پالایش میراث حدیثی سنت دیرینه و پرافتخار تشیع بوده و از وجوه متمایز کننده‌ی شیعه از اهل سنت بوده است، امری که عالمان شیعی بدان پرداخته‌اند و گاه به دلیل اختلاف نظرهایی، آرای یکدیگر را نیز نقد کرده‌اند. امروزه از آنجا که برخی – عامدانه یا ناشیانه – با دستاویز قرار دادن روایات خرافی و ضعیف سعی در بی اعتبار جلوه دادن تمام مجموعه‌های حدیثی گران بهای شیعه دارند، ضرورت نقد حدیث از سوی آشنایان با علوم اهل بیت (علیهم‌السلام) دوچندان شده است. اگر اینان در اقدام خود توفیق یابند، نه فقط جامعه‌ی اسلامی که بشریت از گنجینه‌ی عظیمی از معارف ناب الهی محروم خواهد شد.

به گزارش خبرنگار اجتهاد، بحث پیرامون احادیث جعلی، از مباحث مهم و کاربردی در حوزه علوم حدیث است. نگاشته‌های فارسی در این زمینه بسیار انگشت شمار است.

مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث مهدی سیمایی

کتاب «مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث» نگاشته مهدی سیمایی از نمونه‌های قابل توجه در زبان فارسی است، خصوصاً که تنها به ذکر کلیات بسنده نشده، بلکه نمونه‌های متعددی از احادیث بی‌اعتبار در این اثر ذکر شده است.

دفتر اول «مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث» در پنج فصل «ارزیابی و فهم حدیث»، «روایات تقسیری»، «روایات اعتقادی»، «روایات تاریخی» و «روایات عاشورا» نگاشته شده است.

فصل اول: روش ارزیابی و فهم حدیث؛ در این فصل، نویسنده ضمن بیان قواعد نقد محتوایی حدیث، از باب نمونه به نقد برخی احادیث پرداخته است که در فصول بعد تکرار نشده است.

فصل دوم: روایات تفسیری؛ در این فصل، برخی از احادیث موجود در کتب تفسیری و روایاتی که به تفسیر و تطبیق آیات قرآن می پردازند، نقد و بررسی شده‌اند.

فصل سوم: روایات اعتقادی؛ این فصل اختصاص به احادیث اعتقادی دارد. مراد از روایات اعتقادی در اینجا هر روایتی است که به شکلی متضمن یک عقیده یا باور است، نه صرفا روایات کلامی. به همین دلیل پار‌ای از روایات عرفانی در این بخش آمده است که البته این نوع تبویت و فصل بندی خالی از تسامح نیست.

فصل چهارم: روایات تاریخی؛ این فصل به نقد روایات تاریخی پرداخته است. روایاتی که داستانی را به امامان علیهم السلام نسبت می‌دهند یا سیره‌ای را از ایشان نقل می‌کنند.

فصل پنجم: روایات عاشورا؛ این فصل راجع به روایات عاشورا است. روایات عاشورا نیز جزو روایات تاریخی هستند، اما به جهت اهمیت عاشورا و مقتل امام حسین علیه‌السلام، فصل جداگانه به آن اختصاص یافته است.

استاد محمدهادی یوسفی غروی از پژوهشگران برجسته تاریخ اسلام درباره این کتاب می‌گوید: «در این اثر معتبر آقای مهدی سیمایی سیمای نقلی شیعیان را از زوائد بی‌فواید بلکه پر ضرر و زیان زدوده است؛ نه با استبعاد و ذوق و سلیقه که با اندازه‌ای بَسَنده از دلایل نقلی معتبر و گاه با برهان خِرد. در نتیجه، سیمایی از تشیّع نشان داده است که از زوائدِ زیان‌بار پیرایش شایسته‌ای شده است».

انتشارات طه، (وابسته به موسسه فرهنگی طه، ناشر تخصصی فلسفه، ادیان، فقه و حقوق و علوم انسانی) دفتر اول کتاب «مشهورات بی‌اعتبار در تاریخ و حدیث»، به قلم مهدی سیمایی را به تازگی در ۳۵۲ صفحه و به قیمت ۵۵ هزار تومان چاپ و منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...