بگو چیست کار؟ | الف
 

تصمیم دارم در همین ابتدا اعتراف کنم. اعتراف به این‌که هنگامِ مطالعه‌ی این کتاب [عامل انسانی: هوش انسان در کار؛ Le facteur humain] بارها تصور می‌کردم ذهنِ من در مقابل ذهنِ تیز و باریک‌اندیش نویسنده، مانند ذهن کسی است که تنها تجربه‌ی او از آسمان، دیدن خورشید عالم‌سوز یا ماهِ جهان‌تاب بوده است. اما نویسنده حکم همان فضانوردی را دارد که کهکشان‌ها را درنوردیده است و مجموعه‌ی اطلاعاتش حالا در یک کتاب صد وهجده صفحه‌ای، سرشار از حرف‌های تازه و بکر و نکات بسیار مهمّی است.

عامل انسانی: هوش انسان در کار

البتّه یک مسأله‌ی دیگر هم، ذهنم را مشغول کرده بود. با خودم فکر می‌کردم که ذهن ما برای تحلیل موضوعات مختلف از یک مدل و چارچوب خاص پیروی می‌کند. این بدین معناست که ما دارای عادات فکری‌ای هستیم که ما را در محدوده‌ی خاصِ فکری، محصور کرده است و با مطالعه‌ی این کتاب دریافتم که یک تحلیل‌گر و پژوهش‌گر علوم انسانی، بهتراست در دو زمینه توانایی خود را بالا ببرد. اولین توانایی، مطالعات بینارشته‌ای است که کمک می‌کند رویکرد و دیدگاه‌مان به مسائل گسترده‌تر و فراخ‌تر شود و دومین توانایی، پرورش روحیه‌ی جدال با مسأله است. به این‌صورت که اگر قصد داریم در زمینه‌ای تحقیق کنیم باید مانند فرمانده‌ای فاتح، شجاعت به خرج داده و نقشه‌ی مناسبی کشیده و از تمامی قوای خود برای به چنگ آوردنِ سرزمین مورد نظر استفاده کنیم. چنین روحیه‌ای باعث می‌شود اثری خلق کنیم که خواننده به هنگام مطالعه، احساس کند بر مسأله چیره شده است و مانند فاتحان خود را برای فتح سرزمین دیگری آماده کند.

نکاتی که در بالا ذکر شد روش فکری نویسنده را روشن می‌کند اما خواننده‌ی این کتاب چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟

در بخش "سخنِ مترجم" شما می‌توانید جواب سوالات بسیاری را که درباره‌ی کتاب دارید، پیدا کنید. مترجمِ توانمند نیز، علاوه بر تحلیلِ مختصر و کاملی که درباره‌ی کتاب داده است مخاطبان اصلیِ کتاب را مشخص کرده است. همان‌طور که ایشان اشاره کرده‌اند جامعه‌ی مهندسین و مدیران در حیطه‌ی ایمنی در کار و کارشناسان و دانش‌آموختگان علوم انسانی ،از روانشناسی تا جامعه شناسی، بعد از مطالعه اندوخته‌ی فراوانی بدست خواهند آورد. نویسنده نیز در پیش‌گفتار و مقدمه‌ای بلند، روشِ کار و اهداف و فلسفه‌ی نگارش چنین اثری را به خوبی توضیح داده است. پیشنهاد می‌کنم بعد از مطالعه کتاب این بخش را دوباره مطالعه کنید. این کار سبب می‌شود مفاهیم و تحلیل‌های عمیق و گسترده‌ای که در متن اصلی کتاب می‌خوانید، با بازخوانی مقدّمه دوباره در ذهن‌تان طبقه‌بندی شوند و موضوع به طور کامل برایتان روشن شود.

نویسنده، پروفسور کریستف دژور[Christophe Dejours] رشته‌ی جدیدی در زمینه‌ی روانشناسیِ کار و سلامت به نامِ "پسیکودینامیک" یا به تعبیر مترجم "روان پویای کار"، پایه‌گذاری کرده است که در "انستیتوپسیکوماتیک پیِر مارتی" صاحب کرسی این رشته است. هم‌چنین او رئیس شورایِ علمیِ بنیاد "ژان لاپلانش، انستیتوی فرانسه" است. او که به بررسی موقعیت انسان در کار، تأثیر انسان بر رنج و لذت در محیط کار و بالعکس و همین‌طور عوامل تأثیرگذار بر مقوله‌ی کار پرداخته است، با به کار بردن شیوه‌ای جدید در شناختِ مسأله کار و انسان، دنیای جدیدی را برای پژوهشگرانِ عامل انسانی ایجاد کرده است.

