«پنج والس برای پیانو» اثر فرید عمران، به همراه سی‌دی اجرای این قطعات توسط انتشارات ماهور در دسترس علاقه‌مندان به موسیقی قرار گرفت.

سی‌دی پنج والس برای پیانو به همراه کتاب فرید عمران

به گزارش خبرنگار مهر، موسسه فرهنگی - هنری ماهور کتاب «پنج والس برای پیانو» اثر فرید عمران را با شمارگان هزار نسخه، ۸۴ صفحه و بهای ۷۰ هزار تومان به همراه یک لوح فشرده از اجرای قطعات منتشر کرد.

فرید عمران، موسیقیدان، آهنگساز و مدرس موسیقی است که به سال ۱۳۲۴ در آبادان متولد شد. او موسیقی را با فراگیری ویلن و پیانو آغاز کرد و در ادامه تحصیل را در کنسرواتوار تهران ادامه داد. از استادان شاخص او در ایران می‌توان به مرتضی حنانه و یوسف یوسف زاده اشاره کرد. او همزمان نزد پیانیست و آهنگساز روس لئونید ساموس به فراگیری آهنگسازی و نوازندگی پیانو پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل به لندن رفت و در آکادمی موسیقی لندن تحصیلات خود در رشته آهنگسازی را تا درجه استادی به اتمام رساند.

موسیقیدانان برجسته‌ای چون جان مک کیب در رشته آهنگسازی و لارنس لئونارد در رهبری ارکستر از اساتید او بوده‌اند. او پس از آن بیش از ۴۰ سال در ایران و انگلستان به تدریس موسیقی اشتغال داشته است. عمران پس از بازگشت به ایران ارکستر آکادمیا را پایه گذاری کرد. عمران ۱۳۸۴ هنرکده‌ی عالی موسیقی و روان‌شناسی به‌نام «آکادمیا» را بنیان نهاد. سال‌های ۸۵ و ۸۶ به‌عنوان رهبر و آهنگساز کُر و ارکستر «آکادمیا» در جشنواره‌ی موسیقی فجر شرکت کرد و به دریافت چنگ زرین نایل آمد.

موسیقی فرید عمران ترکیبی هنرمندانه از هارمونی و فضای مدرن و نغمه‌ها ملودی‌های شرقی است؛ که تأثیر گرفته از زندگی آهنگساز در میان اقوام و مطالعهٔ دقیق هنر غرب است. همچنین او علاوه بر موسیقی، فعالیتی جدی در حوزه‌های روانشناسی و تعمق در مکاتب فلسفی و عرفانی شرق داشته که تأثیری انسان گرایانه در آثار او گذاشته. نگاه فرید عمران باعث تلاش او در ایجاد موسیقی‌ای قابل فهم برای عموم و قابل مطالعه برای اهل فن شده‌است، به طوری که کمتر کسی از شنیدن آثارش دچار سردرگمی و احساس کمبود نسبت به شناخت موسیقی می‌شود.

از دیگر کتاب‌های منتشر شده فرید عمران می‌توان به این موارد اشاره کرد: «آموزش پیانو» در سه مجلد، «۲۴ دقیقه با کودکان و نوجوانان»، «سه فانتزی روسی»، «سوئیت نغمه‌های ایرانی» و «سونات فلوت شماره ۱»

................ هر روز با کتاب ..............

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...