فاطمه ترزفان | خبرگزاری رضوی


نشست نقد و بررسی کتاب «دیانت و عقلانیت» با حضور و سخنرانی رضا بابایی نویسنده کتاب، حسن حکیم باشی به عنوان ناقد و به دبیری علی قدیری و جمعی از نویسندگان و علاقمندان شامگاه جمعه 28 اردیبهشت در پردیس کتاب برگزار شد.

علی قدیری، دبیر این نشست در ابتدا به معرفی و تبیین فصل های چندگانه این کتاب و بررسی یادداشت های متنوع آن پرداخت.

نشست نقد دیانت و عقلانیت برگزار شد رضا بابایی

رضا بابایی نویسنده کتاب درادامه با اینکه معتقدم روشنفکری دینی هنوز در ایران کارآیی دارد و از طرفی در جایی نشسته است که جایگزینی هم ندارد، اظهار کرد: چرا که دین شناسی عرفی، حوزوی و سنتی نمی توانند کارکرد روشنفکری را داشته باشند.
مسؤول سابق انجمن قلم حوزه با بیان اینکه روشنفکری دینی رقیب دو گفتمان دیگر است که باید آنها را نیز شناخت، بیان داشت: دین شناسی سنتی و حوزوی مولفه ها، کارکرد و تاریخ و آثاری دارد و می دانید که دین شناسی حوزوی چه ایستگاهها و ایستاهایی دارد و حتی می توان آینده این دین شناسی حوزوی را حتی پیش بینی کرد.

روشنفکری دینی با دین شناسی حوزوی و سنتی در تضاد و پارادوکس است
وی با اشاره به این مطلب که روشنفکری دینی رقیب دیگری هم دارد که نواندیشی دینی است که تفاوت آنها بسیار ظریف است، خاطرنشان کرد: روشنفکری دینی در اهداف، روش و مسائل با دین شناسی حوزوی و سنتی در تضاد و پارادوکس است و فقط در حوزه مسائل قابل مشاهده است که دین شناسی حوزوی و سنتی با روشنفکری دینی دو مسئله و دو دغدغه دارند.
بابایی با اشاره به این مطلب که روشنفکری دینی با نواندیشی دینی نیز در اهداف و مسائل و روش اختلافاتی دارند، اظهارکرد: در روشنفکری دینی تکیه بیشتر بر منابع و احتجاجات درون دینی مانند قرآن و سیره و سنت و احوال و اخبار درون دینی است البته استدلال ها و نظرات برون دینی از نظر دور نیست اما بیشتر تکیه بر همان منابع درون دینی است.

نواندیشان دینی بیشتر به منابع و سرمایه ها و ادبیات درون دینی نظر دارد
نویسنده کتاب «مولوی و قرآن» ادامه داد: روشنفکری دینی درست است که در برخی مواقع از منابع و ادبیات دینی استفاده می کند اما منابع دیگری را نیز مانند خرد جمعی، روح زمانه و مدرنیته و مولفه‌های آن مد نظر قرار می دهد و برخلاف نواندیشان دینی که بیشتر به منابع و سرمایه ها و ادبیات درون دینی نظر دارد.
وی با بیان اینکه کتاب «دیانت و عقلانیت» بیشتر متعلق به گفتمان روشنفکری دینی است که در این کتاب چهار هدف روشنفکری دینی در پنج فصل ناظر به این اهداف است، بیان داشت: در عین حال نیاز است که دانسته شود روشنفکری دینی در حال حاضر در ایران چه دغدغه ها و انگیزه هایی دارد.

اهداف چهارگانه روشنفکری دین در کتاب «دیانت و عقلانیت»
وی درادامه به بیان خاستگاه وخواستگاه «آنچه می‌خواهد و آنچه از منطقه و سرزمینی که از آنجا برخاسته است» که می تواند تعبیرهای درستی باشد، پرداخت، اظهارکرد: روشنفکری دینی در این چند دهه گذشته در ایران چهار هدف داشته است که هدف نخست تغییر برخی فتواها و حل برخی مشکلات دینداری در کشور بوده است چرا که در فقه ما فتواهایی است که دینداران برنمی تابند و برای آنها دشوار است و جای پرسش دارد که چرا اینگونه است که یکی از اهداف روشنفکری گرد کردن این فتواها است.

