درباره‌ی «پنین» ولادیمیر ناباکوف | شرق

 

در رمان سفر به انتهای شب شخصیت اصلی رمان «فردینان» بعد از پشت سر گذاشتن پروسه «جنگ» به آفریقا می‌رود و بعد از آن به آمریکا. «فردینان» واقعا ذهنیت مخربی دارد. یعنی کافی است تا او را به دیزنی لند یا هالیوود ببرید و به نظرها و صحبت های او دقت کنید. همه چیز تخریب شده، سیاه و چرک، احمقانه و آزاردهنده و پوچ است. خواننده همه چیز را از نگاه «فردینان» می‌بیند. جنگ است. سلین، «فردینان» را خلق می‌کند (هم اسم بودن نویسنده و آدم داستان نیز قابل توجه است). «فردینان» سفیر «سلین» می‌شود در آمریکا و به خصوص نیویورک؛ نیویورکی که مسلما می‌تواند نقش دیزنی لند را به عهده بگیرد. «فردینان» از ته دل و با امیدی «پساجنگی» قدم به دیزنی لند نیویورک می‌گذارد (دقت کنیم که «فردینان» واقعا به آمریکا اعتقاد داشت) پس از یک طرف ذهنیت و نگاه مخرب فردینان را داریم و از طرف دیگر امید این آدم به سرزمین موعود آمریکا. فردینان وارد آمریکا می‌شود و البته در همان آغاز لذت، قرنطینه. به هر ترتیب فردینان به نیویورک وارد می‌شود و کوتاه کلام اینکه دست آخر سرخورده به فرانسه بازمی گردد.

پنین [Pnin] ولادمیر ناباکوف

سلین، فردینان را به عنوان یک آدم پساجنگی، آدمی که ذهنش قائم به ذات مخرب نبوده و اما حالا به هر دلیلی (که مسلما یکی اش همان جنگ است) تخریب شده است با آمریکا به عنوان یک موقعیت برای برون رفت از جنگ روبه رو می‌کند. ذهن قبلا رمانتیک و حالا تخریب شده فردینان دیگر توان و پتانسیل تجربه رمانتیسیسم (نه به صورت آنی بلکه به صورت یک موقعیت قابل توجه ذهنی) ندارد: فردینان جنگ را چشیده است پس دیگر رمانتیک نیست. جنگ واقعیتی است که رمانتیسیسم پیشین فردینان را متلاشی کرده است حتی اگر به سرزمین موعود برود. ظاهرا ما باید با این پیش فرض که فردینان «جنگ را تجربه کرده است» رمان را بخوانیم و به اتمام برسانیم (هر چند که صد صفحه نخست رمان اصلا روایت جنگ است) فردینان نویسنده، دیگر لزومی نمی بیند در اینکه مدام با تداعی های متعدد، «تجربه جنگ» فردینان داستانی را به خواننده متذکر شود و اصلا نیازی هم به تداعی نیست چرا که «فردینان» راوی اصلا علاقه ای به تداعی گذشته ندارد. اگر که فردینان از تمام گذشته اش نفرت دارد و تمام امیدش به USA ختم می‌شود، پس تداعی یا موقعیت هایی شبیه به تداعی مثل نوستالژی و خرده روایت برای چه؟ از این منظر می‌توان به واقعیت های صوری قصه معنا بخشید: اگر فردینان به اجبار و آن هم با گذشته ای از لذت و تفریح و خوشی و خاطره (حداقل ذهنی متعادل و لطیف) از سرزمینش کوچ می‌کرد می‌توانستیم انتظار اتفاق افتادن عنصری به نام «خرده روایت» [یا باز هم موقعیت هایی شبیه به این مثل نوستالژی یا تداعی که البته در این یادداشت تاکید بر خرده روایت است] را داشته باشیم.

آیا می‌توانیم خرده روایت را از عنوان کلی «عناصر تصویری» یا مباحث صوری قصه دور کنیم و این طور به قضاوت بنشینیم که با تخریب یک «کلان ذهن» (=کلان روایت) «خرده روایت» اتفاق می‌افتد. وقتی یک بمب از وسط آسمان می‌آید و پدیده «شهر» جایی که تمام ذهنیت شما و فرهنگتان در آن شکل گرفته است را نابود می‌کند، وقتی مجبور می‌شوید «مهاجرت» کنید، وقتی مجبور می‌شوید تا لوله های اکسیژن را از بینی و دهان بیماری که دیگر امیدی به حیاتش نیست بردارید و زنده به گورشدن یکی از مولفه های شکل دهنده «کلان ذهنتان» (کلان روایت تان) را لحظه به لحظه شاهد باشید، وقتی... وقتی... آیا غیر از این است که در این موارد تداعی و خرده روایت (نه در حد یک پدیده روزمره، مثلا اینکه تداعی را با حافظه یکی بدانیم) اتفاق می‌افتد.

ولادیمیر ناباکوف از خیلی جهات می‌تواند همان فردینان آقای سلین باشد: ذهنیتی که تخریب می‌شود (در سفر به انتهای شب از طریق جنگ و ما قبل آن و در مورد ناباکوف از طریق مهاجرت و ترک وطن آن هم به اجبار): هر دو ذهنیت یعنی هم ذهن فردینان و هم ذهن ناباکوف به شکل جدی تخریب می‌شوند. باید دقت کنیم که موقعیت فردینان و جنگ همان موقعیت ناباکوف است در مهاجرت.

