چهارمین چاپ رمان «شایو: پایین رفتن خورشید» [The Setting Sun] اثر اوسامو دازای [Osamu Dazai] و ترجمه مرتضی صانع توسط انتشارات کتاب فانوس منتشر شد.

شایو: پایین رفتن خورشید [The Setting Sun] اثر اوسامو دازای [Osamu Dazai]
به گزارش خبرنگار مهر، انتشارات کتاب فانوس چهارمین چاپ رمان «شایو» اثر اوسامو دازای (نویسنده معاصر ژاپنی) و ترجمه مرتضی صانع را با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۱۲۸ صفحه و بهای ۲۴ هزار تومان منتشر کرد. نخستین چاپ این رمان در نمایشگاه کتاب امسال (اردیبهشت ۱۳۹۸) با شمارگان ۵۰۰ نسخه و بهای ۱۹ هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته بود.

اوسامو دازای، از سرشناس‌ترین و اثرگذارترین نویسندگان ژاپنی است. بسیاری از نویسندگانی که اکنون بدل به نماد ادبیات و فرهنگ ژاپن شده‌اند، وامدار او هستند. دازای در سال ۱۹۴۸ و در سن ۳۸ سالگی از دنیا رفت و علیرغم اهمیتی که در ادبیات معاصر ژاپن داشت، اما پیشتر صرفاً چند داستان کوتاه از او به فارسی ترجمه شده بود و این کتاب در واقع نخستین اثر مستقل از او در زبان فارسی است. «مار»، «آتش»، «گل‌های شب‌بو»، «نامه‌ها»، «بانوی من»، «افتاد مشکل‌ها»، «وصیت‌نامه» و «قربانیان» عناوین بخش‌های مختلف این رمان است.

«شایو» رمانی درباره افول است. زندگی و هر آنچه رنگی از زندگی دارد همواره آمیخته به فراز و فرود است. از این حکم طبیعت گریزی نیست و ناگزیر هر دوره را پایانی است: حتی دوران امپراتوری و دوران جلال و جبروت. ژاپن که برای خود شأن و منزلتی داشت پس از جنگ جهانی دوم از عرش به فرش کشیده شد. رمانِ «شایو» راوی بخشی از این افول است. این رمان ماجرای خانواده‌ای از طبقه اشراف را روایت می‌کند که به دلایلی، از جمله بحران هویت اجتماعی و چشیدنِ طعم شکست در جنگ، مانند بسیاری دیگر از مردم این سرزمین به خُردی افتاده است. راوی دختر خانواده است به اسم کازوکو. پدرش مرده و برادرش به جنگ رفته و مدت‌هاست که خانواده از او بی‌خبر است. او به تنهایی از مادر مریض احوالش نگهداری می‌کند.

دختر راوی رمان اما عاصی است. سهم خود را از زندگی می‌جوید. با خود در جدال است و آرام ندارد. اصالت مادر را می‌ستاید و در مقابل از بی‌عرضگی و محافظه‌کاری خود بیزار است. «شایو» از پایانِ یک دوران سخن می‌گوید. شایو در زبان ژاپنی به معنای پایین رفتن خورشید است. تنها چیزی که در بطن کتاب و تمام طول داستان مخاطب به عینه با آن درگیر می‌شود مفهوم زوال است.

هرکدام از شخصیت‌های کتاب به‌نوعی رو به افولند. کازوکو؛ زنی مطلقه. نائوجی، برادرش، معتادی که اجبارا به جنگ فرستاده شده است. و مادری رو به مرگ. خانواده‌ای که همراه هر کدام عمیقاً درد می‌کشیم. قلم دازای نیز در این رمان به شدت جذاب است؛ جذابیتی که متن ترجمه آن را به خوبی بازتاب می‌دهد. مترجم این رمان علیرغم جوانی، در نخستین تجربه حرفه‌ای ترجمه خود موفق بیرون آمده است.

................ هر روز با کتاب ...............

زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...