رمان ایرانی «بازگشت ماهی‌های پرنده» به قلم آتوسا افشین‌نوید توسط نشر آگه منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز، «بازگشت ماهی‌های پرنده» قصهٔ ترلان، مهاجر موفق چهل ساله‌ای در انگلیس است که مرگ عمویش در ایران موجب شده که به مرور خاطراتش بپردازد.

بازگشت ماهی‌های پرنده  آتوسا افشین‌نوید

شوکا هویت‌دوست درباره این رمان نوشته است: ترلان زندگی‌اش را درست مثل فرآیند درست کردن پازل تعریف می‌کند؛ گاهی از گوشه‌ها می‌گوید و گاهی از میانه تعریف می‌کند. خرده‌روایت‌های تودرتو و پیچیده و اسرارآمیز در دل روایت بزرگ‌تر نقش می‌بندند جوری که هم هیبت کل جهان هستی راوی دیده شود هم اجزای سازنده‌اش.

او از دوران نوجوانی‌اش در آغاز جنگ می‌گوید. از مدرسه و شعارهایش، از خانه و پنهان‌کردنی‌هایش، و شهر غمزده و آرمان‌هایش. او قصه‌اش را با سیاهی و سفیدی آدم‌هایش تعریف می‌کند، آدم‌هایی که حتی تاریکی و روشناییِ خنثی‌ترینشان در هم تنیده است. انگار همهٔ شهر همین‌قدر دارای تضادهای درونی است. روزهای سخت جنگ با ترس و ناامنی و شادی همراه است و روزهای پس از جنگ با نیم‌خیز امیدهایی که سرکوب می‌شوند و ترلان در مهاجرت تنها می‌تواند تماشاچی این نیم‌خیز شدن‌ها باشد.
مهاجرت در تمام این وقایع پای ثابت تاریخ است– هر دو شکل مهاجرت چه آن کسانی که انتخابشان رفتن بوده چه آنها که به اجبار یا انتخاب برجا می‌ماند.

از آتوسا افشین‌نوید پیش از این دو مجموعه داستان‬ «سرهنگ تمام‏‫» و « ‏گچ و چای سردشده‮‬‏‫» و کتاب «یک، دو، سه، نویسندگی» منتشر شده است.

رمان ایرانی «بازگشت ماهی‌های پرنده» به قلم آتوسا افشین‌نوید در ۴۲۴صفحه و با قیمت 69هزار تومان توسط نشر آگه منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

بچه‌هایی كه بر اثر آسیب‌های اجتماعی و پیشینه مسائل خانوادگی‌شان، انواع مشكلات اخلاقی را داشتند... در حقیقت روزنوشت‌های ماكارنكو از این تجربه واقعی و اصیل است... چه کسی می‌توانست تا این اندازه به شكلی غیرقابل‌تصور، صدها کودک را که زندگی با چنین وضع قساوت‌بار و تحقیرآمیزی مچاله‌شان کرده بود تغییر دهد؟... خودش در جایی از حامله شدن یكی از دختران در همان دوران گزارش می‌دهد ...
ابتدا به‌صورت سناریو نوشته شد؛ فیلم شد و بعد تصمیم گرفتم رمان را بنویسم... بعد از کودتای ۱۹۸۰ در ترکیه چهار سال از زندگی‌ام را در زندان گذرانده بودم، لذا با طرز برخورد حکومت‌های نظامی با دموکراسی آشنایی نزدیک داشتم... من مدت‌هاست که به دنیا از دریچه دولت‌ها نمی‌نگرم... هیچ نمونه‌ای از خوشبختی و سعادت انسان‌ها در سیستم‌های سوسیالیستی و چپ‌گرا حتی در اوج قدرتشان سراغ ندارم ...
زمان بازدهی حوزه آموزش طولانی است و به‌همین‌خاطر ایده نوسازی از بالا با اعمال زور را مطرح می‌کردند... اگر ما ملتی داشته باشیم که جاهل باشد، آن‌گاه استبداد بر او تداوم پیدا می‌کند... آنهایی که می‎فرستیم خارج تحصیل می‌کنند و برمی‎گردند، حتی اگر ترقی‎خواه، مشروطه‎خواه و آزادی‎طلب باشند، وقتی با وضعیتی روبه‌رو می‎شوند که نمی‎توانند در آن کاری کنند، ناامید می‎شوند... سعی می‌کند رضاشاه، استبداد و سلطنت را بلاموضوع کند. ...
زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...