بنابراین فردینان زمانی که به آمریکا می‌آید یک گام از ناباکوف پیش است به این معنا که فردینان در حال طی کردن پروسه پساتخریبی اش یا همان امید واهی داشتن به ترمیم ذهن چندپاره در آمریکا است اما همین آمریکا پروسه تخریبی ناباکوف است یعنی همان مهاجرت. در رمان پنین [Pnin] [اثر ناباکوف که اسم شخصیت اصلی نیز همین است] تمام آن خرده روایت هایی که اتفاقا زیاد هم از ذهن راوی و شخصیت اصلی دور نمی شوند و قرار هم نیست دور شوند و دوباره به هم برسند، واکنش یک ذهن تخریب شده است در تقابل با تلاشی همه آنچه که یک وضعیت (آقای پنین) از آغاز تولدش تا پیش از مهاجرت (پیش از تخریب) با خود برداشته است. روایت رمان پنین می‌تواند بازتاب ذهن چند پاره خود نویسنده باشد بنابراین راه رفتن فردینان در نیویورک مطابق است با نوشته شدن رمان پنین از طرف ناباکوف و تجربه خوانش این هر دو متن از طرف مخاطب. و جالب اینجا است که هم ولادیمیر و هم فردینان در لحظه آخر یک عمل انجام می‌دهند: سرخوردگی. فردینان که از آمریکا بازمی گردد به فرانسه و آن هم سرخورده و البته مگر نه اینکه ساختار کلی رمان پنین نیز سرد است و سرخوردگی در عمل روایی ذهن راوی که اصلا علاقه ای به باز شدن خرده روایت ها و دور شدن از ذهن متلاشی شده آدم اصلی متن ندارد بازتاب یافته است.

رمان پنین نوشته ولادیمیر ناباکوف و ترجمه رضا رضایی به وسیله انتشارات کارنامه در سال ۱۳۸۳ منتشر شده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

خود را آنارشیستی می‌داند که به دموکراسی عشق می‌ورزد... در جنبش‌های دانشجویی خشونت‌آمیز حضوری فعال داشته است و سپس راهی آمریکا می‌شود و در گروه نمایشی دوره‌گرد نقش ایفا می‌کند. او مجددا به ژاپن برمی‌گردد و سرآغاز شورش‌های دیگری در روستای اجدادی‌شان می‌شود... کره‌ای‌ها به‌عنوان برده از وطن‌شان به ژاپن آورده شده‌اند و تحت استعمار ژاپنی‌ها قرار دارند ...
همۀ فکر و ذکرش این است که جوک‌های خوب تعریف کند تا تحویلش بگیرند و خودی نشان دهد ولی ماجرا همیشه آن‌گونه که او می‌خواهد پیش نمی‌رود... بخش مهمی از کتاب به تقابل نسلی در قالب ماجرای درگیری‌های پوتر با پسرش اختصاص دارد. پوتر که معتقد است جوانک‌ها تهوع‌آورند، نه از زبان جاهلانه و عامیانه پسرش سر درمی‌آورد و نه از برنامه‌های تفریحی او... سراسر رمان پر است از کلاه‌های گشادی که از تعمیرکار گرفته تا بقال و سبزی‌فروش و همکار و رئیس و فرزند و دوست سرش گذاشته‌اند ...
بخش‌هایی که ناظر به تأیید بخشی از سیره خلفای راشدین توسط امام حسین(ع) بود را ترجمه نکرده بود... اگر سیره ائمه(ع) را کج بفهمیم، دینداری امروز نیز به صورت منحرف شکل می‌گیرد و این اتفاق‌ها زیاد رخ داده است... تئوری‌های مهمی برای مطالعه متن و انکشاف تاریخ از دل متن‌ها پیدا شده‌اند... یا ائمه(ع) را عصری می‌کنیم و یا سیاست‌ امروز را کهنه می‌کنیم. مثلا شورا را تبدیل به مجلس می‌کنیم و بالعکس. یا رأی و انتخابات را به بیعت ارجاع می‌دهیم ...
مجموعه 7جلدی هری پاتر اثر جی کی رولینگ تاکنون توسط ناشران متعددی در سراسر جهان ترجمه و گاه با طرح جلدهای اختصاصی منتشر شده است. در این طرح‌ جلدهای جدید، غالبا با تصاویری متفاوت از هری پاتر، دامبلدور، ققنوس، زندانی آزکابان و دیگر شخصیت‌های این مجموعه روبرو می‌شویم که نشان از خلاقیت طراح و نکته‌سنجی ناشر است. در ادامه 18 طرح روی جلد برگزیده از این مجموعه که توسط ناشران مختلف و در سالهای متفاوت منتشر شده است، قابل مشاهده است. ...
اصلِ موسیقی، آبی است روان در جان آدمی... چند گونه از آیات قرآن به ستایش موسیقی پرداخته‌اند... دوازده روایت در ستایش موسیقی وجود دارد و بیست و پنج روایت در نکوهش آن.... حاکمان اموی و عباسی، نه تنها موسیقی را از روح و هدفش و گوهرش که همانا لطافت بخشیدن به روح و روان است، خالی کردند، بلکه در کنار آن، بساط عیاشی و میگساری و قمار و انواع آلودگی‌ها را گستردند... ...