پرداختن به زندگی و متون نمایشنامه‌نویسان بزرگ دنیا که آثارشان امروزه گنجینه ادبیات جهان به‌شمار می‌رود به مخاطب نشان می‌دهد که آن‌ها چگونه از زمان خود فراتر رفتند.

به گزارش کتاب نیوز به نقل از هنرآنلاین؛ «درام‎نویسان جهان» عنوان مجموعه سه جلدی است که به قلم منصور خلج مکتوب و نشر یافته است. نویسنده در هر جلد به شرح آثار و احوال نمایشنامه‌نویسان بزرگ جهان از زمان باستان تا حال حاضر پرداخته است.

درام نویسان جهان منصور خلج

مدنظر قرار دادن زندگی و متون نمایشنامه‌نویسان بزرگ دنیا که آثارشان امروزه گنجینه ادبیات جهان به‌شمار می‌رود به مخاطب نشان می‌دهد که آن‌ها چگونه از زمان خود فراتر رفتند. ویژگی‌های شخصیتی این درام‌نویسان و روشی که در زندگی داشته‌اند گاه از شخصیت‌های آثارشان هم جذاب‌تر است که در این سه کتاب به درستی به آن‌ها پرداخته شده است.

خلج که نخست به صورت علاقه شخصی به زندگانی این هنرمندان توجه نشان می‌دهد درباره تدوین مجموعه «درام‌نویسان جهان» گفت: تحقیق و پژوهش در این زمینه دل‌مشغولی شخصی بود و علاقه‌ داشتم با شرح احوال، زندگی و آثار این درام‌نویسان آشنا شوم. ضمن این‌که در زمان دانشجویی در سال‌های 1351 تا 1356 و آغاز فعالیتم در حوزه هنر با کمبود منابع روبه‌رو بودم. هیچ کدام از این کتاب‌هایی که امروزه با محوریت تاریخ تئاتر در دسترس هستند، وجود نداشتند. این موضوع موجب شد برای آشنایی با این نویسندگان کنجکاوتر شوم.

او که مطالعه و تحقیق در این زمینه را جدی‌تر جلو می‌برد، توضیح داد: پیشینه این نویسندگان مسیر جدیدی را جلوی پایم گذاشت. اما در این دوره تسلسل متوجه شدم در زمان گرفتاری‌ها، جنگ‌ها و زلزله بیشتر متون از بین رفتند. تعداد معدودی از نمایشنامه‌ها بدست‌مان رسیده است از این بعد نیز سیر تاریخی آن‌ها برایم جذاب شد. در سیر تحول درام‌نویسی مدام شخصیت‌های جدیدی کشف می‌کردم که در چه دوره‌ای چه تاثیری گذاشتند؟ چه نگاه و دریافتی به درام داشتند؟ مثلا درام روم‌باستان، درام‌های قرون وسطی، شکسپیری و ادامه این ماجرا که تمامی منتشر شدند.

خلج در تدوین این مجموعه سه جلدی که هدف آن ارائه اطلاعات درباره زندگی درام‌نویسان و معرفی آثاری که خلق کردند بوده، درمی‌یابد همگی نویسندگان به جست‌وجو و کنکاش برخاستند و در این‌باره اظهار داشت: متوجه شدم هر کدام از این افراد فرزندان خلف دوره خودشان بودند و به شدت دریافت‌های حسی قوی و غنی دارند. با خواندن آثار ایبسن، میلر و شکسیپر متوجه می‌شویم افرادی با نبوغ و خلاقی هستند که بسیار با دقت به جامعه و مباحث اطراف خود توجه داشتند و تفکر کردند تا کتاب‌های خود را به صورت نمایش مقابل دید تماشاگر قرار دهند. این چند وجهی بودن مرا بر آن داشت تا به دقت به اثر و موضوع مورد نظر آن‌ها اشراف پیدا کنم و نگاهم وسیع‌تر شود.

