نزدیک به ۵۵ سال از انتشار کتاب «نمایش در ایران» بهرام بیضایی می‌گذرد و حالا این کتاب برای اولین‌بار به زبان ایتالیایی برگردانده شده است.

به گزارش ایسنا، «نمایش در ایران» پس از گذشت نیم قرن همچنان اصلی‌ترین منبع پژوهشی درباره تاریخ نمایش و گونه‌های مختلف نمایشی ایران است و بعد از گذشت این همه سال هنوز هیچ اثر پژوهشی دیگری که جامع‌تر از این کتاب باشد، منتشر نشده است.

این کتاب به تازگی برای اولین‌بار به زبان ایتالیایی منتشر شده و در حال حاضر در سایت آمازون به فروش می‌رسد.

مانی نعیمی که چند سالی است در فلورانس ایتالیا در زمینه موسیقی و نمایش فعالیت می‌کند، این اثر پژوهشی را به ایتالیایی برگردانده است.

او که دانش‌آموخته رشته «تاریخ تئاتر و نمایش» از دانشگاه فلورانس است و هم‌اکنون هم سال پایانی دکترای خود را در همین رشته سپری می‌کند، درباره انتخاب کتاب «نمایش در ایران» برای ترجمه به زبان ایتالیایی می‌گوید: «در زمان تز ارشدم تصمیم به معرفی فرم‌های گوناگون نمایشی ایران گرفتم؛ تصمیمی که در نهایت من را به این نتیجه رساند که تز من می‌تواند ترجمه، تکمیل و ویرایش «نمایش در ایران» استاد بیضایی باشد. در همین راستا و پس از تشکیل یک زنجیره‌ انسانی که از دانشگاه سوره تهران شروع شد: نیما شوقی، مهدی صفاری نژاد، استاد محمد چرم‌شیر، استاد حمید امجد و در نهایت به بهرام بیضایی ختم شد، این اجازه را از ایشان در پایان سال ۱۳۸۷ گرفتم. این آغاز ماجرا بود.»

او که بیشتر در حوزه آهنگسازی فعالیت دارد و تمرکزش بر جنبه‌های نظری تئاتر  است، توضیحاتی درباره روند ترجمه این کتاب ارائه می‌دهد: «در سال ۲۰۱۱ میلادی موفق به تکمیل کار و دریافت مدرک ارشد شدم. پروژه‌ای که در تمام دوران انجام آن، گاه گاه و به صورت تلفنی جناب بیضایی ناظر و مددرسان آن بود. انتشار این اثر اما داستان دیگری بود، که چند سالی به طول انجامید. بعد از چند سال وقفه، وعده‌های بیهوده این و آن، و البته هرگز تسلیم نشدن، بالاخره موفق شدیم. بدین صورت که دو سال پیش و بعد از آغاز مقطع دکترا با استادی ایرانشناس از دانشگاه بولونیا به نام کارلو سَکــُــنه آشنا شدم. با او وارد همکاری شدم و «نمایش در ایران»، پس از یک ویرایش طولانی تکمیل و به زبان ایتالیایی منتشر شد:

BAHRAM BEYZAÌ, Storia del teatro in Iran, a cura di MANI NAIMI, presentazione di CARLO SACCONE, Seattle, Centro Essad Bey - Amazon IP, ۲۰۲۰; Bactriana. Collana di Studi Indo-Mediterranei.»

همان‌طور که اثر بیضایی در ایران هنوز بهترین منبع برای آشنایی با تاریخچه نمایشی سرزمین‌مان است، مسلما ترجمه ایتالیایی این کتاب نیز کامل‌ترین اثری است که ایتالیایی‌زبانان کنجکاو درباره تئاتر ایران می‌توانند بخوانند.»

نعیمی در این‌باره می‌گوید: «این کتاب جامع‌ترین اثر به زبان ایتالیایی ـ تا بدین لحظه ـ  در رابطه با تاریخ تئاتر و گونه‌های متعدد نمایش در ایران، از دوران کهن تا اواسط قرن بیستم است. ضمن این‌که بخش نخستین کتاب افزوده‌ای است به قلم من، شامل بیوگرافی کاری و شخصی استاد بیضایی، از آغاز تا اکنون.»

