مراسم رونمایی از کتاب «با اعمال شاقه» به قلم محمد حنیف عصر دیروز با حضور محمدرضا گودرزی و حمیدرضا امیدی سرور برگزار شد.

به گزارش تسنیم، در ابتدای این جلسه محمد حنیف نویسنده رمان «با اعمال شاقه» بخش‌های ابتدایی از کتاب خود را خواند و سپس حمیدرضا امیدی سرور صحبت کرد؛ او گفت: وقتی این کتاب را خواندم فهمیدم که حرف بسیار جدی زده‌اند که در این جلسه بیشتر راجع به آنها صحبت می‌کنیم؛ قبل از این موضوع واقعاً حیفم می‌آید که راجع به کارهای تحقیقاتی ایشان حرف نزنم چرا که واقعاً به این مسائل اشراف دارند؛ ایشان یک کتاب تحقیقی به نام رئالیسم جادویی در ادبیات بومی ایران دارند که آن را خوانده‌ام؛ آن کتاب بسیار خوب بود و بعداً در جشنواره جلال برگزیده شد و جایزه گرفت؛ باید بگویم که ایشان 12 کار داستانی دارند که منتشر شده است؛ از آن جمله می‌توان به «آسایشگاه شماره 6»، «برف‌ها آب می‌شوند»، «قفس»، «زمانی برای فریاد» و ... اشاره کنم؛ اولین رمان ایشان به نام «گل‌های یخی» در سال 1377 منتشر شده است و حالا با رمان «با اعمال شاقه» وارد شده‌اند.

بازتاب عمری فعالیت ادبی محمد حنیف در جدیدترین رمان او

وی ادامه داد: ایشان در زمینه پژوهش‌های ادبی نیز فعالیت داشتند و 12 عنوان کتاب نوشته‌اند؛ همان‌طور که اشاره کردم این آثار کارهای جدی و دقیقی به ویژه در ادبیات پس از انقلاب هستند؛ در حقیقت ایشان در زمینه ادبیات عامه بسیار خوب کار کرده‌اند؛ باید بگویم که آقای حنیف جوایز مختلفی را دریافت کرده‌اند؛ برای مثال برگزیده بخش نقد ادبی دوازدهمین دوره جایزه جلال بوده‌اند و قلم زرین در بخش نقد و پژوهش ادبی را دریافت کرده‌اند.  حال سوالی که وجود دارد این است که چرا به رزومه ایشان اشاره کردم؟ دلیلش این است که بازتاب چنین کارنامه پر و پیمانی را در این کتاب می‌بینم. در واقع این رمان کتابی است که وقتی آن را می‌خوانیم احساس می‌کنیم نویسنده‌اش عقبه خوبی دارد و می‌توان نمود آن را در کتاب دید. همین‌ ابتدا باید اشاره کنم که اگر شما به قصد خواندن یک کتاب داستان‌گو یا سرگرم‌کننده به سراغ «با اعمال شاقه» رفته‌اید اشتباه کرده‌اید. این رمان یک کتاب جدی است که شما را به چالش دعوت می‌کند و با کتاب‌هایی که صرفا برای سرگرم‌شدن است فرق دارد.

«با اعمال شاقه»، رمانی با ژانر و راوی ترکیبی است

در بخش بعدی محمدرضا گودرزی صحبت کرد و گفت: ژانر این کتاب، ترکیبی است؛ بدین معنی که ترکیبی از چندگونه ادبی است؛ یکی رئالیسم جادویی است، یکی بینامتن است، یکی تمثیل است و دیگری واقعگرای اجتماعی است؛ بخش رئالیسم جادویی آن مربوط به حضور بخشی‌ از باورهای مردمی ایرانی است؛ در این رمان، «آل»، «مردآزما» و «نسناس» وجود دارد؛ بحث بعدی کتاب که باید مورد بررسی قرار بگیرد، راوی است چرا که نظرگاه کتاب یکی از مهم‌ترین عناصر آن است و بعد از ژانر به راوی توجه می‌شود؛ باید بگویم که در این کتاب، راوی نیز مرکب است؛ یعنی نه تنها یک ژانر ندارد بلکه راوی آن نیز متغیر است.

