به دلیل روایت صادقانه و صحیح، دارا بودن تجربه‌های ناب و عبرت‌آموز برای زندگی و قابل بهره‌برداری قشرهای مختلف مردم «خاطرات شازده حمام» ارزش مطالعه را دارد.

خبرآنلاین: رضا امیرخانی به کاربران محترم خبرآنلاین پیشنهاد کرد در تعطیلات نوروز 90 کتاب «خاطرات شازده حمام» را مطالعه کنند و افزود: «این کتاب به دلیل روایت صادقانه و صحیح از دوره کودکی و نوجوانی یک شهروند یزدی بسیار قابل استفاده است. ضمن اینکه «خاطرات شازده حمام» مخاطب خاصی ندارد یعنی از نوجوان تا بزرگسال به راحتی می‌توانند از این اثر ارزشمند استفاده کنند چرا که کتاب سرشار از تجربه های ناب و عبرت‌آموز برای زندگی است.»

این کتاب را نشر پاپلی در 248 صفحه و با قیمت 3200 تومان روانه بازار نشر کرده است.

نویسنده رمان «من ِ او» به خبرآنلاین گفت: «دکتر محمدحسین پاپلی یزدی استاد جغرافیای دانشگاه تربیت مدرس و جغرافیدان مبرز و مدیر و صاحب امتیاز فصلنامه تحقیقات جغرافیا است که 15سال است بدون وقفه منتشر می شود. دکتر پاپلی صرف نظر از دهها کتاب و مقاله جغرافیایی به نوشتن داستانهای جغرافیایی پرداخت که آخرین آن با عنوان «خاطرات شازده حمام - گوشه‌ای از اوضاع اجتماعی شهر یزد دهه 40-1330» منتشر شده‌است.»

وی ادامه داد: «موضوع کتاب خاطرات دوران کودکی و نوجوانی دکتر پاپلی یزدی در یک محله فقیرنشین شهر یزد پنجاه سال پیش از این و داستانهایی از فقر و فاقه هایی است که او و هم سن و سال‌هایش در مکتب‌خانه‌ها و بازارها، حمام‌ها و حسینیه ها و مساجد شهر یزد تجربه و لمس کرده اند. همان فقر و فاقه ها و خاطرات تلخ و شیرین بوده که باعث شده است دکتر پاپلی «بنیاد انتشارات پاپی» را با هدف تامین نیازمندی‌های مادی و کتاب و حوایج آموزشی نوجوانان بی بضاعت ایجاد کند و به ثبت برساند که تاکنون هفت کتاب کوچک و بزرگ داستانی با جنبه های قوی علمی، دینی، ملی و فرهنگی تولید و در چارچوب اساسنامه بنیاد انتشارات پاپلی منتشر کرده است؛ کتاب مذکور هشتمین از آن نوع است که بنابر آنچه در داخل جلد به چشم می خورد، شماره 8 از گنجینه شخص خیری به نام حسین بشارت می باشد.»

امیرخانی با اشاره به اینکه تمام داستان های کتاب با خاطرات سال های کودکی و نوجوانی دکتر پاپلی آغاز می شود، گفت: «دکتر پاپلی در کتاب «شازده حمام» نام‌ها، نسبت های خانوادگی و پیوندهای اجتماعی افراد را با دقت فوق العاده ای بیان می‌کند و در بعضی موارد سرنوشت چهره های درخشانی را که از میان همان طبقه محروم سربرآورده و در دوران‌های بعد صاحب نام و نشان شده اند، پیگیری می‌کند. چنین است که ما در یک داستان می بینیم که زری سلطان (ص134 کتاب) دخترک زیرک و معصومی که در نوجوانی به خاطر یک ناخوشی داخلی فدای معتقدات سنتی و خرافات حاکم بر محیط خود شده و تا پای مرگ از عفت و عصمت خود دفاع می‌کند و بی تقصیر از جامعه رانده شده و مورد سخت ترین عتاب‌ها و سرزنش‌ها و حتی کتک کاری های کشنده واقع می‌گردد، در نهایت به دانشکده پزشکی دانشگاه پهلوی شیراز راه پیدا کرده و پس از اخذ درجه دکترا با یکی از استادان آمریکائی آن دانشگاه ازدواج و به آمریکا مهاجرت می کند و در صف نوابغ ایرانی مهاجر که در دانشگاه‌ها حائز مقامات والا می‌شوند، او هم در ماساچوست نام و نشانی به دست می آورد و باعث می شود که خویشان و وابستگان فقیر او یکی بعد از دیگری از یزد به آمریکا مهاجرت کنند.»

نویسنده رمان «بی‌وتن» اذعان کرد: «کتاب «خاطرات شازده حمام» پر است از مطالب جغرافیایی، اجتماعی و مخصوصاً مردم شناسی که در قالب داستان‌های واقعی و ساده که هر روز شاهد آن هستیم، بیان شده و من خوشوقتم که خواندن آن را نه فقط به دانشجویان این رشته ها از علوم دانشگاهی، بلکه به کارشناسان و فرهیختگان هم توصیه کنم و امیدوارم که دکتر پاپلی همان طور که در چند جای کتاب خواننده را به تهیه مجلدات دیگری از همین قبیل نوید داده، در تدوین جلد دوم و سوم خاطرات اهتمام ورزند.»

و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...
نوشتن برایم هم دشوار است و هم آسان... با آثار هنری، كتاب و آدم‌های بی‌نظیری هم برخورد كرده‌ام اما در لحظه‌ای اشتباه و هیچ اتفاقی نیفتاده است... كلاس درس پادزهری است برای داشتن سیاستمدارهایی كه داریم و اتفاق‌هایی كه در جهان اطراف‌مان روی می‌دهد. ...