آن کارسون [Anne Carson] نویسنده کانادایی به عنوان برنده جایزه پرنس آستوریاس اسپانیا [Princess of Asturias Awards] در سال ۲۰۲۰ انتخاب شد.

آن کارسون [Anne Carson]  برنده جایزه پرنس آستوریاس اسپانیا [Princess of Asturias Awards]

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، هیات داوران این جایزه به ریاست سانتیاگو مونوز ماچادو برنده امسال را انتخاب و به دلیل شیوع بیماری کرونا از طریق آنلاین اقدام به معرفی برنده امسال کردند.

آن کارسون استاد ادبیات کلاسیک و تطبیقی دانشگاه میشیگان و شاعر، مقاله‌نویس و مترجم مشهور است. وی گفته است یک نسخه دو زبانه از اشعار ساپو که او در یک کتاب‌فروشی پیدا کرد زندگی‌اش را برای همیشه تغییر داد. وی در کالج سن میشل و دانشگاه تورنتو تحصیل کرد و در نهایت تحصیلاتش را در دانشگاه سن اندروز اسکاتلند به پایان برد و سال ۱۹۸۶ با نوشتن تزی درباره ساپو با درجه دکتری فارغ‌التحصیل شد.

کارسون متخصص فرهنگ و زبان‌های کلاسیک در ادبیات تطبیقی، انسان شناسی، تاریخ و تبلیغات است و از وی به عنوان یکی از ارزنده‌ترین متفکران معاصر یاد می‌شود که در مجموعه آثارش به ادبیات و سبک‌های شاعران یونانی-آتنی توجه دارد و پلی بین قرون وسطی و ادبیات معاصر زده است. برای او ترجمه و خلاقیت با یکدیگر مترادف هستند و وی زمانی گفته است: اگر می‌دانستم شعر چیست دیگر نمی‌خواستم بنویسم. این وسوسه‌ای است در تاریکی.

به گفته هیات داوران این نویسنده ۶۹ ساله خالق جهانی است نفیس که ترکیبی از شعر، پایان نامه، آثار غیرداستانی و نمایش است، و گاه از هنرهایی حتی اپرا نیز بهره می‌گیرد.

اولین کتاب وی با عنوان «اروس تلخ و شیرین» او بر طبیعت عشق رمانتیک تمرکز کرده است. شاعران و نویسندگان مورد علاقه وی شامل هومر، توماس هاردی و استیو اسمیت هستند و وی ویرجینا وولف را مهمترین چهره تاریخ ادبیات می‌داند.

در ۴۲ سالگی این نویسنده کتاب «گفت و گوهای کوتاه» را در سال ۱۹۹۲ منتشر کرد که با آثار دیگری چون «آب صاف» در سال ۱۹۹۵، «مقاله شیشه‌ای» در سال ۱۹۹۵ و اثر اتوبیوگرافی وی با عنوان «سرخ: رمانی به نظم» در سال ۱۹۹۵ ادامه یافتند.

از جدیدترین آثار وی می‌توان به «مجموعه‌ای از نامه‌ها، شعر و یادداشت‌ها» اشاره کرد که سال ۲۰۰۱، «اگر نه، زمستان: بخش‌هایی از ساپو» در سال ۲۰۰۲، «تنزل: شعر، مقاله‌ها، اپرا» در سال ۲۰۰۵، «الهه شب» سال ۲۰۲۰، «آنتیگونیک» در سال ۲۰۱۲، «سند سرخ» در سال ۲۰۱۳ و «شناور» در سال ۲۰۱۶ اشاره کرد.

وی جوایز ادبی متعددی دریافت کرده که جایزه شعر لانان آمریکا در سال ۱۹۹۶، جایزه شعر پوشکارت در سال ۱۹۹۷، جایزه تی.اس.الیوت بریتانیا در سال ۲۰۰۱، جایزه شعر پن در سال ۲۰۱۰ و جایزه شعر گریفین کانادا در سال ۲۰۱۴ از جمله آنها هستند.

امسال ۲۸ کاندیدا از ۱۷ کشور مختلف نامزد دریافت این جایزه بودند.

این نویسنده ششمین برنده از هشت جایزه پرنس آستوریاس سال ۲۰۲۰ است که هر سال در اسپانیا توسط بنیاد شاهزاده آستوریاس انتخاب می‌شوند.

مراسم اهدای این جایزه هر سال در آمفی‌تئاتر کامپوآمور شهر ابیه‌دو برگزار می‌شود و طی آن جوایزی در هشت رشته مختلف، شامل پنجاه هزار یورو وجه نقد، یک تندیس ویژه به عنوان نماد این جایزه و یک دیپلم افتخار؛ به خالق بهترین دستاوردهای هر گروه اعطا می‌شود.

فرد وارگا نویسنده فرانسوی در سال ۲۰۱۸ و سیری هاستوت نویسنده آمریکایی در سال ۲۰۱۹ این جایزه را از آن خود کرده بودند.

................ هر روز با کتاب ...............

نثر و زبان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی آنچنان فوق‌العاده بود که گفته شد اصل این کتاب ایرانی است... «کتاب احمد یا سفینه طالبی»، در‌واقع کتابی درسی در قالب روایی و داستانی است. جلد اول آن ۱۸ صحبت در شناخت جهان است، جلد دوم در چهار صحبت به قوانین مدنی می‌پردازد و جلد سوم مسائل‌الحیات است. رمانی است علمی که در قالب یادداشت‌های روزانه نوشته‌شده و شاید بتوان آن را نخستین داستان مدرن فارسی با شخصیت کودک دانست. ...
به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...