به تازگی کتاب «بلک‌بری هملت» [Hamlet's BlackBerry: A Practical Philosophy for Building a Good Life in the Digital Age] اثر ویلیام پاورز [William Powers] استاد دانشگاه ام‌آی‌تی و نویسنده‌ی آمریکایی با ترجمه علیرضا طاق‌دره ترجمه و توسط نشر نو منتشر شده است. در این ویدئو کوتاه پاورز با خوانندگان ایرانی درباره کتابش، والدن و فلسفه زندگی حرف زده است:

ویلیام پاورز | نشر نو 1399ش.

...


صفحات دیجیتال (کامپیوتر و تبلت و تلفن‌‌ همراه و...) کارهای شگفت‌انگیزی برایمان می‌کنند، اما باری را نیز بر دوشمان می‌گذارند که تمرکز را برایمان دشوارتر می‌کند و نمی‌گذارد کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم و روابط‌مان را مستحکم کنیم و به آن عمق و غنایی برسیم که آرزو می‌کنیم.

راه‌حل این مسئله چیست؟ ویلیام پاورز در بلک بری هملت چنین استدلال می‌کند که ما فقط به نظام فکری تازه‌ی هر روزه‌ای برای زندگی با صفحات دیجیتال نیازمندیم. پاورز عزم خود را برای حل مسئله‌ای جزم می‌کند که نامش را «مخمصه‌ی ارتباطات» نهاده است. او سفری به گذشته‌ها می‌کند و از زندگی و افکار برخی از برجسته‌ترین اندیشمندان تاریخ، از افلاطون تا شکسپیر و هنری دیوید ثورو، بهره می‌برد تا اثبات ‌کند که ارتباط دیجیتالی وقتی مفیدتر است که آن را با چیزی که ضد آن است به تعادل و توازن برسانیم: قطع ارتباط.

................ هر روز با کتاب ...............

گویی انسان‌ها ترمزِ خود را از دست داده‌اند و آن کُدِ اخلاقی که نگهبان عقل سلیم بود، فروریخته است. در دنیای امروز، همه می‌خواهند فاشیست باشند؛ یعنی می‌خواهند نفرت، محورِ زندگی‌شان باشد... ما با گوشت و پوست خود احساس کردیم «دیگری» بودن چه معنایی دارد... نوشتن پاسخی است به بی‌عدالتی‌هایی که ما را احاطه کرده‌اند، و در عین حال، ستایشی است از زیبایی زندگی و شادی‌هایش ...
انسان‌ها با ترس، طمع، امید، حسرت و مقایسه زندگی می‌کنند و همین احساسات، حتی در آگاه‌ترین افراد، تصمیم‌های مالی را شکل می‌دهد. از این منظر، «روان‌شناسی پول» بیش از آنکه درباره پول باشد، کتابی درباره انسان معاصر و رابطه پرتنش او با مفهوم ثروت و دارایی است... اوزل به‌جای ارائه نسخه‌های مستقیم یا توصیه‌های دستوری، تجربه زندگی سرمایه‌گذاران، کارآفرینان، میلیاردرها و حتی افراد عادی را روایت می‌کند و از دل این داستان‌ها روایت خود را برمی‌سازد و بحث را به پیش می‌راند ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بوده‌اند و رفته‌اند جاهای خوب دنیا مسکن کرده‌اند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، می‌خواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنه‌ای، من برای خودم رو نینداخته‌ام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید ...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمی‌کنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچه‌مسلمان بودیم. اما می‌گفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست می‌گویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را می‌کشند... می‌توانند من را زمین بزنند اما نمی‌توانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند می‌شوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت ...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان می‌کنند. باتلر می‌پرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد می‌دهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زده‌ام ...