دفتر دوم مجموعه «داستان توسعه در ایران» از پیروزی انقلاب اسلامی (بهمن ۱۳۵۷) تا دولت یازدهم (خرداد ۱۳۹۲) به همت گروه مهندسی خرد منتشر شد.

داستان توسعه در ایران

به گزارش کتاب نیوز، مجموعه «داستان توسعه در ایران» می‌کوشد پاسخی برای برخی از این پرسش‌ها درباره ناکامی توسعه در ایران بیابد. چرا ایران هنوز کشوری توسعه‌یافته نیست؟ چرا امروز نرخ بیکاری، تورم و رشد اقتصادی در ایران، در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه، این‌قدر نگران‌کننده است؟ چرا، به‌رغم گسترش حضور شرکت‌های خدمات مهندسی (مهندسان مشاور و پیمانکار) ایرانی در طراحی و اجرای پروژه‌های عمرانی در داخل و خارج، وضعیت کنونی این شرکت‌ها این‌قدر نگران‌کننده است؟ چرا این شرکت‌ها با حجم فراوان مهاجرت نیروهای خبره روبه‌رو هستند؟

دفتر اول این کتاب ابتدا به صدارت میرزا تقی‌خان امیرکبیرو آغاز فعالیت های توسعه محور در این دوره و سپس به دوران ۵۳ساله دودمان پهلوی و امور عمرانی و توسعه صنایع، کارخانه‌ها، پل‌ها، نیروگاه‌ها در این دوره پرداخته است. این دفتر نگاهی دارد به فعالیت‌های افرادی چون ابوالحسن ابتهاج، صفی اصفیا، عبدالمجید مجیدی، خداداد فرمانفرمائیان و علینقی عالیخانی و تحولات سازمان برنامه و بودجه و توانمندیها و کاستی های آن.

دفتر دوم این مجموعه که به تازگی منتشر شده است؛ به داستان توسعه در ایران بعد از انقلاب اسلامی سال 57 می‌پردازد. اینکه با وجودی که پس از انقلاب، به‌ر‌غم جنگ و تحریم، شش برنامه توسعه در کشور طراحی و اجرا شد و ظرفیت نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و سدها، تعداد مدارس و دانشگاه‌ها، شمار بزرگراه‌ها‌ و خطوط راه‌آهن و... نسبت به قبل از انقلاب چند برابر شد؛ اما آرمان توسعه ایران هر روز دست نیافتنی‌ تر رخ نموده است.

جلد اول این کتاب پیش‌تر با عنوان «داستان توسعه در ایران: دفتر نخست: از صدارت امیرکبیر (۱۲۲۷) تا پیروزی انقلاب اسلامی (۱۳۵۷)» در 426صفحه منتشر شده بود و اکنون جلد دوم با عنوان «داستان توسعه در ایران: دفتر دوم: از پیروزی انقلاب اسلامی (بهمن ۱۳۵۷) تا دولت یازدهم (خرداد ۱۳۹۲)» با گردآوریِ سعید موسوی، در 438صفحه و قیمت 68هزار تومان توسط نشر لوح فکر منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...