ماهیت «بختی» جهان را جدی بگیریم | الف


کتاب «قوی سیاه» [The black swan: the impact of the highly improbable] کتابی‌ست که اشتهار جهانی دارد و پس از وقوع بحران مالی در آمریکا به‌شدت مورد توجه قرار گرفت زیرا برخلاف اطمینان زیادی که به ثبات اقتصاد کلان وجود داشت، نویسنده وقوع پدیده‌های غیرمنتظره از جمله ورشکستگی سراسری نظام مالی در آمریکا را پیش‌بینی کرده بود. نکته کلیدی این کتاب آن است که می‌گوید سرشت جهان با پدیده‌های غیرمنتظره درهم‌تنیده است. پدیده‌هایی چون وقوع جنگ جهانی اول، بحران بزرگ، جنگ جهانی دوم، جنگ سرد، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق، ظهور اینترنت، حمله به برج‌های تجارت جهانی و اشغال افغانستان و عراق، وقوع بحران مالی در آمریکا و کشورهای توسعه‌یافته و نهایتاً ظهور کرونا همگی پدیده‌های بسیار بزرگی بودند که روند تحولات بعدی جهان را به‌شدت تحت تأثیر قرار دادند اما همگی غیرمنتظره و پیش‌بینی‌نشده بودند.

قوی سیاه [The black swan: the impact of the highly improbable]

نسیم نیکلاس طالب [Nassim Nicholas Taleb] که سابقه کار در بازار مالی آمریکا و معامله‌گری بر اساس تحلیل آمارهای موجود را دارد به تجربه دیده است که اکثر پیش‌بینی‌های بلندمدت خطا از آب درمی‌آیند و ریشه این امر را در ماهیت بختی (رندم یا تصادفی) جهان می‌داند. به باور او ذهن ما دوست دارد جهان را پیش‌بینی‌پذیر بپندارد و متأسفانه بسیاری از علوم موجود نیز اطمینان کاذب نسبت به پیش‌بینی‌پذیری جهان ایجاد می‌کند و به همین دلیل غافلگیری امری جمعی است. نیکلاس طالب به واکاوی این امر می‌پردازد که چرا ما به‌طور جمعی به‌جای اینکه نسبت به پدیده‌های غیرمنتظره هشیارتر باشیم در وضعیت جمعی و نهادی غافل‌تر از حالت فردی هستیم. در این واکاوی وی به نقش گمراهی‌های ناشی از تبعیت کورکورانه از مدل توزیع نرمال (گاوسی) و تعمیم نادرست آن به شرایط مختلف و نامناسب می‌پردازد. وی معتقد است که سادگی این مدل و داشتن جواب‌های تحلیلی ناشی از مدل‌سازی‌های مبتنی بر این فرض موجب فراگیری کاربرد آن و تعمیم آن به وضعیت‌هایی شده که اصلاً تناسبی با آن ندارد. نتیجه این وضعیت اطمینان خاطر نادرست و غافلگیری در برابر پدیده‌های غیرمنتظره است. نسیم طالب به ما هشدار می‌دهد که هم به شکل فردی و هم به شکل سازمانی نسبت به پدیده‌های غیرمنتظره که او آن را قوی سیاه می‌نامد آمادگی داشته باشیم.

یک ویژگی مهم کتاب لحن نویسنده و سبک روایتگری اوست. کتاب برخلاف بیشتر کتاب‌ها لحنی صمیمانه با خواننده دارد و شخصیت خاص نویسنده را که چارچوب‌گریز است به‌خوبی منعکس می‌کند. به همین دلیل خواننده با آن راحت‌تر از کتاب‌های دیگر ارتباط برقرار می‌کند. همچنین کتاب به فصل‌های کوتاه کوتاه بخش‌بندی شده و همین امر خواندن را برای خواننده راحت می‌کند. نویسنده ابایی ندارد تا برای جا انداختن مطلب پیوسته از خاطرات، برخوردها و تعارض‌هایی که شخصاً تجربه کرده ذکر کند. به همین دلیل خواننده با یک کتاب خشک علمی روبرو نیست بلکه با کتابی جاندار روبروست که یک فرد اهل عمل که به‌اندازه کافی با نظریه‌ها آشناست آن را تألیف کرده است.