وی با اشاره به این مطلب که درباره ارث و حقوق زن و بلوغ شرعی و نجاسات که دشواری های فراوانی برای زیست به وجود آورده است که برخی از این احکام مخل روح دیانت است، تصریح کرد: شما وقتی مراقب یکسری امور هستید امور دیگر از دست شما خارج می شود و وقتی تاریخ دین و گذشته و اهداف پیامبران را نگاه می کنیم دغدغه هایی که دینداران امروزی دارند را به این شکل در آنها نمی بینیم و اینجا این پرسش مطرح می شود که چه چیزی باعث شده که دینداری با این مشکلات مواجهه شود که در واقع یک نوع فهم و قرائت متفاوت از دینداری است.

اصلاح فتواها فایده ای ندارد
بابایی با بیان اینکه کسانی در این حوزه کارکرده اند و حتی توانسته اند دینداری را آسان تر کنند و معضلات را حل کنند، اظهارکرد: مقاله اجتهاد در اجتهاد کتاب ناظر به مسئله فوق است و نقد من به علما و دانشمندان حوزه دینی که کارشان این شده است که برخی فتواها را اصلاح کنند که در واقع این کار فایده ای ندارد تا فهم و درایت و درکی که ما از دین، از خدا، از پیامبر، از انسان و جهان و زیست داریم تا آن درک تغییر کند شما اگر امروز این فتوا را حل کنید فردا فتوای دیگری می آید و دوباره باید به دنبال حل فتوای جدید بود.
وی ادامه داد: از طرفی این فتواها برخی از آنها مستند به قرآن است حالا روایت را می توان درباره اسناد آنها شک کرد چرا که مسئله ارث درقرآن است و یکی از فصل های کتاب درباره یک نگاه کلی به این جریان است که اینگونه مواجهه با برخی فتواها برتافتنی نیست آیا اینگونه مواجه نتیجه می دهد که به نظر من نتیجه ای ندارد.
نویسنده کتاب «درآمدی بر دین شناسی حافظ» با بیان اینکه شما ارث را حل کنید دیه است؛ دیه را حل کنید مسئله بسیار خسارت بار بلوغ؛ مطرح می شود که بلوغ زنان است که با این سنی که تعیین شده است چه معضلاتی در جامعه پدید آمده است، تصریح کرد: ازدواج های نابهنگام و مسائل نجاسات که همه دینداری برخی خانواده ها را تحت الشعاع قرار داده است که حتی متفکران و مجتهدان قوی در این زمینه ها تردید کرده اند و این موضوع کارآمد نیست مگر اینکه خدا و پیامبر فقه تغییر کند و نگاه ما به دین عوض شود.

وی در ادامه درباره هدف دوم روشنفکری دینی که در فصل اول کتاب «دیانت و عقلانیت» به آن پرداخته شده است، گفت: برخی می گویند ما چه‌کار داریم که مردم و دینداران مشکل دارند که می توانند به آن فتوا عمل کنند یا نه و حکم شرعی مشکل و دشوار است و این چه ربطی دارد؟! چرا که دین بازیچه نیست و وقتی دین را پذیرفته ایم باید دستورالعمل های آن را نیز قبول کنیم.
این مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به این مطلب که باید ببینیم به اصطلاح «ما انزلنا» چیست و آنچه خدا خواسته چیست و اراده ازلی و ابدی خداوند مد نظر چه مواردی است و اینکه مردم چه می خواهند و چه می گویند بحث دیگری است، تصریح کرد: آنها می توانند از دین خارج شوند و اینکه من بخواهم دین را در تسلیم روح زمانه قرار بدهم این آیا روا و سزا است.
وی با بیان اینکه دین شناسی سنتی و حوزوی و روشنفکری هر دو به«ما انزلنا» تأکید دارند، گفت: اما اینکه شما یک آیه و حدیث را سند ما انزلنا بدانید و صدها نشانه و سند را رها کنید و همه چیز را به یک جمله مستند معطوف کنید درست نیست؛ چراکه فهم دانش زبان شناسی که شما دارید حائزاهمیت است و آن چیزی که شما برای کشف «ما انزلنا» دارید ریسمان بسیار پوسیده ای است اگر به فهم زبان شناسی توجه نشود.

