ایرنا- پادکست و رادیو - تلویزیون سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران با نام اختصاری «راوک» راه‌اندازی شد.

به گزارش روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران؛ با توجه به تاثیرگذاری رسانه های دیجیتال در دنیای امروز و ضرورت و اهمیت دوچندان آن در دوره فاصله گذاری اجتماعی جبری ناشی از ویروس همه گیر اخیر، این سازمان، راوک را به  اختصار حروف (رسانه اسناد و کتابخانه ملی) راه اندازی کرد.
راوک، آنطور که از نام آن بر می آید قرار است پژواک شفافی از برنامه ها، مراسم، کلاس ها و کارگاه ها، تبادل و تعاطی آرا و فعالیت های ذیل آرشیو ملی و کتابخانه ملی باشد.

همچنین از طریق راوک مخاطبان و عموم مردم از آخرین نقطه نظرات و آرای کارشناسی صاحبنظران و دست اندرکاران و اقدامات و فعالیت های این سازمان و رویکرد و عملکرد مسئولان آن به شکل چندرسانه ای مطلع خواهند شد. 
علاوه بر این، این شکل از «ارتباط چندرسانه ای»، بر اساس وظایف ذاتی و رسالت این سازمان، در خدمت اطلاع رسانی، حفظ و اشاعه میراث مکتوب، مستند و نیز میراث دیداری و شنیداری حافظه ملی ایرانیان قرار خواهد گرفت. 
طرق ارتباطی راوک به وسیله پادکست های خبری، سخنرانی، ویدیوها، کلیپ ها موشن گرافیک و برنامه های تلویزیونی و ارتباطات و برنامه های کوتاه رادیویی خواهد بود.
راوک در مقطع کنونی در بستر وبسایت، شبکه های ارتباطی مجازی اینستاگرام، بله و سروش با درنظر گرفتن چشم انداز معین سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به عنوان برجسته ترین قطب ساماندهی شبکه دانش در منطقه با اتکا به مجموعه ها و متخصصان فعالیت خود را از روز ۱۹ اردیبهشت همزمان با روز اسناد ملی و شب میلاد متبرک کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) آغاز می کند.

................ هر روز با کتاب ...............

نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...
قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...