کتاب «روایت‌های خاندان رستم و تاریخ‌نگاری ایرانی» ‌ نوشته ساقی گازرانی با ترجمه سیما سلطانی توسط نشر مرکز منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، نویسنده کتاب سعی کرده به آن‌دسته از حماسه‌های ایرانی که به‌خاطر پرفروغ‌بودن شاهنامه کمتر دیده شده‌اند، نگاهی نو داشته باشد. مؤلف کتاب تلاش کرده این حماسه‌ها را در قالب مجموعه‌ای گردآوری کرده و آن‌ها را بررسی کند.

ساقی گازرانی مؤلف کتاب متولد ایران است که در سال‌های کودکی همراه خانواده‌اش به آلمان رفته و پس از گرفتن دیپلم، به آمریکا رفت. او در سال ۲۰۰۷ رساله دکترای خود را از دپارتمان تاریخ دانشگاه اوهایو، در رشته تاریخ اسلام با تمرکز بر ایران (از ورود اسلام تا حمله مغولان) نوشت. کتاب پیش رو، متن تکمیل‌شده رساله دکترای اوست که پس از ۶ سال تحقیق و سفر به هند و کشورهای دیگر در این قالب درآمده است. نسخه انگلیسی این کتاب در سال ۲۰۱۶ توسط انتشارات بریل منتشر و برنده جایزه انجمن بین‌المللی ایران‌شناسی شد.

کتاب «روایت‌های خاندان رستم و تاریخ‌نگاری ایرانی» ۵ فصل دارد که به ترتیب عبارت‌اند از: زمینه تاریخی، مصادره قهرمان اوستا و پیدایش خاندان رستم، اوج قدرت سورن، پهلوانان سیستانی مظلوم، مجادله بر سر ساخت قهرمانان و ضدقهرمانان.

پادشاهی سکایی-پارتی سیستان، خاندان حاکم در سیستان در روزگار باستان، خانواده سورن خانواده رستم، خانواده پارتی دیگر، بازتاب‌های تاریخ پارتیان در مجموعه حماسه‌های سیستان، عناوین بخش‌های تشکیل‌دهنده اولین فصل کتاب هستند. در فصل دوم هم مخاطب با ۵ بخش روبروست که عناوین‌شان به این ترتیب است: تبارشناسی گرشاسپ، گرشاسپ و بنا نهادن سیستان، مجموعه بن‌مایه‌های پهلوانی، روایت دیگری از داستان / تاریخ، جای پای یک منازعه دینی.

عناوین درج‌شده در فصل سوم هم در ۲ بخش اصلی خلاصه می‌شوند که «آغاز دوره پهلوانی رستم» و «بازتاب‌های تاریخی» هستند. هرکدام از این عناوین، ۳ زیرمجموعه موضوعی دارند. در فصل چهارم کتاب هم ۳ پهلوان مظلوم سیستانی به این ترتیب معرفی می‌شوند: برزو، جهانگیر و شهریار.

پنجمین فصل کتاب هم ۴ بخش دارد که به این ترتیب‌اند: فرامرز در قنوج، تحول در تصویر پهلوانی، فرامرز و بهمن: نبرد نهایی، بهمن الگوی ضدقهرمان.

پس از فصل‌های اصلی، دو پیوست با عناوین «مجموعه حماسه‌های سیستانی: داستان‌ها و دستنویس‌های آن‌ها» و «روایت‌های سلطنت بهمن» آمده‌اند. انتهای کتاب نیز بخش «فهرست نمودارها» درج شده که عناوین‌اش به ترتیب عبارت‌اند از: نمودار یک: اشکانیان، نمودار دو: تبارنامه گرشاسپ، نمودار سه: تبارنامه پهلوانان سیستانی، نمودار چهار: تبارنامه گودرزیان، نمودار پنج: تبارنامه خاندان لهراسب، نمودار شش: نقشه ایالات باستانی.

پیوست اول کتاب شامل این عناوین است: داستان‌هایی از رستم که در شاهنامه نیامده‌اند، گرشاسپ‌نامه، بهمن‌نامه، فرامرزنامه، بانوگشسپ‌نامه، برزونامه، شهریارنامه، جهانگیرنامه.

در پیوست دوم هم مخاطب با این عناوین روبرو می‌شود: حمزه اصفهانی، ثعالبی، طبری، دینوری، گردیزی، بلعمی، ابن بلخی، مسعودی، مجمل التواریخ و القصص.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

سخن مادر برزو وقتی می‌گوید رستم باید از خود شرم کند که می‌خواهد جوانی همچون برزو را بی‌هیچ دلیلی بکشد، در واقع حرفِ دل مخاطب است. در نهایت هم او با اشاره به سهراب و سرنوشت او رستم را به فرزندکشی متهم می‌کند. این گرایش بیمارگونه رستم به فرزندکشی است که بازگشته است و بنابراین به هیچ وجه نمی‌توان آن را فراموش کرد یا بخشید. و البته که این تفسیری «مردمی» از شخصیت رستم است. چنین شخصیت‌پردازی‌ای از رستم در هیچ جای دیگری وجود ندارد، علت نیز آن است که داستان‌هایی که رستم در آن‌ها در مقام بزرگ‌ترین پهلوان خاندان سیستان مورد ستایش قرار می‌گیرد، بدون شک داستان‌هایی هستند که از حمایت خانواده او برخودار بوده‌اند، حال آن‌که داستان‌های برزو و شهریار احتمالاً ساخته نقالانی هستند که درصدد راضی نگاه داشتن مخاطبی متفاوت بوده‌اند.

