانیم:  طی سال‌های اخیر، تألیف فرهنگ جامعی از افسانه‌ها یا قصه‌های عامیانه ملل مختلف مورد علاقه و توجه بسیاری از پژوهشگران مسائل فولکلوریک قرار گرفته است. در این زمینه، چند کشور، از جمله شوروی سابق، فرانسه و آلمان پیشقدم بوده‌اند.

 مجموعه‌ای که در دست دارید، کوششی است در این راه که در حقیقت می‌توان آن را مقدمه‌ای برای تدوین فرهنگ‌ بزرگ و جامع به حساب آورد. چنان‌که ملاحظه می‌فرمایید، درباره هر یکی از افسانه‌های این مجموعه توضیح مختصری داده شده است. البته در پایان جلد آخر این فرهنگ نیز با توجه به کلیه افسانه‌ها، بررسی کاملی انجام می‌دهیم و توضیحات بیشتری خواهیم داد.

روش کلی ما در این فرهنگ که امیدواریم روزی به صورت دائره‌المعارفی از افسانه‌های ایرانی تدوین شود مبتنی بر روایت کوتاه، اما گویای افسانه‌هاست. برخی از افسانه‌ها که کوتاه بوده‌اند، به صورت کامل آورده شده‌اند و علت آن، همان کوتاه بودن افسانه است. البته در صورتی که افسانه چاپ نشده‌ای به دست ما رسیده. آن را به همان صورت اصلی وارد کرده ایم و پس از این نیز چنین خواهیم کرد. بدون تردید همه مولفینی‌ که برای گردآوری افسانه‌های ایرانی تاکنون کوشش کرده‌اند و مجموعه‌هایی به چاپ رسانده‌اند، در پدید آوردن این فرهنگ سهم مهم و به سزایی دارند.

 همچنین در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: «فرهنگ افسانه‌های مردم ایران» نزدیک به دو هزار روایت افسانه‌ای را دربر می‌گیرد و در نوزده جلد به صورت الفبایی تنظیم شده است. گذشته از جنبه‌های زیباشناسی افسانه‌ها که مرز و محدوده سنی نمی‌شناسد و برای خواننده و شنوده‌اش لذت معنوی به جای می‌گذارد، این فرهنگ خود یک تاریخ است. بیان تخیلی تاریخ اجتماعی و فرهنگی مردمانی  است که قرن‌ها با دم‌دست‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین هنر خود (قصه‌پردازی  و قصه گویی» رنج‌ها، خوشی‌ها، آرزوها، رویاها امیدها، ناامیدی‌ها و درک و دریافت خود از پیراموشان را در قالبی خیالی بیان  و از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده‌اند. افسانه‌ها پنجره‌ای به سوی جهان آن مردم می‌گشایند؛ مردم و جهانی که دیگر نیستند اما لذت و شگفتی‌ای که با هنرشان‌ آفریده‌اند همچنان باقی است.

این کتاب  که شامل ۱۳۵ افسانه ایرانی است که در ۴۷۴ صفحه با شمارگان ۳۰۰ نسخه و قیمت ۶۹ هزار تومان در انتشارات ماهریس راهی بازار شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...