او با این توضیح که در حقیقت تئاتر چیزی نیست به جز سیر تحول انسان‌ها در دوره‌های مختلف نسبت به زندگی و جامعه، افزود: مثلا در یونان باستان براساس باورهایی که وجود داشته آدمی هم‌چون سوفوکل از مرام، مناسک و آیین‌ها الهام می‌گیرد و نمایشنامه «ادیپ شهریار» را می‌نویسد و به تقدیر خدایان معتقد است. بعدها مسیحیت می‌آید تمام آن تفکرات قبلی منسوخ می‌شود؛ زیرا یکتاپرستی مطرح است. تئاترهای مذهبی شکل می‌گیرند و نمایشنامه‌ها بار مذهبی دارند و اعتقادات نباید کفرآمیز باشد. در دوره رنسانس نگاه نمایشنامه‌نویس از قرون وسطی وارد این عصر می‌شود. جلوتر که می‌آییم می‌بینیم مثلا ایبسن مباحث جدیدی را وارد جامعه می‌کند. او هوشمندانه نمایشنامه «خانه عروسک» را می‌نویسد در عصری که وارد جامعه صنعتی شده است. مردها وارد جامعه شدن ولی زن‌ها هنوز در پستوی خانه مبحوس هستند. در حقیقت ایبسن با نگارش این اثر به جامعه خودش شوک وارد می‌کند. از آن زمان مسئله احقاق حقوق زن‌ها وارد جامعه می‌شود. یا نمایشنامه دیگری با عنوان «ستون‌های اجتماع» دارد که در آن می‌گوید زن‌ها ستون جامعه هستند. جامعه آن زمان این موضوع را به شدت پس می‌زند و بسیاری این گفته‌ها را برنمی‌تابند و ایبسن مجبور می‌شود کشور خود را ترک کند. افکار عمومی علیه او موضع می‌گیرند که شالوده خانواده را خراب می‌کنی و زندگی‌ها را به هم می‌ریزی. اما درست در همان موقع دانشمندان و علم جدید آمدند، فروید در روان‌شناسی نقطه نظرات جدیدی را عنوان می‌کند. داروین در علم زیست‌شناسی حرف‌های جدیدی می‌گوید و در بحث فلسفه، نیچه و متفکران جدید قد علم می‌کنند. کمی جلوتر می‌آییم فردی چون برشت با مسایل پیچیده عصر خودش مواجه می‌شود از جنگ جهانی دوم و ظهور نازیسم و کشتاری که در اروپا اتفاق می‌افتد. هم‌چنین مهاجرت مردم آلمان یا اروپا به سرزمین امریکا که مسایل خودشان را دارند.

خلج با بیان این‌که نگاه کردن به زندگی نمایشنامه‌نویسان در ادوار مختلف برایم بسیار آموزنده بود، گفت: با مطالعه زندگی آن‌ها متوجه می‌شویم این آدم‌ها چه دریافت و دقتی در زندگی مردم داشتند. به قول شکسپیر این متون نوشته شدند تا به شما بگویند این روشی که زندگی می‌کنید، غلط است. چخوف نوعی از زندگی را مقابل ما قرار می‌دهد تا تاکید کند بلد نیستیم درست زندگی کنیم. در همه آثار از کمدی تا تراژدی همه نویسنده‌ها مثل دوربین مخفی به زندگی مردم نگاه می‌کنند. مردمی که در حقیقت به اشتباه می‌روند و دچار خطا و جاه‌طلبی می‌شوند. در «اتللو» شکسپیر با مردی مهربان مواجهیم که یک ضعف بزرگ دارد و دهن‌بین است. یا در «مکبث» دلاوری، تحت وسوسه‌های همسرش دست به جنایت می‌زند و این جنایت ادامه پیدا می‌کند. در «رومئو و ژولیت» دو جوان ساده‌دل عاشق یکدیگرند ولی خانواده‌ها به دلیل تنگ‌نظری با هم اختلاف دارند و این دو شخص قربانی می‌شوند. این اثر می‌خواهد بگوید خانواده‌ها دست از لجاجت و کینه‌توزی بردارند وگرنه جسد فرزندان آن‌ها روی دست‌شان می‌ماند. همه این هنرمندان در واقع انسان‌های با دقت و هوشمندی در عصر خودشان بودند.

