به‌تازگی رمانی تحت عنوان «بی‌مرگی‌های تهران» [The Immortals of Tehran] نوشته علی عراقی [Ali Araghi]، نویسنده ایرانی-امریکایی در امریکا و به زبان انگلیسی منتشر شده که تحسین‌های بسیاری را از سوی منتقدین در پی داشته است.

انتشار بی‌مرگی های تهران در آمریکا the immortals of tehran

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) به نقل از آمازون - رمان «بی‌مرگی‌های تهران» نوشته علی عراقی نویسنده و مترجم ایرانی- امریکایی به‌تازگی در 400 صفحه به زبان انگلیسی و از سوی انتشارات ملویل هاوس در امریکا منتشر شده که نقدها و بازخوردهای مثبتی را از سوی منتقدان و مطبوعات دریافت کرده است.

«بی‌مرگی های تهران» رمانی خواندنی درباره قدرت جادویی کلمات، جرقه‌های انقلابی و بدیع عشق، خانواده و شعر در برابر گذر بی‌تفاوت و بی‌امان و بی‌وقفه زمان است و کشف بی‌رحمی تاریخ در حالی که شگفتی جادوی رئالیسم را حاضر و تصور می‌کند.

احمد ترکاشوند، شخصیت اصلی رمان که کودکی خود را در خانه‌باغ سیب خانوادگی‌شان در تهران گذرانده هر کلمه مسحورکننده(آقا) پدربزرگش را مانند گنجینه‌ای باارزش به خاطرش سپرده و در حافظه دارد. احمد در روز مرگ پدرش داستانی از یک نفرین خانوادگی را از زبان یکی از بزرگان مجلس می‌شود که زندگی او را از آن پس تحت تاثیر قرار می‌دهد. احمد با ظن اینکه چیزی موجب اختلال درون خانواده‌اش می‌شود بزرگ می‌شود.

کاترین دیویس، رمان‌نویس امریکایی نیز درباره این رمان نوشت: «اولین رمان خیره‌کننده این نویسنده ایرانی چیزی را به ما می‌دهد که در اخبار نمی‌توان یافت. ورودیه به قلب مکانی است که گمان می‌کنیم به عنوان ایران می‌شناسیمش. رمان او ««ایران هزار و یک شب است» و او شهرزاد قصه‌گوی ما است. قصه‌ای که او تعریف می‌کند باشکوه، بی‌رحمانه و مسحورکننده است و مانند قصه‌های شهرزاد برای زنده ماندن حیاتی است.»

کاوه اکبر، شاعر جوان ایرانی درباره این رمان نوشته است «اولین رمان مبهوت‌کننده علی عراقی درباره زمان، داستان‌ها و درباره این است که زمان و داستان چه چیزهایی را می‌توانند و چه چیزهایی را نمی‌توانند برای ما به ارمغان آورند. این کتاب درباه این است که چطور جنگ‌ها و ملت‌ها به وجود آمدند. این رمان درباره خانواده، میراث، زبان، سرنوشت، درباره من و درباره تو است.»

سعید صیرفی‌زاده، نویسنده ایرانی امریکایی و نویسنده رمان «زمانی که اسکیت‌بردها رایگان خواهند شد» نیز درباره این اثر نوشت «اولین رمان عراقی یک کار استادانه است. او یک داستان قدرتمند و درخشان درباره تقاطع عشق، هنر و سیاست و انعکاس آن در بین نسل‌ها را خلق کرده است. رمانی است بی‌زمان که عینا به زمان ما مربوط می‌شود. تصویری از تاریخ معاصر ایران از چشم آن‌هایی که آن را به معاینه دیده‌اند و خواندن آن در امریکا ضرورت داشت.»

مجله پابلیشرزویکلی نیز درباره رمان نویسنده ایرانی نوشت: «رمانی تاثیرگذار... ترکیب ماهرانه نویسنده از سیاست‌های انقلابی و رئالیسم جادویی که طرفداران آلخو کارپنتیه، نویسنده سرشناس روس و گابریل گارسیا مارکز را خوشحال می‌کند. رمانی که نوید ورود یک صدای منحصر به فرد را به عرصه ادبیات می‌دهد.»

علی عراقی نویسنده و مترجم ایرانی امریکایی است. او در سال 2017 موفق شد جایزه ویرجینیا فاکنر را در نویسندگی فصلنامه Prairie Schooner که عراقی داستان‌های کوتاه و ترجمه‌هایش را در آن منتشر می‌کند به دست آورد. او اکنون ساکن سن لوئیس امریکا و دانشجوی دکترای ادبیات تطبیقی دانشگاه واشنگتن است.

................ هر روز با کتاب ...............

او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...