وقتی ژول ورن کارآگاه می‌شود! | الف



تا چند سال پیش وقتی نام رمان پلیسی به میان می‌آمد، آنها که نسبت به این نوع آثار بدبین بودند، یاد رمانهای سرگرم کننده و کم مایه‌ی نویسندگانی همچون میکی اسپلین یا جیمز هادلی چیز و ... می افتادند و یا در بهترین حالت آثار آگاتا کریستی و آرتور کانن دویل را به خاطر می‌آوردند. رمانهایی که به عنوان آثار ادبی با کلی اگر و اما روبه رو بودند و کمتر کسی آنها را جدی می‌گرفت.

در دهه‌های اخیر اما این نوع نگاه به آثار پلیسی، دگرگون شده است. این تغییر اگر چه تا حدودی ناشی از تعدیل نگاه به رمان پلیسی به عنوان یک گونه از ادبیات داستانی‌است؛ اما بخش عمده آن حاصل تحولی است که نویسندگان متأخرِِ گونه پلیسی در آن به وجود آورده اند. تحولی که به تنوع محتوایی و فرمی آثار پلیسی انجامید و خون تازه‎ای در رگ های آن دواند. متاثر از این احوال کشورهایی که در سنت ادبیات پلیسی صاحب پیشینه‌ای نبودند، به عنوان پیشتازان این نوع ادبیات خودی نشان دادند که ادبیات پلیسی و جنایی اسکاندیناوی از بارزترین آنها بود که از ویژگی های فرهنگی و اقلیمی خاص این جغرافیا در بومی سازی ادبیات پلیسی جنایی بطور جدی بهره بود.

راز اتاق تاریک [Le mystère de la chambre obscure]  گیوم پروو[Guillaume Prévost]

اما نویسندگان کشورهای صاحب سنت دیرینه ادبیات جنایی هم بیکار ننشسته و برای پویایی ادبیات پلیسی جنایی شگردهایی تازه را بکار بستند که هم به لحاظ فرمی قابل مشاهده بودند و هم از منظر محتوایی. یکی از جالب‌ترین این شگردها درآمیختن واقعیت و تخیل، با استفاده از شخصیت‌هایی آشنا برای روایت داستانها در ساحت ادبیات و در گونه پلیسی و جنایی است. شخصیت هایی که گاه واقعی اند و از دل تاریخ برآمده اند و گاه تخیلی هستند و از دیگر آثار ادبی وام گرفته شده اند.

کتاب «راز اتاق تاریک» [Le mystère de la chambre obscure] اثر گیوم پروو[Guillaume Prévost] نمونه‌ی در خور اعتنایی از چنین آثاری‌ است. این کتاب در ایران به عنوان نوزدهمین عنوان از مجموعه ای از آثار پلیسی و جنایی منتشر شده که مهمترین ویژگی مشترک آنها همین متفاوت بودن با شکل‌های سنتی ادبیات پلیسی و جنایی است؛ حتی هنگامیکه رمانهایی با حضور معروف‌ترین چهره ادبیات پلیسی کلاسیک، یعنی شرلوک هلمز منتشر شده است.

در مجموعه پلیسی نشر قطره که زیر نظر کاوه میرعباسی تحت عنوان «ادبیات پلیسی امروز جهان» منتشر می‌‍شود نمونه‌هایی از انواع آثار پلیسی شاخص دو دهه اخیر را می توان یافت، از ادبیات پلیسی اسکاندیناوی گرفته تا ادبیات پلیسی تاریخی و... «راز اتاق تاریک» از جمله آثاری است که با استفاده از چهره‌هایی وام گرفته از تاریخ و در بستری از حقایق تاریخی اما در قالب روایت داستانی که ساخته و پرداخته تخیل نویسنده است، روایت شده است. همین ویژگی‌ست که آن را به اثری متفاوت و البته جذاب بدل ساخته است.

همین که شخصیت اصلی داستانی ژول ورن نویسنده معروف فرانسوی باشد، رمان فی‌نفسه برای مخاطبان علاقمند به ادبیات جذاب می شود، حال فرض کنید که ژول ورن درگیر ماجرایی پرفراز و نشیب شده که حادثه پردازانه و در سبک رمان پلیسی است. افزون بر همه این ها رمان در بستری از وقایع تاریخی زمان حیات ژول ورن اتفاق می افتد و نویسنده از رخدادهای واقعی آن روزگار و همچنین حال و هوای اجتماعی و سیاسی زمانه مورد نظر نیز برای غنا بخشیدن به رمان بهره برده است.

گیوم پروو در 1964 در ماداگاسکار زاده شده و دانش آموخته رشته تاریخ است. او در همین زمینه نیز در دبیرستان تدریس می کند. او علاوه بر کتابهایی در زمینه تخصصی خود و داستانهایی که برای نوجوانان نوشته، سه رمان با مخاطب بزرگسال منتشر کرده که با توجه به حوزه مطالعاتش، از زمینه تاریخی نیز برخوردارند: قتل های رم، قاتل و غیب گو و راز اتاق تاریک.