درام نویسان جهان منصور خلج

او که برای نگارش این سه کتاب به منابع مختلفی رجوع کرده که البته عمدتا به زبان انگلیسی بودند، ادامه داد: به همه منابع توجه داشتم تا اگر اثری از نمایشنامه‌نویسی ترجمه و منتشر شده مطالعه کنم چه نکات جدیدی درباره آن نمایشنامه و نویسنده مطرح شده است. جلد نخست مجموعه با آشیل آغاز می‌شود و نمایشنامه‌ای که به صورت سند داریم و بدست‌مان رسیده با عنوان «پرومته در زنجیر» که سه قسمتی است.

به گفته خلج، بخش دشواری این مجموعه مربوط به انتخاب تصاویر بوده که با توجه به ممنوعیت امکان استفاده از هر صحنه‌ای از نمایش را نداشته و این پروسه برایش زمان زیادی ایجاد ‌کرده است.

مروری بر این سه جلد داریم با این توضیح که منبع کتاب‌های‌ نشر یافته انتشارات سوره مهر است چرا که این مجموعه توسط ناشران مختلف در مجلدات متفاوت منتشر شده است. ضمن این‌که جلد دوم و سوم با همکاری ستاره صالحی مکتوب شده است. هم‌چنین جلد سوم از سوی انتشارات سوره مهر، سال گذشته برای نخستین بار در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفت.

جلد نخست این مجموعه با اشیل آغاز می‌شود و با سوفوکل، اورپید، آریستوفان، مناندر، پلوتوس، ترنس، سنکا، لوپه دووگا، کالدرون، کریستوفر مارلو، ویلیام شکسپیر، بن جانسن، پیر کرنی، ژان راسین، مولیر، لسینگ، یوهان گوته، شیلر، کلایست، کارل کئورک بوشنر، یوهان اگوست استریندبرگ، هنریک ایبسن، نیکلای گوگول، آنتوان چخوف؛ ماکسیم گورکی، موریس مترلینگ، لوئیجی پیرآندلو، جورج برناردشاو، رومن رولان، فدریکو گارسیا لورکا، یوجین اونیل، تورنتون وایلدر، آرتور میلر، تنسی ویلیامز، شون او کیسی، برتولت برشت، ماکس فریش، فردریک دورنمات، ژان ژیردو، ژان آنوی، ژان پل سارتر، آلبر کامو، جیمز جویس، ساموئل بکت، اوژن یونسکو، آرتور آدامف، جان آزبرن، هارولد پینتر و ادوارد آلبی ادامه پیدا کرده است.

اشیل قدیمی‌ترین تراژدی‌نویس یونان است که نمایشنامه‌های او به دست ما رسیده است. در سال 525 پیش از میلاد مسیح دیده به جهان گشود. مدارک زیادی از زندگی او در دست نیست. او در 35 سالگی با شجاعت در شمار سپاهیان یونانی بوده و در جنگ‌های ماراتن شرکت داشته است. 10 سال بعد در جنگ‌های عمده آتن و متحدانش، که علیه خشایارشاه فرمانروای ایران جنگیدند، پیکار کرد و برای نخستین بار تراژدهایی را در هفدهمین المپیاد به معرض نمایش گذاشت.

حدود 72 تا 90 نمایشنامه را به او نسبت دادند که از مجموع آن‌ها تنها هفت نمایشنامه در دست است که تعدادی نیز به فارسی ترجمه شدند.

مرور شرح احوال این نویسندگان که از زمانه، کتب، سبک و سیاق آن‌ها گفته شده از این منظر نیز قابل توجه است که با اشخاصی آشنا می‌شویم که تاثیرگذاری زیاد داشتند به عنوان نمونه آلبر کامو در دهه 50 تا 60 جز معدود نویسندگانی محسوب می‌شد که از نفوذ و تاثیری ژرف بر تخیل و بر وجدان اخلاقی و سیاسی نسل خود و حتی نسل بعد از خود بهره‌مند بود. او به خوبی نماینده وجدان غرب در رابطه با جهان غیر غربی بود. کشاکشی که در اغلب آثار او نهفته است سرگذشت این رابطه است.

