مجموعه داستان‌های منتخب دوره اول، دوم و سوم جایزه داستان کوتاه سیمرغ با عنوان «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت» و مجموعه داستان‌های منتخب دوره چهارم این جایزه با عنوان «پری‌خور جنُی» منتشر شد.

به گزارش ایسنا، [چاپ دوم] «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت» که داستان‌های منتخب دوره اول، دوم و سوم جایزه کوتاه «سیمرغ» است با گردآوری مصطفی بیان در ۱۳۴ صفحه با شمارگان ۲۰۰ نسخه و قیمت ۳۵ هزار تومان در نشر داستان عرضه شده است.

 جایزه داستان کوتاه سیمرغ «در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت» «پری‌خور جنّی»

بازی، فنس پاره و در خانه ما کسی یانگ را دوست نداشت نوشته معصومه دهنوی، در فاصله چند نخی که میان ماست  و مارماهی از نجمه باغیشنی، بی‌خوابی‌های نیمه‌شب از زهره احمدیان، لاابالی کوچه لردها از کیان درجزی، داستان عفت از هدی امنیان مقدم، پیرمردی به رنگ سفید از  جواد دهنوخلجی، حس مرگ از محمد اسعدی، نیاز نوشته سلیمان آهی، سرخ چون نت‌های ریخته روی پیشانی‌ات از علی بوتیمار، پنج‌ شب در اتاق اجاره‌ای از فریده ترقی، سرخ از هستی بشروتنی، کن فیکون از سولماز اسعدی،  سفر در زمان از پوریا دارابیان و دره مهربانی  نوشته امیرمحمد سلیمانی از داستان‌های این کتاب هستند.

در نوشته پشت جلد کتاب آمده است: مجموعه پیش‌ رو داستان‌هایی است سرشار از خیال و اندیشه‌ داستان‌نویسان جوان نیشابوری و متولدین نیشابور سراسر کشور که در سه‌ دوره جایزه داستان کوتاه سیمرغ (سال‌های ۱۳۹۴ -۱۳۹۴) از سوی داوران کشوری انتخاب شده‌اند.

جایزه مستقل «داستان کوتاه سیمرغ» به ابتکار انجمن داستان سیمرغ نیشابور از سال ۱۳۹۴ پایه‌گذاری شد و با حمایت‌های معنوی اساتید و داستان‌نویسان برجسته حوزه ادبیات داستانی و با هدف تشویق و ترغیب نویسندگان و ایجاد فضایی مناسب برای کشف استعدادهای درخشان معرفی ظرفیت‌های ادبیات داستانی شهرستان نیشابور پیش رفت.

همچنین کتاب «پری‌خور جنی» شامل مجموعه داستان‌های منتخب دوره چهارم جایزه داستان کوتاه «سیمرغ» (ویژه استان‌های شرق کشور) با گردآوری مصطفی بیان در ۹۰ صفحه با شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۳۲ هزار تومان در نشر یادشده عرضه شده است.

این مجموعه با این داستان‌ها همراه است: پری‌خور جنّی از مونا بدیعی جوان، کالترا از شیما محمدزاده، لاله عباسی از مصطفی توفیقی، والران نوشته علی‌اصغر داوری، آقای مرد هنوز همان‌جا ایستاده است از سیده حدیث میرفیضی، آواز شغال‌ها از کیان درجزی، تاج رز برای شاه بی‌سر نوشته سولماز اسعدی، راپرت از معصومه قدردان، چای تلخ از آریاناز برجی و عقربه ساعت دویدنش را از سر می‌گیرد نوشته نگین محمدی.

در نوشته پشت جلد کتاب هم آمده است: مجموعه پیش رو داستانی‌هایی است سرشار از خیال و اندیشه داستان‌نویسان جوان استان‌های شرق کشور (شامل استان‌های خراسان شمالی، رضوی، جنوبی و سیستان و بلوچستان) که در دوره چهارم جایزه داستان کوتاه «سیمرغ» (بهمن ۱۳۹۷) از سوی داوران کشوری انتخاب شده‌اند.

................ هر روز با کتاب ...............

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...