اما چه کسی مخاطب این کتاب در ایتالیاست؟ پاسخ مترجم کتاب به این شرح است: «مخاطبان این اثر در ایتالیا قطعا خاص هستند: دانشجویان، استادان و محققان تاریخ هنر، تئاتر و نمایش. در عین حال، کنجکاوان و کسانی که می‌خواهند وجه‌های دیگری از فرهنگ‌های دیگر را بشناسند و لمس کنند، فرای آن‌چه اخبار و فضای مجازی می‌گوید، به این جمع اضافه خواهند شد و در این میان، قطعا آن دسته از ایرانی‌ها و ایتالیایی‌هایی که بین دو فرهنگ ایران و ایتالیا فعالیت می‌کنند، به خصوص در زمینه زبان و ترجم، نیز مخاطب این کتاب خواهند بود.»

هرچند در زمینه ادبیات معاصر آثاری داریم که به زبان‌های دیگر ترجمه شده باشند اما تعداد نمایش‌نامه‌های فارسی که روانه دیگر کشورها شده باشند، بسیار کم‌شمار است. از نعیمی می‌پرسیم تصمیمی دارد برای ترجمه نمایش‌نامه‌های فارسی به ایتالیایی و او پاسخ می‌دهد: «در رابطه با ترجمه نمایش نامه‌های ایرانی در ایتالیا در این لحظه برنامه‌ای ندارم ولی قطعا می‌تواند کاری ارزشمند باشد. اگر شایستگی‌اش را داشته باشم در این راه هم قدم خواهم برداشت. تا بدین جای کار اما، قدرشناس بهرام بیضایی هستم که این فرصت را به این ایرانی/ایتالیایی کوچک داد تا سهمی در معرفی دستاورد و زحمات او داشته باشد. شاید این ترجمه، که به گمانم اولین ترجمه از نمایش در ایران به زبانی اروپایی یا حتی به هر زبان دیگری باشد، زمینه تکثیر آن در کشورهای دیگر را هم فراهم سازد که «این جهان را چاره‌ای جز فرهنگ نیست».

مانی نعیمی که سال‌هاست ساکن ایتالیاست، در زمینه موسیقی و در قالب آهنگسازی و ترانه‌سرایی فعالیت داشته و در زمینه نمایش فعالیت او بیشتر نظری بوده است.

به گزارش ایسنا، «نمایش در ایران» بهرام بیضایی در سال‌های ۴۱ و ۴۲ در قالب مجموعه‌ای مقاله در مجله‌های مختلف و مشخصا در مجله موسیقی منتشر شد و  در سال ۱۳۴۴ با سرمایه شخصی بهرام بیضایی و از سوی چاپ کاویان به صورت یک کتاب پژوهشی به چاپ رسید. پس از آن انتشار این کتاب به ناشر همیشگی آثار بیضایی، انتشارات «روشنگران و مطالعات زنان» سپرده شد.

................ هر روز با کتاب ...............

سقراط هم بوسه زنان زیبا را سمی‌تر از زهر رتیل دانسته و نصیحت کرده که هر کجا زن زیبایی دیدید، بدون تردید بگریزید... از «کلوپاترا» ملکه مصر تا «سودابه» دختر شاه مازندران... مردان باور نمی‌کنند، یک‌زن زیبا که قطره اشکی هم روی گونه‌هایش خیس خورده باشد، بتواند دست به قتل بزند... تو هیچ نیازی به کمک کسی نداری بریجیت، تو خوبی، خیلی خوبی، به‌خصوص اون چشمات و من فکر می‌کنم افسون اون‌ها روی صدات تاثیر می‌گذاره ...
بزرگ ترین رمان انگلیسی قرن نوزدهم... شرح و نقد زندگی چند خانواده ... دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد. این ازدواج نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی... دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند... ...
روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...