کتاب «شاه میداس و انگشتان جادویی» [King Midas and the Golden Touch] به قلم شارلوت کرافت [Charlotte Craft] از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ پنجم رسید.

شاه میداس و انگشتان جادویی» [King Midas and the Golden Touch] به قلم شارلوت کرافت [Charlotte Craft]
به گزارش خبرگزاری مهر، «شاه میداس و انگشتان جادویی» با تصویرگری کینوکو کرافت و ترجمه علی خاکبازان برای اولین بار در سال ۱۳۸۵ در انتشارات کانون پرورش فکری به چاپ رسید. شمارگان این کتاب تاکنون به ۲۷ هزار و ۵۰۰ نسخه رسیده است.

در خلاصه داستان این کتاب آمده است که؛ «شاه میداس عاشق سکه‌های طلا و دخترش است. وقتی به پیرمردی کمک می‌کند، جوانی ظاهر می‌شود و اعلام می‌دارد که حاضر است آرزوی او را برآورده سازد. آرزوی شاه میداس این است که به هرچه دست بزند، طلا شود. جوان آرزوی شاه را برآورده می‌کند اما حاصل آن می‌شود که لطافت، زیبایی و روح زندگی از قصر و باغ و دخترش رخت برمی‌بندد. شاه پشیمان می‌شود و درصدد جبران اشتباه خود برمی‌آید.»

تصاویر رنگی این افسانه‌ی کوتاه که بیشتر از رنگ‌های زرد طلایی استفاده شده است، نقشی قابل توجه دارند و موضوع حرص و طمع و فاقد ارزش بودن طلا در مقایسه با ارزش‌های معنوی با زبانی روان به زیبایی تصویر می‌شود. داستان، چون بیشتر افسانه‌ها کارکرد اخلاقی، تربیتی دارد و عشق میان پدر و فرزند و عشق به طبیعت را به خوبی بازمی‌نمایاند.

شارلوت کرافت در رشته ادبیات تطبیقی در دانشگاه کلمبیا نیویورک تحصیل کرد. پس از فارغ التحصیلی، او به ژاپن سفر کرد و در آنجا به عنوان مترجم و عکاس فعالیت کرد. او اکنون به همراه خانواده‌اش در اسکاتلند زندگی می‌کند. روزنامه نیویورک تایمز به دلیل «متن واضح و ساده»، از کتاب اول او تعریف کرد و تاکید کرد که این کتاب در انتقال مفاهیم اساطیری بسیار موفق بوده است.

کینوکو کرافت بیش از صد جایزه گرافیک، از جمله پنج مدال طلا از انجمن تصویرگران را کسب کرده است. در سال ۲۰۰۸، او به سالن مشاهیر اضافه شد. هنر او تقریباً نیم قرن در حال چاپ است و روی جلد انتشارات معتبری مانند Time و Newsweek ظاهر شده است. کتاب‌های مصور او درباره افسانه‌های یونان و افسانه‌های کلاسیک در ایالات متحده و سایر کشورهای انگلیسی زبان و در اروپا، چین و کره منتشر شده است.

کتاب «شاه میداس و انگشتان جادویی» در چاپ پنجم با شمارگان ۲ هزار و ۵۰۰ نسخه و با قیمت ۱۳ هزار تومان منتشر برای بچه‌های بالای ۱۱ سال منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

تقریبا همه کسانی که برای انقلاب و کشور جنگیده‌اند درست بعد از دستگیری اعتراف می‌کنند که خائن‌اند! ... با انتشار مخفیانه کتاب و نشریه و برگزاری مخفیانه جلسات ادواری سعی می‌کنند چراغ نوشتن و فرهنگ را زنده نگه ‌دارند... تحولاتی که زیرپوسته ظاهرا بدون تغییر جامعه در حال تغییر است... منجر به تغییری تدریجی در حکومت شود و با دموکراسی پیش از جنگ پیوند یابد و آینده‌ای بیاید ...
نثر و زبان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی آنچنان فوق‌العاده بود که گفته شد اصل این کتاب ایرانی است... «کتاب احمد یا سفینه طالبی»، در‌واقع کتابی درسی در قالب روایی و داستانی است. جلد اول آن ۱۸ صحبت در شناخت جهان است، جلد دوم در چهار صحبت به قوانین مدنی می‌پردازد و جلد سوم مسائل‌الحیات است. رمانی است علمی که در قالب یادداشت‌های روزانه نوشته‌شده و شاید بتوان آن را نخستین داستان مدرن فارسی با شخصیت کودک دانست. ...
به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...