کتاب «مدیریت تئاتر: روش‌های راهبری برای قرن بیست و یکم» [Theatre Management Arts Leadership for the 21st Century] سعی در معرفی کمپانی تئاتر در دو ساحت تجاری و غیرانتفاعی است و همچنین این اثر به مخاطب می‌آموزد چگونه می‌توان یک نهاد حقوقی هنری تاسیس کرد و چگونه می‌توان برای آن نهاد، اهداف، ماموریت، چشم‌انداز و ارزش تعریف کرد.

مدیریت تئاتر: روش‌های راهبری برای قرن بیست و یکم [Theatre Management Arts Leadership for the 21st Century]

به ‌گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) کتاب «مدیریت تئاتر: روش‌های راهبری برای قرن بیست و یکم» عنوان کتابی است که در سال 2018 منتشر شده و یکی از جامع‌ترین کتاب‌های آموزشی در حوزه مدیریت تئاتر محسوب می‌شود. کتابی که به انتخاب مترجم، زیرعنوان «چگونه از گروه به کپانی تبدیل شویم» نیز به آن اضافه شده است. از این رو که اساسا در این کتاب هرجا سخن از تئاتر به میان می‌آید، مقصود یک نهاد حقوقی است که علاوه بر تولید، بر عرضه مستقیم یا با واسطه محصول (نمایش)، منطبق با قوانین تجاری حاکم بر هر منطقه نیز توجه دارد. نهادی که می‌تواند یک بنگاه تجاری یا غیرانتفاعی، متشکل از سرمایه‌گذاری (پولی یا غیرپولی) یک یا چند نفر باشد و افراد در سود و زیان آن شریک هستند.

این کتاب تلاش دارد اصول بنیادین مدیریت در حوزه کسب و کار را به مدیریت در عرصه هنر پیوند زند و بیاموزد چگونه می‌توان یک نهاد هنری همچون کمپانی تئاتر را تاسیس و موفق اداره کرد. برهمین اساس این کتاب می‌آموزد چگونه می‌توان یک نهاد حقوقی هنری تاسیس کرد. چگونه می‌توان برای آن نهاد، اهداف، ماموریت، چشم‌انداز و ارزش تعریف کرد. چگونه می‌توان به آن ساختار سازمانی و اداری بخشید. چگونه می‌توان برای آن جذب سرمایه کرد. و چگونه می‌توان در آن دست به تولید محصول زد، برای محصولش بازاریابی کرد، خدمات مربوط به امور مشتریان در کسب‌وکارهای تجاری را برای آن نیز طرح و با همه این موضوعات، اصول اساسی علم مدیریت را در تمامی ارکان و بخش‌های آن پیاده‌سازی کرد.

کتاب در پانزده فصل تدوین شده است که در هر فصل برای پژوهش بیشتر خوانندگان، پرسش‌هایی پیرامون علم مدیریت و تطبیق آن با مدیریت تئاتر طرح شده است و نیز در پایان هر فصل برای تاسیس یک کمپانی تئاتر تکالیفی به‌عهده خوانندگان گذاشته شده است. این اثر همچنین با تدارک بخش‌هایی با عنوان «تفکر انتقادی»، تلاش می‌کند با خوانندگانش نگاه نقادانه به موضوعات مختلف و دیدگاه‌های گوناگون مدیریتی در حوزه تئاتر را تمرین کند.

شایان ذکر است در نسخه اصلی کتاب «مدیریت تئاتر» در هر فصل شامل بخشی باعنوان «نمونه مطالعاتی» است که معضلات کاری یک فرد مثالی در یک کمپانی مثالی را ردگیری می‌کند؛ با توجه به نامانوس بودن ساختار اداری و اجرایی کمپانی مطرح شده و جایگاه فرد در این کمپانی با فضای اجرایی و اداری تئاتر ایران، از ترجمه این بخش صرف‌نظر شده است.

این کتاب، کمپانی تئاتر را در دو ساحت تجاری و غیرانتفاعی معرفی می‌کند و بیشتر تمرکزش بر کمپانی‌های غیرانتفاعی است. کمپانی‌هایی که اولویت نخست‌شان ارائه خدمات اجتماعی است و کسب سود اولویت بعدی آن‌ها محسوب می‌شود.

مطالعه این کتاب علاوه بر آنکه خوانندگان را با مباحث مدیریتی در تئاتر آشنا می‌کند، آن‌ها را صاحب دیدگاه‌های مدیریتی می‌کند و تاکتیک‌های مدیریتی برای برون‌رفت از بحران‌ها و چالش‌های مرسوم را نیز مطرح می‌کند. بنابراین مطالعه این کتاب برای تمامی اقشار فعال در حوزه تئاتر اعم از سیاست‌گذاران و مدیران نهادهای دولتی، کارآفرین‌های هنری نهادهای خصوصی، دانشجویان هنرهای نمایشی و تمام گروه‌هایی که به دنبال ارتقا وضعیت خود و تاسیس یک کمپانی هستند می‌تواند کاربردی و مفید باشد.

انتشارات نمایش کتاب «مدیریت تئاتر؛ روش‌های راهبری برای قرن بیست و یکم» نوشته آنتونی راین [Anthony Rhine] با ترجمه حسین ملکی را در 356 صفحه به‌بهای 40هزار تومان منتشر کرده است.

................ هر روز با کتاب ...............

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...