مجموعه شعر «از نام‌ها خبری نیست» سروده «مریم سقلاطونی»، مجموعه داستان «سه دختر گل‌فروش» نوشته «مجید قیصری» و کتاب «حافظ برتر کدام است» نوشته «رشید عیوضی» به ترتیب در سه رشته شعر، داستان و پژوهش برنده چهارمین جایزه قلم زرین شدند.

معرفی کتاب نقد کتاب خرید کتاب دانلود کتاب زندگی نامه بیوگرافی

به گزارش روابط عمومی انجمن قلم، این مراسم عصر روز چهارشنبه 14 تیرماه در محل انجمن قلم ایران با حضور محمدحسین صفارهرندی و جمعی از شاعران، نویسندگان، منتقدان و علاقه‌مندان به ادبیات برگزار شد.

مجموعه شعر «از نام‌ها خبری نیست» سروده «مریم سقلاطونی»، مجموعه داستان «سه دختر گل‌فروش» نوشته «مجید قیصری» و کتاب «حافظ برتر کدام است» نوشته «رشید عیوضی» به ترتیب از سوی هیأت داوران در بخش‌های شعر، داستان و نقد و پژوهش شایسته دریافت تندیس قلم زرین، لوح تقدیر و 8 سکه‌ی بهار آزادی، شناخته شدند.

همچنین در بخش پژوهش و نقد از دو کتاب «نوشته‌ بر دریا» نوشته محمدرضا شفیعی کدکنی و «تاریخ ترانه» نوشته محمد احمدپناهی تقدیر شد.

دبیری هیأت داوران را در بخش‌های شعر، داستان و پژوهش به ترتیب پرویز بیگی حبیب‌آبادی، فیروز زنوری جلالی و محمدرضا ترکی به عهده داشتند. مریم صباغ‌زاده نیز دبیر چهارمین دوره جایزه قلم زرین بود.

در این مراسم که اجرای آن را جواد محقق برعهده داشت، رضا امیرخانی ضمن تشکر از تمامی عوامل جایزه قلم زرین از احداث یک کتابفروشی در کنار محل انجمن قلم خبر داد و گفت: یک کتابفروشی می‌تواند به عنوان موقوفه‌ای مدرن به انجمن قلم کمک کند.

علی معلم دامغانی نیز در این مراسم گفت: ما هرگز نتوانسته‌ایم آنچنان که باید و به نحو سزاوار نقش خود را در جامعه انجام بدهیم، گرچه بیکار هم نبوده‌ایم.
معلم اضافه کرد: آیا ما توانسته‌ایم وارث میراث بزرگ ادبی خود باشیم؟ دولت‌مردان و آنهایی که کشور را اداره می‌کنند، تصور می‌کنند که از ادیبان بی‌نیاز هستند.
وی ادامه داد: باید مشخص شود که اصولاً‌ اهالی قلم چه شأنی می‌توانند در جامعه داشته باشند، اگر اقل قلم به اسلام تعهد داشته باشند باید چه رابطه‌ای میان آنها و سیاست شکل گیرد.
این شاعر در پایان گفت: انجمن قلم و فعالیت‌های آن براستی از امیدهای آینده ما است.

در انتهای مراسم نیز از طراحان سایت انجمن قلم و سالن اجتماعات انجمن قلم قدردانی شد.
محمدرضا سرشار، ابراهیم حسن‌بیگی، مشفق کاشانی، احمد دهقان، محمدرضا بایرامی، مجتبی رحماندوست، حمید سبزواری، راضیه تجار و محسن مؤمنی از جمله کسانی بودند که در این مراسم حضور داشتند.

شاید هیتلر را به عنوان شخصی بشناسند که بیشتر به جای خواندن کتابها آنها را می‌سوزانده است، ولی باید این حقیقت را بعد از سالها منتشر کرد که تنها نیروهای آمریکایی بعد از اشغال آلمان، حدود 3هزار جلد کتاب را از کتابخانه‌ی شخصی هیتلر در مونیخ به کتابخانه‌ی کنگره آمریکا منتقل کردند... هیتلر در جایی گفته است؛ در طول جنگ جهانی دوم هر شب یک کتاب می‌خوانده و در حقیقت تمام نیازهای خود را از این کتاب ها رفع می‌کرده است! ...
در میان صدها هزار عنوان کتاب مدیریت و رهبری موجود در بازار کدام یک می‌توانند نگرش صحیحی را در ما ایجاد کنند؟ این سوالی است که نه از نویسندگان آن کتاب‌ها و نه از خوانندگانشان می‌توان پرسید، بلکه فقط مدیران موفق جهان هستند که نمود عینی عمل به مفاهیم این کتاب‌ها هستند... این کتاب آنقدر برای خانم وایت‌من اهمیت دارد که همه کارمندان خود را مجبور به مطالعه آن کرده است. ...
این سه زن جوان سمبلی از سه چهره مدرن از جامعه معاصرند... تنهایی سختی را در غیبت همسری که عاشقش بوده و اکنون نیز هست، تجربه می‌کند... با درخواست ویزایش برای رفتن به فرانسه موافقت نمی‌شود و او مجبور است زندگی دیگری را تجربه کند... تردید شبانه برای تصمیم گرفتن درباره زندگی‌اش غیرعادی و فلج‌کننده است... فرد چنان در حاشیه‌ها درجا می‌زند که آینده به محاق می‌رود... زندگی اگر که تحقق نیابد رنج‌آور می‌شود ...
این سفرنامه در چارچوب ادبیات مهاجرت، یعنی در مقوله ادبیاتی که نویسندگان رانده‌شده از آلمان هیتلری در غربت و مهاجرت نوشتند، خیلی پرآوازه نیست، چون‌که به جزئیات زندگی مردم آلمان در شرایط دشوار و وحشت‌آلود حکومت نازی‌ها چندان نمی‌پردازد. از دید ادبیات هجرت رمان «مفیستو»، اثر پسر ارشد توماس مان، یعنی کلائوس مان، همچنین داستان‌های کوتاه برتولد برشت با عنوان «ترس و نکبت رایش سوم» شهره‌ترند... قاضی با انتخاب «دون كیشوت» گامی بسیار دلنشین و پربرکت در راه ترجمه برداشته است، شوخ‌طبعی و طنز ذاتی او موجب ...
جهان در نفس خود زنانه است و زاینده و مایل به مهر... اگر بگویم آن دوره از روزگار ما منفک نیست و نگرش ما به جهان هنوز شبیه آن دوران است و ما هنوز به شیوه‌ آن دوران درجا می‌زنیم حرف تازه‌ای زده‌ام؟... مجسم کنید 25 یا 30 نسل قبل از ما، پدران‌مان پشت دروازه‌های ری یا نیشابور یا اصفهان چه روزگار پرهراسی را گذرانده‌اند، آن زمان که خبر نزدیک‌شدن سپاه مغول یا تیمور یا آغامحمدخان را شنیده‌اند. و قبل از آن... ...