هم‌چنین در مورد شکسپیر که در تراژدی نبوغ خود را به اثبات می‌رساند. او بعد از قرن‌ها بعد از اشیل و سوفوکل به تراژدی تحولی جدید و بعدی جهانی بخشید. گرچه تفاوتی بین مفهوم یونانی تراژدی و مفهوم شکسپیری آن وجود دارد. قهرمانان تراژدی‌های یونان باستان از اراده آزاد و انتخاب بهره‌ای ندارند. سرنوشت انسان را خدایان در اختیار دارند و از تقدیر گریزی نیست و انسان قادر به مقابله و ستیز با خدایان نیست. اما قهرمانان شکسپیر قدرت انتخاب دارند و از اراده آزاد بهره‌مندند. اما به دلیل ضعف‌هایی که در شخصیت قهرمانان نهفته است دچار سقوط می‌شوند.

جلد دوم این مجموعه با سه آمی موتو کیو آغاز شده است. مولف در این کتاب به احوالات 61 درام‌نویس پرداخته است.

نیکولو ماکیاولی، تیر سو دو مولینا، جان درایدن، پیر کارلت دو ماریوو، هنری فیلدینگ، کارلو گولدونی، اولیور گلد اسمیت، شرایدن، اوژن اسکریب، ویکتور هوگو، آلفرد دو موسه، اوژن لابیش، امیل اوژیه، الکساندر آستروفسکی، ویکتورین ساردو، لیدی گریگوری، اسکار وایلد، رابیندرانات تاگور، آرتور شنیتسلر، گرهارت هاپتمن، فرانک وده کیند، ویلیام باتلر ییتز، پل کلودل، جان میلینگتون سینگ، هوگو فن هوفمن استال، پیر ماریا روسودی سان سکوندو، ساشا گیتری، ماکسول اندرسن، تی.اس. الیوت، ژان کوکتو، المر رایس، ولادیمیر مایاکوفسکی، جی.بی. پریستلی، مارسل پانیول، هنری دو مونترلان، میشل دو گلدرود، توفیق الحکیم، ناظم حکمت، الخاندرو کاسونا، لیلیان هلمن، ویلیام سارویان، ژانه ژنه، امه سه‌زر، ویلیام اینک، پیتر وایس، جان وایتینگ، ولفگانگ بورشرت، آرمان گاتی، داریو فو، نیل سایمون، گونتر گراس، اسلاومیر مروژک، اتول فوگارد، آرنولد وسکر، فرناندو آرابال، وله سوینکا، تام استوپارد، پیتر هاندکه، ادوارد باند و سام شپرد اسامی دیگر دارم‌نویسان این مجلد محسوب می‌شوند.

در صفحه 468 این کتاب در بخشی درباره ویژگی آثار سام شپرد می‌خوانیم: «شاید بیشتر از هر نمایشنامه‌نویس دیگری که می‌شناسیم، کارهای شپارد غیرقابل تقسیم‌بندی به دوره‌ها و مراحل رشد و یا پیشرفت است. تنها استثنا در این مورد آخرین نمایش‌های او هستند که به نظر می‌رسد دربرگیرنده دوره‌ای سخت و مشکل برای نویسنده‌اش باشد. مضمون‌هایی با دست‌مایه‌های سیاسی، جامعه‌شناسانه و اخلاقی، اما محتوی حقیقی آن‌ها تظاهر یا نمایش این مضامین نیستند. آن‌ها به عنوان جبر، اختیار و نکات پرسش‌برانگیز همواره وجود دارند».

جلد سوم به هانس ساش، رابرت گارنیه، توماس هی‌وود، سروانتس، جان وبستر، فلیپ مسینجر، ویلیام داونانت، ویلیام کن‌گرو، جان گی، ولتر، دنیس دیدرو، بومارشه، ویتوریو آلفیه‌ری، یاکوب لنتس، فردریش فن کالینگر، اگوست فن کوتسبو، فرانس گریل پارتسر، الکساندر گریبایدف، آدام میسکیه‌ویچ، اونوره دو بالزاک، الکساندر پوشکین، الکساندر دوما (پدر)، هانس کریستین آندرسن، جولیوس اسلواکی، فریدریش هیل، میخائیل لرمونتوف، ایوان تورگنیف، الکساندر دوما (پسر)، لئو تولستوی، جیوانی ورگا، هرمان هایرمن، میگل د اونامونو، استانیسلاو ویسپیانسکی، الکساندر بلوک، فریدریش ولف، رافائل ویویانی، آندره اوبی، والتر هازن کله‌ور، آرماند سالاکرو، جان اشتاین‌بک، سیمون دو بوار، دیه‌گو فابری، هاینر مولر، آرتور کوپیت و دیوید مامت اختصاص دارد.