اگر برخی نکته های زبان شناسی را بفهمند بسیاری از فتواها تغییر می کند
وی با تأکید بر این مطلب که کسی که زبان شناسی متون نداند و برخی از گفتمان ها و گرایش های زبان شناسی را نداند به صورت مطلق نمی تواند اجتهاد کند، تصریح کرد: آیا بحث زبان شناسی و ادبیات متون عربی و ادبی در قرون گذشته جزو دروس حوزویان بوده است یا نه؟ که اگر برخی نکته های زبان شناسی را بفهمند بسیاری از فتواها تغییر می کند. چرا که زبان عربی، جزو زبان های غلیظ و شدید دنیا است به عنوان نمونه اگر شما از عرب بپرسید ساعت چند است دو یا سه سوگند به آسمان و زمین و خدا می خورد که این جزو زبان آنها است.
بابایی با اشاره به این مطلب که اگر شما فقط همین نکته زبان شناسی را ندانید چه مستحب هایی را واجب و چه واجب هایی را حرام می کنید! و بعدها مجبور می شوید که اینها را یکی یکی حل کنید، اظهارکرد: در ادبیات عرب بهترین و بدترین وجود دارد که این نکته ساده زبان شناسی را مجتهد باید بداند اما تا به امروز این موضوع در فرآیند اجتهاد نبوده است.
وی با بیان اینکه در شرایط فعلی مسئله فرق کرده است و نمی توان گفت امانت همان مسؤولیت تعریف می شود، اظهارکرد: چرا که ساختارهای اجتماعی اعراب در آن زمان متفاوت بوده است و آنان هروقت می خواستند به جای دیگری بروند باید همه وسایل خودشان را به امانت می سپردند چرا که منزل سه دیواری بود و سقف نداشتند.

مجتهدان سنتی و حوزوی ما ملاحظات زبان شناسی ندارند
این مدرس حوزه و دانشگاه با تأکید بر این مطلب که در عین حال آنان مسئله های امروزی مانند حریم خصوصی، محیط زیست و حقوق بشر نداشتند، درباره هدف سوم روشنفکری گفت: این هدف شامل گفتگوی سنت و مدرنیته است که کتاب «دیانت وعقلانیت» به این موضوع توجه دارد که مدرنیته و سنت مسئله روزگار ماست که برخی گفتگوی سنت و مدرنیته را جدال این دو عنوان می کنند.
وی در ادامه با طرح این پرسش که روشنفکری دینی چه ربطی به سنت و مدرنیته دارد، گفت: سنت ستون فقرات جامعه است که سرنوشت امروز جامعه ما به قلم سنت نوشته شده است و ما زیر سقف زندگی می کنیم و از طرفی دین ستون فقرات سنت است که هرگونه بازاندیشی از دین داشته باشیم فهم ما از سنت را تغییر می دهد و به گفتگوی سنت و مدرنیته می توان رسید.
بابایی درادامه با اشاره به این مطلب که برخی از واژه هایی که درارتباط مستقیم با مدرنیته هستند را ما نباید ترجمه می کردیم تا به فارسی برگردد، گفت: از جمله این واژه ها که نباید ترجمه می شد می توان به دموکراسی اشاره کرد که چهارصد سال پشتوانه دارد و وقتی آن را به مردم سالاری بر می گردانیم می توانیم هرکاری انجام دهیم.
 

دیانت و عقلانیت رضا بابایی

برخی واژه ها مانند دموکراسی و توسعه نباید به فارسی ترجمه شود
وی با بیان اینکه دموکراسی یک درخت تناور است که شاخه و میوه دارد و نباید ترجمه کرد، تصریح کرد: از جمله دیگر واژه ها که دارای چالش هایی است می توان به گفت‌وگو که مکالمه دو طرف است که همدیگر را اثبات یا اقناع می کنند و در عین حال گفت‌وگوی تواقفی یا دیالکتیک دو اندیشه است که به هم می رسند و از آن دو تز بیرون می آید که ضرورت جامعه است اما درحال حاضر در جامعه ما غایب است؛ چرا که ما طعم گفت‌وگو را نچشیده ایم چرا که می خواهیم خودمان را تحمیل کنیم تا طرف مقابل ساکت شود.
وی در ادامه با اشاره به این مطلب که گفت‌وگوی سنت و مدرنیته ممکن نیست مگر با واسطه ها و دلال هایی که این دو را بهم جوش بدهد که این همان روشنفکری دینی است، تصریح کرد: در واقع روشنفکری دینی، سنت را به سمت عقلانیت و مدرنیته را به سمت معنویت می کشاند و درعین حال مدرنیته نیاز به آراستگی به معنویت دارد.

