چهارمین چاپ نشر اختران از کتاب «دکترین شوک: ظهور سرمایه داری فاجعه» [The shock doctrine : the rise of disaster capitalism] نوشته نائومی کلاین [Naomi Klein] منتشر شد. نویسنده در این کتاب به پروژه شوک درمانی در اقتصاد کشورهای مختلف را که منجر به حوادث دهشتناکی شده، کاویده است.

دکترین شوک [The shock doctrine : the rise of disaster capitalism] نوشته نائومی کلاین [Naomi Klein]

به گزارش مهر، نشر اختران چهارمین چاپ خود از کتاب «دکترین شوک؛ ظهور سرمایه‌داری فاجعه محور» نوشته نائومی کلاین و ترجمه مشترک مهرداد (خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی را با شمارگان هزار نسخه، ۷۵۲ صفحه و بهای ۹۸ هزار تومان منتشر کرد. پیشتر این کتاب پنج نوبت دیگر نیز توسط انتشارات کتاب آمه منتشر شده بود.

نخستین چاپ نشر اختران از این کتاب در سال ۱۳۹۵ و نخستین چاپ نشر آمه نیز در سال ۱۳۸۹ در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

کتاب پیش رو شامل تحقیقات گسترده و نتایج بازدید مستقیم نائومی کلاین از کشورهای مختلف است که به اصطلاح در آن‌ها دکترین شوک اجرا شده است. این بررسی‌ها که حاصل سه سال سفر نائومی کلاین و دستیارش بود رویه‌ای که به ظهور سرمایه‌داری فاجعه‌محور ختم می‌شود، نشان می‌دهد. کتابی که به گفته جوزف استیگلیتز (برنده جایزه نوبل اقتصاد) «از دسیسه‌های سیاسی برای تحمیل سیاست‌های اقتصادی نامطلوب بر کشورهای مقاوم و تلفات انسانی ناشی از اجرای این‌گونه سیاست‌ها توصیفی غنی به دست می‌دهد و از غرور بیجای فریدمن و پیروان دکترینش تصویری نگران کننده به نمایش می‌گذارد.»

«دکترین شوک» کتابی چالش‌برانگیز در مقابل «این ادعای نولیبرالی است که گویا دموکراسی و بازارهای آزادِ رها از قید و شرط دوقلوهایی جدانشدنی‌اند.» خانم نائومی کلاین نشان می‌دهد که آموزه‌های مکتب اقتصادی شیکاگو و سیاست‌های میلتون فریدمن در کشورهای مختلف به شکست و فاجعه ختم شده‌اند. کتاب هفت بخش کلی و ۲۱ فصل دارد. عناوین بخش‌های هفتگانه کتاب به ترتیب به این شرح است: «دو استاد شوک‌درمانی»، «نخستین آزمایش»، «ماندگاری قوانینی مخرب چون بمب در حاکمیت دموکراسی»، «بیراهه رفتن در مسیر گذار»، «زمانه هولناک»، «عراق، تکرار داستانی قدیمی» و «منطقه سبز منقول».

نویسنده بحث خود را با یک بررسی تاریخی و از نخستین روزهایی که ایده دکترین شوک پدید آمد، آغاز کرده و بحث را تا سال ۲۰۰۷ پی می‌گیرد. فصل اول این کتاب، که موضوع آن اقتصاد آزاد و سرمایه‌داری است، به طور کلی متفاوت است و به کارهای دکتر ایوون کامرون (نخستین استاد شوک‌درمانی) می‌پردازد.

دکتر کامرون در تلاش بود با استفاده از شوک‌درمانی الکتریکی ذهن بیماری که دچار مشکل بود را تخلیه و به اصطلاح به لوح نانوشته‌ای برسد که بعد آن را بازسازی کند. در ادامه آزمایش‌ها علاوه بر شوک‌درمانی، محرومیت حسی و خواب‌های طولانی نیز بر روی بیمار آزمایش شد اما هرچه تلاش برای خالی کردن مغز و یا به اصطلاح شست‌وشوی مغزی بیشتر می‌شد، نتایج ناامیدکننده‌تر از آب در می‌آمد و بیمار اغلب دچار فروپاشی روانی می‌شد و هیچ‌گونه بازسازی صورت نمی‌گرفت. در واقع دیگر لوح پاکی وجود نداشت که بخواهند آن را با چیزی پر کنند. در این میان حمایت سازمان سیا از آزمایش‌ها ثابت شد و همگان دیدند که این پروژه ابعاد بسیار گسترده‌تری را شامل می‌شود.

در فصل بعدی کتاب دکترین شوک ما با میلتون فریدمن روبه‌رو می‌شویم. کسی که در جستجوی آزمایشگاهی برای آزمایش ایده‌های اقتصاد بازار آزاد بود. دانشکده اقتصاد دانشگاه شیکاگو در دهه ۱۹۵۰ یک مکتب فکری را بنا نهاد که «مولود ذهنی حلقه‌ای از دانشگاهیان محافظه‌کار بود که ایده‌هایشان را مانند سدی انقلابی در برابر تفکر غالب «دولت‌گرا»ی روز به کار می‌گرفتند.» این مکتب که دخالت دولت در اقتصاد را منشأ اصلی مشکلات می‌دانست با وارد شدن میلتون فریدمن جانی دوباره گرفت. سرانجام میلتون فریدمن و مکتب اقتصادی شیکاگو اولین آزمایشگاه خود را پیدا کرد: شیلی. در فصول بعدی شوک درمانی در آمریکا، کشورهای آفریقایی، عراق و حتی دیگر کشورها نیز بررسی می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...