به گزارش کتاب نیوز به نقل از شفقنا؛ نیویورک تایمز نوشت: جان بولتون، مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا، هفته آینده کتاب جنجالی‌اش را منتشر خواهد کرد که در آن ترامپ به عنوان رهبری فاسد، ناآگاه و بی‌پروا معرفی شده، رهبری که از قدرت ریاست‌جمهوری برای پیشبرد منافع شخصی و سیاسی خودش، حتی برتر از منافع ملی، استفاده کرده است.

اتاق رخدادها: افشاگری بولتون از ۱۷ ماه همراهی با ترامپ

گرچه کتاب «اتاق رخدادها» [The Room Where It Happened]، ۱۷ ماه پرآشوب از همراهی نزدیک بولتون با ترامپ را شرح می‌دهد که شامل بحران‌های گوناگون و چالش‌های فراوان سیاست خارجی است، اما نکته مهم این است که او می‌گوید رئیس جمهور آمریکا فراتر از فشار بر اوکراین برای گناهکار جلوه دادن دموکرات‌ها، اقدامات دیگری انجام داده که در استیضاح احتمالی می‌توان به آنها رسیدگی کرد.

بولتون که در جریان دادرسی‌های کنگره شهادت نداد و پیشنهاد او برای شهادت در دادرسی‌های سنا توسط جمهوریخواهان مسدود شد، بسیاری از عناصر توطئه اوکراین را که ترامپ را در ماه دسامبر به دادگاه کشانید، تایید می‌کند. او همچنین می‌گوید که ترامپ از رئیس‌جمهور چین برای پیروزی دوباره در انتخابات ریاست جمهوری از طریق خرید محصولات کشاورزی ایالت‌های زراعی کلیدی درخواست کمک کرده است.

در این کتاب سندی دست اول ارائه شده که نشان می‌دهد تعلیق کمک امنیتی ۳۹۱ میلیون دلاری به اوکراین توسط ترامپ ارتباط مستقیم با درخواست او از اوکراین برای گناهکار جلوه دادن دموکرات‌ها، به ویژه جو بایدن، داشته است. باور داشتن به ادعای بولتون این معنی را می دهد که ترامپ به روشنی از پول مالیات‌دهندگان به عنوان اهرمی برای گرفتن کمک از کشوری دیگر در کارزار حزب سیاسی‌اش استفاده کرده است. داد و ستدی که دموکرات‌های کنگره آن را سوءاستفاده از قدرت نامیدند. اما در زمان استیضاح، جمهوریخواهان با این بهانه که شاهدان مدرک دست‌دوم ارائه کرده‌اند، این اتهام را رد کردند. اما بولتون برخلاف این شاهدان، در «اتاق» حضور داشته است.

مساله دیگری که بولتون در کتابش ضرورت رسیدگی به آن از سوی کنگره را مورد تاکید قرار می‌دهد تمایل و اشتیاق ترامپ برای مداخله در رسیدگی‌های وزارت دادگستری علیه شرکت‌های خارجی است. بولتون می گوید ترامپ این کار را برای دادن امتیازاتی به دیکتاتورهای مورد علاقه‌اش انجام می‌داد و پیشگیری از اجرای عدالت به یک روش زندگی برای او تبدیل شده بود.
بولتون در بخش دیگری از کتاب به توصیف شرایط مسموم درون دولت می‌پردازد. بولتون، دیپلماسی ترامپ را احمقانه توصیف می‌کند. از نگاه او تصمیم ترامپ برای دیدار با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، در سنگاپور، «اشتباهی احمقانه» و دعوت کیم به کاخ سفید، «یک فاجعه‌ی پنهانی بسیار بزرگ» بود. او پیام‌های توئیتری رییس جمهور درباره چین و کره شمالی را «بسیار خنده‌دار» توصیف می‌کند. بولتون باور دارد که دیدار ترامپ با ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه در هلسینکی یک «خودزنی» بود و «پوتین باید برای آنچه از هلسینکی به دست آورد، قهقهه سر داده باشد.»

بولتون همچنین به شرح شرایط درونی دولت می‌پردازد که از ویژگی‌های بارز آن، ستیز‌ و مجادله‌های هجوآمیز بود که در آن بازیگران گوناگون در حضور رئیس جمهور یکدیگر را لجن‌مال می‌کردند و رئیس جمهور هم با تمام آنها مانند زباله رفتار می‌کرد.
وزارت دادگستری با طرح این ادعا که کتاب بولتون حاوی اطلاعات طبقه‌بندی شده است، تلاش کرد از انتشار این کتاب پیشگیری کند. دولت ترامپ در شکایتی به دادگاه فدرال در واشنگتن اعلام کرده، بولتون نه تنها اطلاعات سری طبقه‌بندی‌شده را منتشر می‌کند، بلکه با انتشار کتاب، امنیت ملی را هم به خطر می‌اندازد. در این دادخواست از دادگاه خواسته شده که انتشار کتاب را پیش از بررسی محتوای کتاب از سوی کاخ سفید ممنوع اعلام کند. با این حال وکیل بولتون اعلام کرده که کتاب خاطرات موکل وی به رغم هشدار امنیتی کاخ سفید در موعد مقرر چاپ می‌شود.

................ هر روز با کتاب ...............

او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیف‌گری «زولا» قرار می‌دهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخص‌بخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان می‌آفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحه‌های سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحه‌های فرستاده‌شده و سرگردان را برای افراد بی‌وارث و بد‌وراث شکار کند ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...