در این اثر مهم و کابردی، عامل انسانی در محیط کار با به کارگیری نظریات انتقادیِ جامعه‌شناسی مانند کنش، ساختار، مردم‌نگاری صنعتی و هم‌چنین با رویکردهای فلسفی مانند رویکرد پوزیتیویسیتی و (تأویلی) هرمنوتیک و معرفت‌شناختی، مورد پژوهش قرار گرفته است و به همین دلیل، این کتاب را می‌توان در زمره‌ی کتاب‌های جامعه‌شناسیِ انتقادی و اثر فلسفی عمیق در حیطه‌ی مطالعات انسانی به حساب آورد.

اگر به فهرستِ کتاب نگاهی بیاندازید، مجموعه‌ای از عناوین مختلفی را خواهید یافت که نظرتان را جلب خواهد کرد. به عنوان مثال به این عناوین توجه کنید: "پیش فرض‌های مربوط به الگوی انسان، فناوری، مفهوم فن و مفهوم ناتوانی انسان، محیط واقعی کار و هوش حیله‌گر، مفهوم خردمندی و هوش کاربردی در قرنطینه (با ارائه آراء افلاطون در این زمینه)، حکمیت و همکاری، و همچنین هرمنوتیک به روایت ریکور و حقیقت کاربردی از دیدگاه دیویدسون"؛ موضوعاتی که هر کدام می‌توانند مسیر جدیدی برای پژوهش و تحقیق به روی محققان بگشایند.

با این‌ که شما با یک کتاب قطور و پرحجم روبرو نیستید، اما این یک اثر تخصصی و سنگین است که با توجه به زحمت فراوانی که مترجم برای ترجمه‌ی این کتاب کشیده است، مطالعه آن کار سختی نیست. اصولاً مطالعه‌ی آثار پرمحتوا و ارزشمند نیازمند صبوری است. قطعاً کسی که چنین اثری را برای مطالعه انتخاب می‌کند هدفی جز پیشرفت در آگاهی و آموختن ندارد و ذهنِ کنجکاو و پرسشگری دارد. چنین خواننده‌ای خوب می‌داند که مطالعه‌ی این دسته از آثار مکتوب، ارزش زمان گذاشتن و سروکله‌زدن با مفاهیم و جملات را دارد.

نویسنده در بخش انتهایی کتاب، خواننده را به بازگشت دوباره به الگوی انسان دعوت می‌کند. بعد از یک بحث حسابی و چالش برانگیز، او شما را تنها نخواهد گذاشت. در انتهای کتاب و در صفحات پایانی نیز، وقت آن است که دیدگاه‌ها و رویکردهای بیان شده برای نقد و بررسی موضوع اصلی کتاب، یعنی عامل انسانی، با زبانی شیوا و روان بیان شوند تا کتاب شکل مستحکم‌تر و مستدل‌تری به خود بگیرد. البته، او به خوبی از پس این کار برآمده است.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

تقریبا همه کسانی که برای انقلاب و کشور جنگیده‌اند درست بعد از دستگیری اعتراف می‌کنند که خائن‌اند! ... با انتشار مخفیانه کتاب و نشریه و برگزاری مخفیانه جلسات ادواری سعی می‌کنند چراغ نوشتن و فرهنگ را زنده نگه ‌دارند... تحولاتی که زیرپوسته ظاهرا بدون تغییر جامعه در حال تغییر است... منجر به تغییری تدریجی در حکومت شود و با دموکراسی پیش از جنگ پیوند یابد و آینده‌ای بیاید ...
نثر و زبان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی آنچنان فوق‌العاده بود که گفته شد اصل این کتاب ایرانی است... «کتاب احمد یا سفینه طالبی»، در‌واقع کتابی درسی در قالب روایی و داستانی است. جلد اول آن ۱۸ صحبت در شناخت جهان است، جلد دوم در چهار صحبت به قوانین مدنی می‌پردازد و جلد سوم مسائل‌الحیات است. رمانی است علمی که در قالب یادداشت‌های روزانه نوشته‌شده و شاید بتوان آن را نخستین داستان مدرن فارسی با شخصیت کودک دانست. ...
به دارالوكاله‌ای فلاكت‌زده می‌رویم در وال‌ استریت؛ جایی كه میرزابنویسی غریب در آن خیره به دیواری آجری می‌ایستد و ساعت‌ها به آن خیره می‌شود... اغلب در پاسخ به درخواست دیگران برای انجام‌دادن كاری می‌گوید ترجیح می‌دهد انجامش ندهد... جالب اینجاست که فیلسوفانی مثل ژیل دلوز، ژاك رانسیر، جورجو آگامبن، اسلاوی ژیژك، آنتونیو نگری و مایكل هارت به این داستان پرداخته‌اند! ...
داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...