تفاوت مدرنیته و توسعه
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه با اشاره به این مطلب که مدرنیته غیراز توسعه است و به همین دلیل می توان گفت که ترجمه این واژه نیز درست نبوده است، اظهارکرد: توسعه یک مفهوم قرن بیستم معاصر و سبک زندگی با پایان بسته است و با مدرنیته دو چیز است. همه چیز از لحاظ توسعه منبع و ابزار است و در عین حال مدرنیته یک پایان باز است که پیوسته خودش را نقد و ویرایش می کند.
وی با بیان اینکه همانطور که واژه هایی مانند دین، شهادت و ایمان را نمی توان ترجمه کرد، بیان داشت: در عین حال توسعه و دموکراسی نیز قابل ترجمه نیست چرا که دموکراسی، دموکراسی است نه مردم سالاری.
این محقق و پژوهشگر حوزوی با تأکید بر این مطلب که ما نیاز به یک بنگاه معاملاتی داریم که سنت را به عقلانیت و مدرنیته را با عقلانیت آشنا کند که این امر کار روشنفکران دینی است، تصریح کرد: در عین حال اگر این آشتی و تلاقی صورت نگیرد ما به عقب بر می گردیم چرا که این دو بالاخره باید با هم آشتی کنند و در حال حاضر روشنفکری دینی در ایران در حال شکل گیری است و برخی نسبت به آن بی مهری می کنند.

جامعه ما انباشته ای از پیش فرض های دینی شناسی است
این استاد حوزه و دانشگاه درادامه بیان اهداف چهارگانه کتاب «دیانت و عقلانیت» گفت: عمده کتاب راجع به اصلاح پیش فرض هاست؛ چرا که جامعه ما انباشته ای از پیش فرض های دین شناسی است که ما درباره آنها درنگ و تأمل نداریم. این پیش فرض ها در گذشته در برخی موارد منجی جامعه بوده اند اما در حال حاضر ما به این پیش فرض ها نیاز نداریم.
وی با بیان اینکه در یک دوره تاریخی اگر فقه نبود جامعه منقرض می شد، تصریح کرد: اما در شرایط فعلی نیازها تغییر کرده است و پاسخ ها همان است و پذیرش پیش فرضها بدون درک و شناخت از آنها است.

بابایی تصریح کرد: پیش فرض های رستگاری موقوف به دینداری است، تدین به معنای شریعتمداری، شریعت جامع است.
وی با بیان اینکه تعریف روشنی از رستگاری در ادیان مختلف وجود ندارد، تصریح کرد: برخی دینداری را حج و زیارت و خمس و زکات می دانند و آنکس که نماز و روزه نمی گیرد و این اعمال را انجام نمی‌دهد مسلمان نیست و این درحالی است که نامسلمان تر از همه کسی است که دروغ می گوید.
بابایی درباره اینکه شریعت جامع است، گفت: در واقع در این تعریف گفته می شود که دین برای همه چیز برنامه دارد و جامع است و در عین حال مسؤولیتی در قبال بدبختی انسان ندارد و شریعت آزمون این جهانی دارد که شما هر چیزی که در شریعت است را باید بپذیری اما در عین حال توقعی از شریعت نداشته باشد.
وی درادامه با بیان اینکه این موضوع که گفته می شود دین فرا زمانی و فرامکانی است و جامعیتی که برای دین قائل هستند جامعیت محوری است که غیر از جامعیت نسبی است، تصریح کرد: در جامعیت نسبی دین می تواند کمک کار باشد و پشتیبانی داشته باشد و حمایت های معنوی از رشد و پیشرفت داشته و در طرف دیگر گفته می شود که شریعت جامعیت محوری دارد و بقیه می توانند کامنت داشته باشند.

نسبت دین با تباهی نسبت تضاد است نه تناقض
بابایی درباره تضاد یا تناقض دین با شر و تباهی که سرنوشت ما را رقم می زند، گفت: این نسبت تضاد است که ساحت هایی دارد که می تواند دین نباشد مثل ساحت سیاست که اگر سیاست در دست دیندار نباشد جهان را شر و تباهی و ستم می گیرد که اینگونه نیست و می تواند سیاست در دست دیندار نباشد اما فردی باشد که منافع ملی را بشناسد و این قابل اعتناست.
وی درباره پیش فرض غالب شدن پیروز گفت: در واقع تاریخ ما، تاریخ شکست عقلانیت است که پیروزی غزالی دلیل این ادعا است که البته این پیش فرض خطرناکی است چرا که دلیل شکست عقلانیت ضعف جامعه بوده است.
بابایی با بیان اینکه ادیان بیش از آنکه تأثیر بگذارند، در واقع تأثیر می پذیرد، تصریح کرد: ادیان از منش و تاریخ و فرهنگ تأثیر می گیرند و به همین دلیل است که اسلام مالزی و مصر و ترکیه با یکدیگر متفاوت می شوند و در عین حال دین به هرجایی برود آن فرهنگ و رنگ و بو را می پذیرد.

