دو کتاب «گلی روی داشبورد» نوشته نسیم خلیلی و «ناداستانی به نام زندگی» نوشته فریبا خانی توسط نشر خزه منتشر و راهی بازار نشر شدند.

گلی روی داشبورد نسیم خلیلی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، «گلی روی داشبورد» شامل دو داستان درباره‌ عشق، مبارزه و سیاست در روزگار معاصر است. راوی این‌قصه‌ها نویسنده‌ای است دلداده‌ تاریخ اجتماعی و از این‌رو، می‌توان از دل روایت‌هایش صدای مردم را شنید؛ مردمی که در نقش معدنچی، حزبی، کارگر، مادر و عاشق خود را در این‌دو داستان نشان می‌دهند.

نسیم خلیلی نویسنده این‌کتاب، پژوهشگر و استاد دانشگاه است و «گلی روی داشبورد» چهاردهمین کتابی است که منتشر می‌کند.

این‌کتاب ۹۶ صفحه و قیمت ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

ناداستانی به نام زندگی فریبا خانی

«ناداستانی به نام زندگی» هم در ۳ بخش منتشر شده است. بخش اول، شامل داستان‌ها و داستانک‌های فریبا خانی است. بخش دوم، «‌داستان‌های واگن زنان» نام دارد و دربرگیرنده‌ مشاهدات نویسنده از فضای مترو است. «من و درختم افرا» هم عنوان بخش سوم کتاب است و خاطرات و تجربیات نویسنده را به‌عنوان یک‌مادر در بر می‌گیرد.

فریبا خانی ۲۶ سال است در کسوت روزنامه‌نگار فعالیت دارد و در داستان‌ها و خاطرات خود در این‌کتاب، تمایل خود به واقع‌گرایی و مستندنگاری را نشان داده است.

این‌کتاب هم با ۱۱۲ صفحه و قیمت ۱۵ هزار تومان منتشر شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

تقریبا همه کسانی که برای انقلاب و کشور جنگیده‌اند درست بعد از دستگیری اعتراف می‌کنند که خائن‌اند! ... با انتشار مخفیانه کتاب و نشریه و برگزاری مخفیانه جلسات ادواری سعی می‌کنند چراغ نوشتن و فرهنگ را زنده نگه ‌دارند... تحولاتی که زیرپوسته ظاهرا بدون تغییر جامعه در حال تغییر است... منجر به تغییری تدریجی در حکومت شود و با دموکراسی پیش از جنگ پیوند یابد و آینده‌ای بیاید ...
نثر و زبان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی آنچنان فوق‌العاده بود که گفته شد اصل این کتاب ایرانی است... «کتاب احمد یا سفینه طالبی»، در‌واقع کتابی درسی در قالب روایی و داستانی است. جلد اول آن ۱۸ صحبت در شناخت جهان است، جلد دوم در چهار صحبت به قوانین مدنی می‌پردازد و جلد سوم مسائل‌الحیات است. رمانی است علمی که در قالب یادداشت‌های روزانه نوشته‌شده و شاید بتوان آن را نخستین داستان مدرن فارسی با شخصیت کودک دانست. ...
به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...