از این منظر راز اتاق تاریک، رمانی پلیسی است که در فضای فرانسه واپسین سالهای قرن نوزده فرانسه رخ می دهد. دو شخصیت اصلی رمان یکی ژول ورن است، نویسنده معروف رمانهای علمی تخیلی و دیگری روزنامه نگاری به نام فیلیکس است که در نوشتن گزارش های جنجالی تبحر دارد. در زمان وقوع داستان ژول ورن هنوز نویسنده‌ای جوان است که آثار معروفش را ننوشته است. در جایی از رمان وقتی از او درباره آثاری که نوشته می‌پرسند، از نمایشنامه‌ای نام می‌برد که جز برای آنها که تئاتر را جدی نبال می‌کنند شناخته شده نیست.

در واپسین سالهای قرن نوزدهم در اروپا، بازار جلسات احضار روح داغ است و «راز اتاق تاریک » هم با حضور این دو دوست در یکی از جلسات احضار ارواح آغاز می شود. فضا سازی قوی و روایت تاثیرگذاری که نویسنده از این جلسه ارائه می کند، آغازی جذاب و پرهیجان را برای رمان تدارک می بیند که با قتل احضار کننده‌ی ارواح به شکلی پرکشش ادامه می‌یابد. کنجکاوی فیلیکس و ژول ورن برای کشف راز این جنایت و قاتلی که تصور می کنند در میان حاضران بوده، پای آن ها را به ماجرایی پر افت و خیز باز می کند.

نویسنده با خلق مجموعه ای از معماها که زنجیر وار به یک دیگر متصلند، خواننده را کنجکاو می کند که برای کشف پاسخ سوالاتی که در طول داستان برایش مطرح شده، رمان را مشتاقانه تا انتها دنبال کند.

آشنایی نویسنده با تاریخ فرصتی را در اختیار او قرار داده تا با پیوند زدن تخیل و واقعیت بر جذابیت و تاثیرگذاری رمان بیفزاید. ارائه تصیری از زندگی مردم پاریس در آن روزگار، حضور شخصیت های داستان در کوچه و خیابان و مکانهای واقعی پاریس در جذابیت اتمسفر داستان نقش بسزایی دارند. گوردون (احضارکننده روح) ملیت انگلیسی دارد، این در حالی است که ملکه انگلیس قرار است به پاریس سفر کند. آیا این قتل با ماجرای این سفر می‌تواند ارتباط داشته باشد؟ از سوی دیگر در محل قتل مقدار زیادی اسکناس جعلی پیدا می شود، ارتباط اسکناسهای جعلی با یکی از حاضران در جلسه احضار روح که چاپخانه دارد، حدس و گمانه هایی در زمینه دیگر بر می انگیزد. مجموعه این حدس و گمانه‌زنی‌ها و سوألها، مخاطب را با داستان همراه می کند، یک به یک رازها گشوده می‌شود، اما درست در زمانی که مخاطب احساس می‌کند موفق به کشف راز این ماجرا شده، رودست می خورد.

................ تجربه‌ی زندگی دوباره ...............

یک مزیت بزرگ کتاب، وجود انبوه مثال است. نویسنده به جای آن که کتاب را صرف توضیح زیاد مفاهیم کند، مفاهیم کمی را معرفی کرده و سپس برای هر کدام انبوهی از مثالهای متنوع عرضه می‌کند... تاچر این دیدگاه را داشت که انگلیس در مسیر انحطاط قرار دار؛ او این ذهنیت را با شیوه‌های مختلف توانست به جامعه انگلیس منتقل کند... حالت پنجم تغییر ذهنیت در روابط نزدیک بین فردی است ...
چنان طنز و ادبیات را درهم می‌آمیزد و وارد می‌کند که دیگر نمی‌دانیم کدام را باور کنیم... زیبایی پاریس و نشئه‌گی ناشی از آن، تبدیل به بدبینی و سوءظن به روسیه می‌شود... نمایشگاهی از آثار نقاشانی که حکومت شوروی نمی‌پسندید. بولدوزر آوردند نمایشگاه را خراب کنند... . نویسندگان را دستگیر و بازجویی کرد. در این میان خشم و غیظ‌شان به سوی ویکتور بیشتر بود چراکه او را فرزند ناخلف حکومت دیدند. ویکتور ماری در آستین پرورده بود. موسی در خانه فرعون ...
ثمره‌ی شصت سال کار مداوم و عمیق اوست... سرگذشت کیمیاگری‌ست که برای دسترسی به علوم جدید، روح خود را به شیطان می‌فروشد... عاشق دختری به نام مارگارت می‌شود و بعد به او خیانت می‌کند... به خوشبختی، عشق، ثروت و تمام لذایذ زمینی دست می‌یابد اما اینها همه او را راضی نمی‌کند... با وجود قرارداد با شیطان مشمول عفو خدا می‌شود... قسمت اول فاوست در 1808 نوشته شد، اما نوشتن قسمت دوم تا پیش از مرگ گوته ادامه پیدا می‌کند. ...
مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
سیاست حذف را از طریق «ناپدیدسازی» دانشجویان، اساتید دانشگاه، روزنامه‌نگاران و روشنفکران پی گرفت... تجربه شکست سیاسی در محیط شوخ‌و‌شنگ کودکی ترومایی را ایجاد کرده است که از حواشی ماجراها در‌می‌یابیم راوی نه از آن دوران کنده می‌شود و نه دقیقا می‌تواند آن ایام را به یاد بیاورد... من از پدر هیچ وقت نپرسیدم عمو رودولفو چرا و چگونه مرد. لزومی هم نداشت. چون هیچ کس در سی‌ سالگی به علت سالخوردگی نمی‌میرد ...