نقاط قوت و ضعف کتاب
حکیم باشی، مدرس حوزه و دانشگاه درادامه به بیان نقد کتاب «دیانت و عقلانیت» با دو مقوله نقاط قوت و ضعف پرداخت.
وی با اشاره به نقاط قوت این کتاب که موضوع آن است، گفت: در واقع آن چیزی که در طول تاریخ اندیشه بشری بوده است همین موضوع دین و عقل بوده است چرا که بزرگترین اتهام و فحش همان بی دینی و بی عقلی است.
سردبیر فصلنامه پژوهش های قرآنی در ادامه با اشاره به مقدمه کتاب که با موضوع نگاه درون دینی است، خاطرنشان کرد: از طرفی قرآن اخباری و انشایی است که قسم دوم بستر مطرح شدن عقل و خرد و خرد جمعی و عرف است و در انشا فقط بایدها و نبایدها مطرح می شود و در این مقوله بایدها و نبایدها عقل راه ندارد.
وی با بیان اینکه در یکسری عبادت و احکام اجتماعی و معاملات عقل راه دارد که اینجا سر و کله اجتهاد پیدا می شود، تصریح کرد: در واقع اجتهاد همان بکارگیری عقل و راهکار عقلانی در اثبات بایسته ها و نبایسته های دینی است.

پیشینه و جواز اجتهاد از سوی پیامبر(ص) است
حکیم باشی با اشاره به این مطلب که پیشینه و جواز اجتهاد از سوی پیامبر(ص) است، خاطرنشان کرد: در همین عرصه روشنفکری دینی پیدا شده است که در عرصه اجتهاد به نواندیشی و نگاه دوباره پرداخته شده است که بکارگیری عقل از سوی عده ای در استنباط و باید ها و نباید های اجتماعی است که روشنفکری دینی به این مقوله ها می پردازد.
وی با بیان اینکه روشنفکری دینی در این عرصه درباره این پرسش که عقل و شرع از هم جدا هستند یا نه، نظرات مختلفی دارند، تصریح کرد: گفته می شود تکنولوژی و مدرنیته غرب گرایی است و از طرفی دیانت و عقلانیت همراه با سیری بوده است که مقوله های مهمی را درگیر می کند و حوزه تأثیر آن در همه علوم انسانی است و امروز تندروترین و لیبرالی ترین اندیشه دینی در همین دو سر هستند.
حکیم باشی درباره دیگر نقاط قوت این کتاب گفت: در واقع این قالب نمونه اجرایی عمل از قالب جدیدی است که درس آموز است که خیلی حرفها را در قالب دیگری مانند یادداشت آورده است و از طرفی قلم پخته و نگارش قوی و گزیده قدیمی و بدون عبارت پردازی و دغدغه مندی نسبت به همه مسائل مورد چالش در اندیشه و دیدگاها و نظرات اندیشه دینی از جمله دیگر نقاط قوت است.
وی درادامه با اشاره به مطرح شدن طیف وسیعی از مباحث در این کتاب گفت: اشکال عمده این است که گویا این کتاب حاصل دهها اثراست و این موضوع در عین اینکه برای نویسنده مشهود است اما برای خواننده معلوم نیست و دچار گیچی و سردرگمی می شود.
وی با بیان اینکه این کتاب دائرة المعارفی از فقه و عرفان، جامعه شناسی و تاریخ است، اظهارکرد: در شرایطی که خواننده می خواهد کتاب را چینش داشته باشد در واقع به انبوهی از مسائل می رسد که یک پرونده نیست و نمی تواند به جایی برسد که دستاوردی برای خواننده داشته باشد.

