کتاب «آموزش ریتم به صورت شماتیک: از مبتدی تا پیشرفته» نوشته اردشیر بزرگ نیاست. روش آموزشی او در زمینه ریتم از روش تقطیع عروض فارسی وام گرفته شده است.

آموزش ریتم به صورت شماتیک: از مبتدی تا پیشرفته اردشیر بزرگ نیا

به گزارش کتاب نیوز به نقل از مهر، کتاب «آموزش ریتم به صورت شماتیک» با شمارگان هزار نسخه، در ۲۰۴ صفحه و بهای ۱۶,۵۰۰ تومان توسط انتشارات هنر و فرهنگ منتشر شده است. 

برای یادگیری ریتم و نگاه داشتن تقسیمات زمانی، شیوه‌های مختلفی وجود دارد؛ روش‌های حسی، پا کوبیدن، شمارش کردن، واژه گفتارهای سنتی و مدرن و… همگی از یک زمان‌بندی مشخص بطور مشترک سخن می‌گویند که انتقال اطلاعات در بسیاری از این روش‌ها با مشکلات فراوانی مواجه است. دیده شده که آموزش دهندگان ازهجاهای لفظی هم‌وزن برای نگهداری زمان دو نت غیر هم‌وزن مثل چنگ و دولا چنگ استفاده می‌کنند، مثلاً «تِ» برای دولاچنگ و «تَ» (با کشیدگی بیشتر در گویش خود) برای چنگ. این مشکل، زمانی به اوج می‌رسد که این‌گونه شیوه‌ها به نگارش نیز در می‌آیند و این فاصله گویشی در نگارش گنجانده نمی‌شود. در حال حاضر مرسوم‌ترین روش آموزش ریتم، پا کوبیدن است که در آن یک رفت و برگشت پا را معادل یک ضرب سیاه می‌گیرند و نیمی از آن نیز معادل چنگ محاسبه می‌شود. در این روش هم برای یادگیری تقسیماتی همچون دولاچنگ‌ها و سه‌لاچنگ‌ها و ترکیب آن‌ها در میان نت‌های بزرگ‌تر، مشکلاتی به وجود می‌آید.

در این مجموعه یک نت دولاچنگ معادل یک هجای کوتاه مانند «تَ» یا «۱» گرفته شده و نت‌های چنگ و سیاه نیز برابر با دو و چهار هجای کوتاه مانند «تَنَ »«1o»«1،2» و «تَنَنَنَ »«1oو َ o»«1،2،3،4 با تلفظ کوتاه ۴» محاسبه شده است. این روش که از روش تقطیع عروضی شعر کلاسیک فارسی برگرفته شده و در «تن» ها تا حدودی شبیه به روش «تن تن» ها در نگهداری ایقاعات است، کمترین چالش را در یاد دادن تقسیمات زمانی و ریتم شناسی به مخاطبان داشته است. در بسیاری از مواقع نیز معادل سازی تقسیمات زمانی با تصاویر (طرح‌واره‌ها یا شماتیک‌ها) به هنرجویان کمک می‌کند تا با دیدن، زمان برخی از فیگورهای ریتمیک را سریع‌تر و آسان‌تر درک کنند تا چالش‌های یادگیری به حداقل برسد. همچنین در این مجموعه به ریتم خوانی در اعمال سه‌لاچنگ‌ها و چهارلاچنگ‌ها و سکوت‌ها، شناخت ریتم‌های هم‌خانواده، شناخت حالت‌های خاصی همچون سه بر دوها و یا دو بر سه‌ها و همچنین ریتم شناسی ریتم‌های مختلط هشت ضربی، نه ضربی، ده ضربی، یازده ضربی و دوازده ضربی اشاره شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

هنر |
یک مزیت بزرگ کتاب، وجود انبوه مثال است. نویسنده به جای آن که کتاب را صرف توضیح زیاد مفاهیم کند، مفاهیم کمی را معرفی کرده و سپس برای هر کدام انبوهی از مثالهای متنوع عرضه می‌کند... تاچر این دیدگاه را داشت که انگلیس در مسیر انحطاط قرار دار؛ او این ذهنیت را با شیوه‌های مختلف توانست به جامعه انگلیس منتقل کند... حالت پنجم تغییر ذهنیت در روابط نزدیک بین فردی است ...
چنان طنز و ادبیات را درهم می‌آمیزد و وارد می‌کند که دیگر نمی‌دانیم کدام را باور کنیم... زیبایی پاریس و نشئه‌گی ناشی از آن، تبدیل به بدبینی و سوءظن به روسیه می‌شود... نمایشگاهی از آثار نقاشانی که حکومت شوروی نمی‌پسندید. بولدوزر آوردند نمایشگاه را خراب کنند... . نویسندگان را دستگیر و بازجویی کرد. در این میان خشم و غیظ‌شان به سوی ویکتور بیشتر بود چراکه او را فرزند ناخلف حکومت دیدند. ویکتور ماری در آستین پرورده بود. موسی در خانه فرعون ...
ثمره‌ی شصت سال کار مداوم و عمیق اوست... سرگذشت کیمیاگری‌ست که برای دسترسی به علوم جدید، روح خود را به شیطان می‌فروشد... عاشق دختری به نام مارگارت می‌شود و بعد به او خیانت می‌کند... به خوشبختی، عشق، ثروت و تمام لذایذ زمینی دست می‌یابد اما اینها همه او را راضی نمی‌کند... با وجود قرارداد با شیطان مشمول عفو خدا می‌شود... قسمت اول فاوست در 1808 نوشته شد، اما نوشتن قسمت دوم تا پیش از مرگ گوته ادامه پیدا می‌کند. ...
مادر رفته است؛ در سکوت. و پدر با همان چشم‌های بسته و در سنگر خالی دشمن! همچنان رجز می‌خواند... در 5 رشته: بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگر نقش اول مرد (داستین هافمن) و بهترین بازیگر نقش اول زن(مریل استریپ) اسکار گرفت... احساس می‌کند سالهاست به تنهایی بار مسئولیت یک زندگی مثلا «مشترک» را به دوش کشیده است و حالا برای کسب جایگاه اجتماعی و رسیدن به آرزوهای تلف شده‌ی دوران مجردی، خانه را ترک می‌کند ...
سیاست حذف را از طریق «ناپدیدسازی» دانشجویان، اساتید دانشگاه، روزنامه‌نگاران و روشنفکران پی گرفت... تجربه شکست سیاسی در محیط شوخ‌و‌شنگ کودکی ترومایی را ایجاد کرده است که از حواشی ماجراها در‌می‌یابیم راوی نه از آن دوران کنده می‌شود و نه دقیقا می‌تواند آن ایام را به یاد بیاورد... من از پدر هیچ وقت نپرسیدم عمو رودولفو چرا و چگونه مرد. لزومی هم نداشت. چون هیچ کس در سی‌ سالگی به علت سالخوردگی نمی‌میرد ...