کتاب «یاد جنگل دور» [Snakes, sunrises, and Shakespeare : how evolution shapes our loves and fears] نوشته‌ی گوردون هاول اوراینز [Gordon Orians] منتشر شد.

به گزارش کتاب نیوز، نسخه اصلی کتاب «یاد جنگل دور» در سال 2014 منتشر شده است و اکنون با ترجمه کاوه فیض‌اللهی از سوی انتشارات نشر نو در ایران منتشر می‌شود.

یاد جنگل دور» [Snakes, sunrises, and Shakespeare : how evolution shapes our loves and fears]  گوردون هاول اوراینز

گوردون هاول اوراینز( -۱۹۳۲) پرنده‌شناس؛ بوم‌شناس و استاد زیست‌شناسی دانشگاه واشنگتن است و مجموعه کتابهای «life» درباره طبیعت را کارنامه خود دارد.

ناشر طی یادداشتی درباره این کتاب آورده است: «این کتاب -همراه با مقدمه مفصل و راهگشای مترجم- با بهره‌گیری از مدل انتخاب زیستگاه در پرندگان و شبیه‌سازی آن با رفتار انسان، به فرضیه ساوانا - علفزاری با درخت‌های پراکنده که نزدیک به ۲۰ درصد از سطح خشکی‌های زمین را می‌پوشاند - می‌رسد و واکنش ما به درختان با شکل‌های مختلف را تبیین می‌کند. جانِ سخن اوراینز این است که بسیاری از واکنش‌های انسان به طبیعت تصادفی نیست بلکه ریشه‌ای عمیق در گذشته‌ی تکاملی ما دارد و بسیاری از سلیقه‌های ما در زیبایی‌شناسی، نتیجه‌ی ماندگار انتخاب طبیعی است.
خواندن این کتاب با تصاویر پرشمار بی‌شباهت به دفترچه یادداشت‌های شرلوک هولمز برای حل یک معمای جنایی نیست. چرا که همراه با نویسنده در یک جنگل یا موزه آثار هنری قدم می‌زنید.»

در قسمتی از این‌کتاب می‌خوانیم:

شیر مادر هم خواص ایمنی‌شناختی دارد و هم خواص میکروب‌شناختی، بنابراین نوزادان شیرخوار می‌توانند با خطری کمتر نسبت به پس از آنکه از شیر گرفته می‌شوند چیزهای ناآشنا را بچشند. یک راه نسبتا بی‌خطر برای آنکه کودکان یاد بگیرند چه چیزهایی خوردنی هستند آن است که زیر نظر مراقبان‌شان چیزها را بچشند. کودکان بسیار کوچک بیشتر احتمال دارد که در حضور مراقبان خود باشند، اما هنگامی که کودکان توانایی راه رفتن پیدا می‌کنند بیشتر احتمال دارد در جایی که بزرگترها نمی‌توانند ببینند یا به آنها مشورت بدهند غذاهایی را بچشند.

نتیجه‌اش این می‌شود که نوزادان باید با گذاشتن چیزهای ناشناخته در دهان‌شان به محض داشتن توانایی انجام این کار را آغاز کنند، اما هنگامی که از شیر گرفته می‌شوند دست از این کار بکشند. همان‌طور که انتظار می‌رود، نوزادان با گذاشتن چیزها در دهان‌شان در حدود دوماهگی و پیش از آنکه بتوانند سینه‌خیز بروند کارشان را آغاز می‌کنند. در این سن، ما برای آرام کردن نوزادان گریان یا جلب توجه بینایی آنها از چیزهایی استفاده می‌کنیم که به دهان برده می‌شوند. به دهان بردن چیزها تا حدود شش ماهگی افزایش و پس از آن به تدریج کاهش می‌یابد. این رفتار به ندرت در کودکان بزرگ‌تر از دو سال دیده می‌شود. از این‌گذشته کودکان کم‌سن با به دهان بردن اشیا کوچک میکروب‌های سودمندی را می‌بلعند که پس از قطع شیردهی جانشین میکروب‌های موجود در شیر مادر خواهند شد.  ذائقه و ترجیح طعم‌ها در نوزادان به سرعت شکل می‌گیرد. برای آنکه طعمی ترجیح داده شود عموما لازم است که تجربه خوردن آن چندین بار تکرار شود، اما بیزاری خیلی سریع‌تر یاد گرفته می‌شود.

چاپ نخست کتاب «یاد جنگل دور» در ۳۷۵ صفحه و با قیمت ۶۸ هزار تومان از سوی انتشارات نشر نو وارد بازار کتاب شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...
با عاشق شدن به دختری زیبارو ناخواسته وارد بازی‌های سیاسی می‌شود... دست‌کم در قسمت‌هایی از زندگی‌مان دچار حس فریب‌خوردگی یا به تعبیری عامیانه «حس خریت» بوده‌ایم... آونگ شدن هر روزه‌مان در بین سه فضای عشق، سیاست و خیانت را به عریانی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه ما گاه خود را در میان خریت‌هایمان در این سه فضا گرفتار می‌بینیم... ...