هانس کریستین آندرسن را که به او لقب پدر ادبیات کودک داده شده را بیشتر به عنوان شاعر و داستان‌نویس می‌شناسیم ولی در صفحه 145 کتاب از علاقه او به تئاتر و بازیگری در سن 14 سالگی گفته شده است. استعدادی که موجب می‌شود پی ببرد در نوشتن نمایشنامه خلاق است. در پی نگارش چندین نمایشنامه متوجه می‌شود قدرت تخیل و آفرینش در زمینه داستان و افسانه‌های فانتزی بیشتر از شاعری و نمایشنامه‌نویسی است. البته این امر مصادف بوده با آشنایی او یا آثار نویسندگانی چون شارل پرو و برادران گریم.

او طی سال‌ها قلم‌زنی با خلق آثاری که عمدتا ریشه در فرهنگ عامیانه مردم سرزمینش و دیگر ملل اروپا دارد کوشید جهان پیرامون بشر را با محبت و انسان دوستی هرچه بیشتر بهم پیوند زند. همین دیدگاه نوع دوستانه او را با کودکان و نوجوانان هم آواز کرد. او به خوبی دریافته بود که آموزش و تعلیم و تربیت انسانی بر نسل‌های آینده چه تاثیر شگرفی می‌تواند داشته باشد.

................ هر روز با کتاب ...............

ثمره‌ی شصت سال کار مداوم و عمیق اوست... سرگذشت کیمیاگری‌ست که برای دسترسی به علوم جدید، روح خود را به شیطان می‌فروشد... عاشق دختری به نام مارگارت می‌شود و بعد به او خیانت می‌کند... به خوشبختی، عشق، ثروت و تمام لذایذ زمینی دست می‌یابد اما اینها همه او را راضی نمی‌کند... با وجود قرارداد با شیطان مشمول عفو خدا می‌شود... قسمت اول فاوست در 1808 نوشته شد، اما نوشتن قسمت دوم تا پیش از مرگ گوته ادامه پیدا می‌کند. ...
مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
سیاست حذف را از طریق «ناپدیدسازی» دانشجویان، اساتید دانشگاه، روزنامه‌نگاران و روشنفکران پی گرفت... تجربه شکست سیاسی در محیط شوخ‌و‌شنگ کودکی ترومایی را ایجاد کرده است که از حواشی ماجراها در‌می‌یابیم راوی نه از آن دوران کنده می‌شود و نه دقیقا می‌تواند آن ایام را به یاد بیاورد... من از پدر هیچ وقت نپرسیدم عمو رودولفو چرا و چگونه مرد. لزومی هم نداشت. چون هیچ کس در سی‌ سالگی به علت سالخوردگی نمی‌میرد ...
یك مطلب را گفته بودیم اما به دو زبان... افكار او همگرایی غیرقابل انكاری با ایدئولوژی نازیست‌ها دارد... «نیهیلیسم» از نظر یونگر بخشی از «استثمار معنوی» انسان مدرن است، نوعی «پوچی درونی» و خالی شدن از ارزش‌های والا؛ اما برای آل‌احمد «نیهیلیسم» ایدئولوژیی ست كه سرمایه‌داری متاخر را در جای خود تثبیت می‌كند... آل‌احمد در آثارش به هیچ ‌وجه مخالف تكنولوژی و ابزار مدرن نیست... ماشین وسیله است و هدف نیست. هدف، نابودی فقر و رفاه مادی و معنوی را برای همه است ...
رویکرد جدید کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس، طبق قانون از وظایف تعریف شده «مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی» است!... کاش برنامه‌ها را با مشورت پژوهشگران اسنادی و نسخه‌شناسان دوباره مطالعه کنند... این کتابخانه از دوره ریاست رسول جعفریان، درهای خود را به روی عموم باز کرد و هر شهروندی با ارائه کارت ملی می‌توانست از کتابخانه بهره ببرد ...