«نقد ترجمه در ايران» تأليف اميرداود حيدرپور و محمدرضا هاشمی به چاپ دوم رسید.
به گزارش ایبنا، نخستين كتاب نقد ترجمه در ايران که شهريور 98 از سوی نشر «عصر ترجمه» چاپ شده بود، در بهمن ماه سال جاری به چاپ دوم رسید و به بازار کتاب عرضه شد.

به گفته مولفان، این کتاب که نخستین اثر پژوهشی نظام‌مند در زمینه نقد ترجمه در ایران به شمار می‌رود، افزون بر اینکه برای عموم علاقه‌مندان به حوزه ترجمه و نقد قابل‌استفاده است، می‌تواند‌ به‌عنوان منبع درسی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته مطالعات ترجمه نیز مورد استفاده قرار گیرد.

چهره‌های مشهوری همچون محمدرضا شفیعی کدکنی، عبدالحسین زرین‌کوب، علی موسوی گرمارودی، غلامعلی حداد عادل، محمدعلی اسلامی ندوشن، فتح‌الله مجتبایی، پرویز ناتل خانلری، رضا داوری، محمدحسن گنجی، احسان یارشاطر، ایرج افشار، غلامحسین یوسفی، احمد کریمی حکاک، سید احمد فردید، صادق هدایت، منوچهر بزرگمهر، رضا سیدحسینی، محمدعلی موحد، محمدعلی جمال‌زاده، ایرج پزشک‌نیا و مسعود رجب‌نیا از جمله مهم‌ترین شخصیت‌های ادبی ایران هستند که در این کتاب نقدهای آنان بر آثار ادبی منتشر شده تا قبل از سال 1357 به تفصیل ارائه شده است.

امیر داود حیدرپور، دانش‌آموخته رشته مطالعات ترجمه از دانشگاه فردوسی مشهد و محمدرضا هاشمی استاد مطالعات ترجمه در دانشگاه فردوسی مشهد هستند.

یادآور می‌شود، «نقد ترجمه در ايران» را انتشارات «عصر ترجمه» كه ناشر تخصصی مطالعات ترجمه است در 216 صفحه منتشر كرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هرچندسال یک‌بار، مرض مسری وبا به تهران و سایر ولایات ایران می‌آمد... در قم خبری از وبا نبود... به‌وسیله حاجی امام‌قلی‌بیک کدخدا، صادر و واردِ ده قدغن شد... عده اموات تهران در یکی‌دو هفته به روزی سیصدنفر هم رسیده بوده‌ است... وبای عمومی از هندوستان به افغانستان و ایران سرایت کرد... وبا در پطرزبورغ، مرض محلی شده بود. روزهای یکشنبه به جهت تعطیل و گردش مردم، بخصوص عرق‌خوری عمله‌جات، عده مبتلا که در ظرف هفته کم شده بود، باز زیاد می‌شد ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
رمانی برای کودکان و نوجوانان که در 1865 منتشر شد... داستان یک رؤیاست... ناگهان از طریق یک تونل به محل ناشناخته‌ای پرتاب می‌شود و از اینجا اتفاقات عجیب و غریب بعدی شروع می‌شود... جلدها تنوع حیرت انگیزی دارند. طراحی‌ها اگرچه به ماجراها و شخصیت‌های عجیب و غریب کتاب پایبندند ولی خلاقیت در فرم، خلاقیت در رنگ و خلاقیت در شخصیت پردازی، نتایج شگفت انگیزی رقم زده است. ...