کتاب «مشروطه به روایت کسروی» به کوشش مهدی نورمحمدی به چاپ رسید.

مشروطه به روایت کسروی

به گزارش کتاب نیوز به نقل از ایسنا، این کتاب دارای ۲۰۱ مدخل در شرح مجاهدان مشهور و گمنام مشروطه، بدخواهان مشروطه و عکس‌ها و اسناد تاریخی درباره مشروطه با قیمت ۷۵هزار تومان در نشر علم به چاپ رسیده است.

در معرفی «مشروطه به روایت کسروی» عنوان شده است: احمد کسروی (۱۲۶۹ – ۱۳۲۴ خورشیدی) درباره انقلاب مشروطیت صاحب دو اثر به نام «تاریخ مشروطه ایران» و «تاریخ هجده ساله آذربایجان» است که از مهم‌ترین مدارک و منابع مربوط به مطالعات مشروطه محسوب می­‌شود و همواره مرجع پژوهشگرانِ این عرصه بوده است. با این وجود از بدو انتشار تاکنون، نظرات متفاوتی در موافقت و مخالفت با این دو کتاب ابراز شده است.

کتاب «مشروطه به روایت کسروی» بر اساس یادداشت­‌های کسروی در روزنامه «پرچم» در سال­‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۲۱ خورشیدی فراهم آمده و سومین اثر او درباره مشروطیت است که برای اولین‌بار در قالب کتاب به چاپ رسیده است.

یادداشت‌­های کسروی در روزنامه «پرچم» درباره رجال و حوادث انقلاب مشروطه که ارکان و ساختار کتاب حاضر را تشکیل می‌دهد، شامل شش موضوع است:
۱- هواخواهان مشروطه ۲- بدخواهان مشروطه ۳- گروه سوم ۴- یک سند تاریخی ۵ یک عکس تاریخی ۶- از این‌جا و از آن‌جا

این اثر علاوه بر این‌که خلاصه کتاب­‌های «تاریخ مشروطه ایران» و «تاریخ هجده‌ساله آذربایجان» است، ادامه و تکمله کتاب­‌های یادشده نیز به شمار می­‌آید، زیرا دارای تفاوت­‌ها، افزوده­‌ها، داوری­‌ها، اظهارنظرها و توضیحاتی است که در آن کتاب‌ها نیامده است.

................ هر روز با کتاب ...............

جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...
20 سال پیش خانه در دامنه‌ی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانه‌ی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نماینده‌ای نداشتیم و نداریم ...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...