تحلیل فلسفی بر تحلیل تاریخی
وی با بیان اینکه تحلیل فلسفی بر تحلیل تاریخی بسیار دیده می شود، تصریح کرد: گاه جریان شناسی تفکر و گاه شخصی است.
حکیم باشی درادامه با اشاره به این مطلب که در نگاه سنتی گفته می شد که مطالب مربوط به حوزه های دین به زبان فارسی نوشته نشود و عربی بنویسند تا خواص بخوانند و از طرفی در روزنانه نوشته نشود که مردم منحرف نشوند، تصریح کرد: اما امروز مطرح می شود که همه چیز را همه باید بدانند.
وی با بیان اینکه در حال حاضر فضای مجازی اجازه نمی دهد که نواندیشی و دگراندیشه ها فیلتر شوند، بیان داشت: اما از طرفی اینکه همگان باید همه چیز را بدانند می تواند آسیب زا باشد، در عین حال راه حل فیلتر کردن نیست بلکه افراد باید مطلع شوند و زیرساخت های این کار فراهم شود تا سبب تشتت و درهم ریختگی افکار نشود.

................ هر روز با کتاب. ..............

تلویزیون بی‌دلیل روشن می‌شود و تصویری را نشان می‌دهد. در كنار نگاه دوربین‌نگار روایت، تلویزیون قرار دارد. تلویزیون و ساعت دیجیتال و روایت دوربین‌گونه به عنوان عناصری مدرن، اتاق را احاطه می‌كنند... فرد متجاوز به دختر روسپی می‌تواند شكل دیگری از مرد درون تلویزیونی باشد كه ناگهان روشن می‌شود... دختری است در جایگاه و موقعیتی كه با زیبایی‌اش تبدیل به پدیده‌ای می‌شود كه عكسش روی مجلات مد می‌نشیند و در نقطه مقابلش دختر فاحشه چینی است. ...
با کشتی‌گیر اسراییلی کشتی می‌گیرم چون تن من به تن او بخورد بخشی از گفت‌وگوست... با این شیوه ما نباید وارد سازمان ملل هم بشویم؛ نباید در المپیادهای علمی هم شرکت کنیم... چیزی که ناکارآمد هست باید حذف بشود یا اصلاح... اگر خدای نکرده! وزیر ارشاد بشوم اولین کاری که می‌کنم رفتن به قم و گرفتن اجازه از علما برای پیوستن به کنوانسیون برن (حمایت از حق مولف در آثار ادبی و هنری) است ...
از این کتاب تا امروز بیش از 10 ترجمه در کتابخانه ملی ثبت شده: «اجرام آسمانی»، «بانوان مهتاب»، «دختران مهتاب»، «دختران ماه»، «ماه خاتون‌ها»، «زنان ماه» و «بانوان ماه»... روند جامعه‌ای را با تمرکز بر زنان آن در یک دوره یکصد ساله بازنمایی کند. از این‌ رو شاخص‌ترین مساله «گفتمان نسل»هاست؛ گفتمانی که گذار شخصیت‌ها را از سنت به مدرنیته می‌نماید... در برزخ گذشته زندگی می‌کنند و گویی راه گریزی از آن ندارند ...
اولین کتاب دانشگاهی است که به جامعه‌شناسی اسلام و تا حدودی تشیع می‌پردازد... برخی معتقدند جامعه‌شناسی دین مربوط به مسیحیت است نه اسلام... در بنیادگرایی ما با دین بدون فرهنگ مواجهیم... مطالعه تحولات تاریخی و سازمانی روحانیت... جامعه‌شناسان فرانسوی ترجیح می‌دهند درباره قبایل استرالیا یا اسکیموها تحقیق کنند تا اینکه مسلمانان را موضوع تحقیق قراردهند ...
«سووشون» رمانِ تجاوز است، تجاوز به روح یک ملت... مردمی که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند با تجاوزگران هم‌داستان می‌شوند... همه زن‌ها حتی چهره‌های منفی مثل «عزت‌الدوله» هر یک به‌نوعی وجوه گوناگونِ ستمدیدگی، بی‌پناهی، ناکامی و تحملِ زن ایرانی را به نمایش می‌گذارند... می‌خواستم بچه‌هایم را با محبت و در محیط آرام بزرگ کنم اما الان با کینه بزرگ می‌شوند...هر هفته نان و خرما به دیوانه‌خانه و زندان می‌فرستد... تاریخ در این رمان لَق نمی‌زند یعنی آدم‌ها از بستر واقعی برخاسته‌اند ...