یک مزیت بزرگ این کتاب شیوه ترجمه آن است. نویسنده محترم به‌روشنی تلاش کرده تا معادل‌های نیکویی برای کلمات خاصی که در متن اصلی استفاده شده ایجاد کند. میانستان، کرانستان، بخت، ... نمونه‌هایی از این امر است که خواندن کتاب را برای خواننده فارسی‌زبان شیرین می‌کند گرچه من به‌شخصه با یکی دو معادل خاص مشکل داشتم که یکی از آن‌ها گرایه است که به‌جای bias استفاده شده است درحالی‌که سوگیری معادل مرسومی است؛ اما درهرحال نمی‌توان قدرت و تلاش مترجم را در فارسی‌سازی عبارات نادیده گرفت و توفیقش را تحسین نکرد. کتاب بسیار روان و خوش‌خوان است و انتشارات آریاناقلم آن را به شکل نیکویی به زیور طبع آراسته است. کیفیت کاغذ و فونت‌های استفاده‌شده و شکل صفحه‌بندی به‌نوعی است که آدمی از دست گرفتن و خواندن آن احساس خوبی پیدا می‌کند.

وقتی‌که کتابی محتوای خوبی دارد و در جهان مورد توجه قرار گرفته و ترجمه خوبی از آن شده و ناشر نیز ترجمه را به شکل خوبی به چاپ رسانده تردیدی نمی‌توان کرد که آن کتاب خواندنی و به همگان خصوصاً فعالان بازار مالی، اساتید اقتصاد و مالی و کارشناسان ریسک شرکت‌ها و دستگاه‌های اجرایی قابل توصیه است.

................ هر روز با کتاب ...............

یک مزیت بزرگ کتاب، وجود انبوه مثال است. نویسنده به جای آن که کتاب را صرف توضیح زیاد مفاهیم کند، مفاهیم کمی را معرفی کرده و سپس برای هر کدام انبوهی از مثالهای متنوع عرضه می‌کند... تاچر این دیدگاه را داشت که انگلیس در مسیر انحطاط قرار دار؛ او این ذهنیت را با شیوه‌های مختلف توانست به جامعه انگلیس منتقل کند... حالت پنجم تغییر ذهنیت در روابط نزدیک بین فردی است ...
چنان طنز و ادبیات را درهم می‌آمیزد و وارد می‌کند که دیگر نمی‌دانیم کدام را باور کنیم... زیبایی پاریس و نشئه‌گی ناشی از آن، تبدیل به بدبینی و سوءظن به روسیه می‌شود... نمایشگاهی از آثار نقاشانی که حکومت شوروی نمی‌پسندید. بولدوزر آوردند نمایشگاه را خراب کنند... . نویسندگان را دستگیر و بازجویی کرد. در این میان خشم و غیظ‌شان به سوی ویکتور بیشتر بود چراکه او را فرزند ناخلف حکومت دیدند. ویکتور ماری در آستین پرورده بود. موسی در خانه فرعون ...
ثمره‌ی شصت سال کار مداوم و عمیق اوست... سرگذشت کیمیاگری‌ست که برای دسترسی به علوم جدید، روح خود را به شیطان می‌فروشد... عاشق دختری به نام مارگارت می‌شود و بعد به او خیانت می‌کند... به خوشبختی، عشق، ثروت و تمام لذایذ زمینی دست می‌یابد اما اینها همه او را راضی نمی‌کند... با وجود قرارداد با شیطان مشمول عفو خدا می‌شود... قسمت اول فاوست در 1808 نوشته شد، اما نوشتن قسمت دوم تا پیش از مرگ گوته ادامه پیدا می‌کند. ...
مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
سیاست حذف را از طریق «ناپدیدسازی» دانشجویان، اساتید دانشگاه، روزنامه‌نگاران و روشنفکران پی گرفت... تجربه شکست سیاسی در محیط شوخ‌و‌شنگ کودکی ترومایی را ایجاد کرده است که از حواشی ماجراها در‌می‌یابیم راوی نه از آن دوران کنده می‌شود و نه دقیقا می‌تواند آن ایام را به یاد بیاورد... من از پدر هیچ وقت نپرسیدم عمو رودولفو چرا و چگونه مرد. لزومی هم نداشت. چون هیچ کس در سی‌ سالگی به علت سالخوردگی نمی‌میرد ...