قباد آذرآیین خواستار حذف نام خود از نامزدی دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی جلال آل ‌احمد شد.

این داستان‌نویس که با مجموعه‌ی داستان «هجوم آفتاب»، نامزد این جایزه‌ شده است، با اعلام این مطلب به ایسنا، گفت: ضمن احترام به نام ارجمند جلال و سپاس از دست‌اندرکاران و داوران جایزه‌ی جلال‌ آل ‌احمد، درخواست می‌کنم نام اینجانب را از لیست نامزدهای دریافت دومین دوره‌ی جایزه‌ی یادشده حذف فرمایند.

آذرآیین متولد سال 1327 است و از جمله آثارش به مجموعه‌های داستان «حضور» و «شراره‌ی بلند» و دو عنوان کتاب «پسری آن سوی پل» و «راه که بیافتیم ترس‌مان می‌ریزد» برای نوجوانان می‌توان اشاره کرد.

چندی پیش هم مصطفی مستور کناره‌گیری خود را از این جایزه اعلام کرد.

دیگر کتاب‌های راه‌یافته به مرحله‌ی دوم داوری دومین دوره‌ی جایزه‌ی ادبی «جلال آل احمد» که از امسال، برگزیده‌ی آن در بخش داستان به منزله‌ی برگزیده‌ی جایزه‌ی «کتاب سال» نیز معرفی می‌شود، عبارت‌اند از: رمان‌های «بیوتن» نوشته‌ی رضا امیرخانی، «شماس شامی» نوشته‌ی مجید قیصری و «صورتک‌های تسلیم» نوشته‌ی محمد ایوبی و همچنین مجموعه‌ی داستان «آوای نهنگ» نوشته‌ی احمد بیگدلی.

مراسم اهدای دومین جایزه‌ی ادبی جلال‌ آل ‌احمد با مشارکت معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مؤسسه‌ی خانه‌ی کتاب، دوم آذرماه هم‌زمان با سال‌روز تولد جلال برگزار می‌شود.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...