این کارشناس و منتقد ادبی با اشاره به ویژگی‌ها‌ی روایی کتاب گفت: از جمله ویژگی‌های روایی رمان می‌توان به استفاده از تصویر در کتاب اشاره کرد؛ در لابه‌لای متن‌ها می‌بینید که از تصویر استفاده شده است که البته در متن‌های جدید و پست مدرن این کار می‌شود؛ یکی دیگر از ویژگی‌های روایی کتاب، استفاده از تکنیک تکرار است؛ دقت داشته باشید که در رمان‌نویسی بحثی به نام زمان‌مندی وجود دارد؛ این مسئله یکی از مهمترین عناصری است که بین داستان با گزارش یا خاطره تفاوت ایجاد می‌کند؛ در اینجا زمان جابه‌جا شده یا به عبارت بهتر ذهنی می‌شود؛ در حقیقت دیگر خبری از زمان تقویمی نیست؛ از دیگر عناصر روایی رمان تکنیک تأخیر است؛ گفته می‌شود که تکنیک تأخیر شمشیر دولبه است، این تکنیک ابزار تعلیق است و تعلیق به معنای ایجاد حس انتظار و کنجکاوی در خواننده است. 

به تصویر کشیدن فضای جدید و فرار از رمان آپارتمانی

او اضافه کرد: در این رمان سه شخصیت وجود دارد که از شخصیت‌های دیگر بسیار مهم‌ترند؛ آل، نسناس و مردآزما. به نظر می‌رسد که شخصیت‌ها در حد رمان کامل، زنده و ملموسند و هر کدام آن جایگاه و نقش اجتماعی که رمان بهشان داده است را به خوبی ایفا می‌کنند، حتی نویسنده مراقب بوده است که سخنان مردآزما و نسناس با نثری متفاوت با نثر بقیه دربیاید تا موضوع کهن بودن و فرهنگی بودنشان را نشان بدهد؛ به دلیل شکست زمان، راوی‌های متعدد، گستره وقایع و تعدد ژانرها رمان سخت‌خوان است و هر خواننده‌ای نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند و به نوعی نخبه‌گرا است؛ البته با وجود تمام این پیچیدگی‌ها، نثر رمان سلیس و شیوا است و مهم‌ترین ویژگی آن این است که با آثار دیگر ایرانی که وجود دارد متفاوت است؛ کار قبلی آقای حنیف نیز همین‌طور بود و پاسخی به مشکلات فعلی ادبی و داستان‌های آپارتمانی است؛ نویسنده، این چنین فضاها را کنار گذاشته و تلاش می‌کند فضای جدیدی را به تصویر بکشد. 

رمان تکنیکی و پیچیده، هنر داستان‌نویسی را ارتقا می‌دهد

حمیدرضا امیدی سرور در بخش دوم صحبت‌های خود گفت: به نظرم در اینجا بد نیست به این مسئله اشاره کنیم که اگر این رمان این قدر سخت و پیچیده است چرا باید آنرا بخوانیم؟ قطعاً رمان‌ها به نیت‌های مختلفی نوشته می‌شوند؛ یک جور رمان‌ها سرگرم‌کننده‌‌اند و یک سری دیگر رمان‌های دشوارند که جامعه هدف آنها متفاوت است؛ حال سؤال این است که چرا باید این رمان را بخوانیم؟‌ به نظرم این نوع رمان‌های نامتعارف هنر داستان‌نویسی را ارتقا می‌دهند یعنی اگر رمان بازاری، صنعت نشر را رونق می‌دهد، رمان تکنیکی و پیچیده، هنر داستان‌نویسی را ارتقا می‌دهد, یکی از ویژگی‌هایی که رمان‌های پیچیده این شکلی دارند این است که راه را باز می‌گذارند که ما برداشت‌های متفاوت داشته باشیم؛ مهم‌تر از آن این است که ما را دعوت می‌کنند تا چندبار آن را بخوانیم؛ یکی از ویژگی‌‌های رمان‌های متفاوت این است که مخاطب را به بازخوانی دعوت می‌کنند؛ در این بازخوانی ویژگی‌های جدیدی را کشف می‌کنیم و آن ظرافت‌ها و پیچیدگی‌ها در خوانش‌های بعدی کمتر می‌شود؛ در اینجا است که مخاطب به کشف و شهود رسیده و از خواندن کتاب لذت می‌برد.

در پایان این مراسم، از رمان «با اعمال شاقه» با حضور نویسنده کتاب و مهمانان برنامه رونمایی شد.

................ هر روز با کتاب ...............

روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...