دو مجموعه‌داستان «آن مرد در باران آمد» و «آدم‌ها و دودکش‌ها» نوشته امیررضا بیگدلی توسط ناشران جدید به چاپ دوم رسیدند.

آن مرد در باران آمد آدم‌ها و دودکش‌ها امیررضا بیگدلی

به گزارش خبرنگار مهر، «آن مرد در باران آمد» سال ۸۲ توسط نشر قصه منتشر شده بود و ۸ داستان کوتاه را از این‌ داستان‌نویس در بر می‌گرفت. «چه‌کسی با من ایروپولی بازی می‌کند؟»، «دوست دارم برقصم»، «صدای پای زن»، «زیادی سخت نگیر سمانه»، «داشتند با هم پچ‌پچ می‌کردند»، «باز هم پیش من بیایید»، «حالا مگر چه می‌شود؟» و «آن مرد در باران آمد» عناوین داستان‌های این‌کتاب هستند.

داستان‌های این‌کتاب از سال ۷۷ تا ۸۱ نوشته شده‌اند.

چاپ جدید این‌کتاب ۱۱۲ صفحه‌ای، توسط نشر ترنگ عرضه شده است.

«آدم‌ها و دودکش‌ها» هم سال ۸۸ توسط نشر ثالث چاپ شد و ۱۳ داستان کوتاهِ بیگدلی را شامل می‌شد. عناوین داستان‌های این‌کتاب هم به‌ترتیب عبارت است از: «بیب‌بیب»، «خانه دارد می‌سوزد»، «پیش از این»، «سرد»، «هواکش»، «آلاچیق»، «ماهی قزل‌آلا»، «روز به روز»، «آدم‌ها و دودکش‌ها»، «آلاسکا»، «دو پیکر»، «گردنه آوج» و «ابرهای کوچک».

داستان‌های این‌کتاب از سال ۸۱ تا ۸۷ نوشته شده‌اند.

چاپ جدید و دوم این‌مجموعه‌داستان ۱۰۸صفحه‌ای هم توسط نشر ترنگ منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

یک مزیت بزرگ کتاب، وجود انبوه مثال است. نویسنده به جای آن که کتاب را صرف توضیح زیاد مفاهیم کند، مفاهیم کمی را معرفی کرده و سپس برای هر کدام انبوهی از مثالهای متنوع عرضه می‌کند... تاچر این دیدگاه را داشت که انگلیس در مسیر انحطاط قرار دار؛ او این ذهنیت را با شیوه‌های مختلف توانست به جامعه انگلیس منتقل کند... حالت پنجم تغییر ذهنیت در روابط نزدیک بین فردی است ...
چنان طنز و ادبیات را درهم می‌آمیزد و وارد می‌کند که دیگر نمی‌دانیم کدام را باور کنیم... زیبایی پاریس و نشئه‌گی ناشی از آن، تبدیل به بدبینی و سوءظن به روسیه می‌شود... نمایشگاهی از آثار نقاشانی که حکومت شوروی نمی‌پسندید. بولدوزر آوردند نمایشگاه را خراب کنند... . نویسندگان را دستگیر و بازجویی کرد. در این میان خشم و غیظ‌شان به سوی ویکتور بیشتر بود چراکه او را فرزند ناخلف حکومت دیدند. ویکتور ماری در آستین پرورده بود. موسی در خانه فرعون ...
ثمره‌ی شصت سال کار مداوم و عمیق اوست... سرگذشت کیمیاگری‌ست که برای دسترسی به علوم جدید، روح خود را به شیطان می‌فروشد... عاشق دختری به نام مارگارت می‌شود و بعد به او خیانت می‌کند... به خوشبختی، عشق، ثروت و تمام لذایذ زمینی دست می‌یابد اما اینها همه او را راضی نمی‌کند... با وجود قرارداد با شیطان مشمول عفو خدا می‌شود... قسمت اول فاوست در 1808 نوشته شد، اما نوشتن قسمت دوم تا پیش از مرگ گوته ادامه پیدا می‌کند. ...
مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
سیاست حذف را از طریق «ناپدیدسازی» دانشجویان، اساتید دانشگاه، روزنامه‌نگاران و روشنفکران پی گرفت... تجربه شکست سیاسی در محیط شوخ‌و‌شنگ کودکی ترومایی را ایجاد کرده است که از حواشی ماجراها در‌می‌یابیم راوی نه از آن دوران کنده می‌شود و نه دقیقا می‌تواند آن ایام را به یاد بیاورد... من از پدر هیچ وقت نپرسیدم عمو رودولفو چرا و چگونه مرد. لزومی هم نداشت. چون هیچ کس در سی‌ سالگی به علت سالخوردگی نمی‌میرد ...