با علنی شدنِ تبار برزو داستان دستخوش تحولی اساسی می‌گردد. برزو طرف رستم و ایرانیان را می‌گیرد و تلاش می‌کند با جنگیدن با چند جنگاور تورانی اثبات کند که درخور چنان اصل و نسبی هست. اما در این‌جا پیش از رویارویی دو سپاه، بخش دیگری آمده که موضوع آن میان برزونامه و ادبیات عامیانه مشترک است. پس از آنکه افراسیاب اطلاع می‌یابد که برزو به طرف مقابل پیوسته است، به زن رامشگری به نام سوسن که در افسون‌گری مهارت دارد مأموریت می‌دهد که پهلوانان سپاه ایران را به اسارت بگیرد. او نیز با اغوای آنان و کشاندن آنان به خیمه خود و در نهایت با خوراندنِ میِ آلوده به بیهوشانه به آنان چنین می‌کند _ بیهوشانه ماده مخدری بوده که معمولاً عیاران در داستان‌های عامیانه از آن برای بیهوش کردن خورنده آن استفاده می‌کردند. زن رامشگر بدین‌سان، طوس و گودرزو و گیو و گستهم را به بند می‌کشد. هنگامی که رستم از به تله افتادن پهلوانان ایرانی باخبر می‌شود، تصمیم می‌گیرد فرامرز را برای نجات آنان به آن‌جا بفرستد. اما زال مانع می‌شود و دلیل می‌آورد که طوس و گودرز و گیو و گستهم که همه از دو خانواده نوذریان و گودرزیان هستند، نسبت به افراد خانواده رستم حسن نیت ندارند.

این کتاب با ۲۸۸ صفحه مصور، شمارگان هزار و ۲۰۰ نسخه و قیمت ۵۱ هزار و ۹۰۰ تومان منتشر شده است.

بزرگ ترین رمان انگلیسی قرن نوزدهم... شرح و نقد زندگی چند خانواده ... دورتا بروک دختر جوانی است که به درخواست ازدواج کشیشی فرتوت و دانشمند! به نام ادوارد کازوبن پاسخ مثبت می‌دهد. این ازدواج نشانه‌ای از احساسات و عقاید افراطی... دلایل شکست یا موفقیت ازدواج‌های میدل مارچ از جمله رزاموند زیبا و دکتر لایدگیت، فرد وینسی و مری گارت و در نهایت لادیزلا و دورتا را بررسی می‌کند... ...
روایتگر داستان رویارویی نهایی پرچمداران سیاست عصر پسا مشروطه با باقی‌مانده جنبش تئاترکراتیک قوام یافته‌ در آن عصر است... سارنگ، حین شنیدن قیژوقیژ تختخواب اتاق کناری‌اش، شاهد رژه پیروزمندانه پوسترها و پلاکاردهای رقاصه‌های معروفی چون «رومبا» و «تامارا» برسردر تماشاخانه‌های لاله‌زار است؛ لحظات بهت‌آور و غم‌باری که طی آن می‌شود حتی، پیش درآمد ماهور حضرت اجل به سفارش مرکز حفظ موسیقی سنتی ایران را هم شنید ...
کتابخانه شخصی قزوینی، از نخستین گنجینه‌های نفیس آثار ایران‌شناسی در کشور به شمار می‌رود که از تمام مراکزی که قزوینی به آنها دسترسی داشته فراهم آمده است... برای اوراق، یادداشت‌ها، کاغذها و حتی کارت‌پستال‌های برجای‌مانده در کتابخانه خصوصی یکی از اسلام‌شناسان بنام اروپایی و از هم‌عصران قزوینی، سایتی طراحی شده که تصویر تک‌تک صفحات و مدارک و اسناد مربوط به او، در آن عرضه شده است. نمی‌دانم در ذهن ما چه می‌گذرد؟ ...
داستان پنج زن است: دو خواهر و سه غریبه. زنی بی‌خانمان، مسئول پذیرش هتل، منتقد هتل، روح خدمتکار هتل و خواهر روح... زندگی را جشن بگیریم، خوب زندگی کنیم؛ زندگی کوتاه و سریع است، زود به آخر می‌رسد... بدون روح، جسم نمی‌خواهد کاری به چیزی داشته باشد، فقط می‌خواهد در تابوت خود بخوابد... زبان زنده است: ما کلماتی هستیم که به‌کار می‌بریم... آخرین نبرد برای زندگی، تا آخرین نفس پرواز کردن، رفتن تا مردن. ...
نخستین ژاپنی برنده نوبل ادبیات... کاراکترها دیواری اطراف خود کشیده‌اند و در انزوا با مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند... چندین نامه‌ عاشقانه با هم رد و بدل و برای آینده خود برنامه‌ریزی کردند... یک ماه پس از نامزدی،‌ هاتسویو برای او نوشت که دیگر هرگز نمی‌تواند او را ببیند... در سائیهوجی، معبدی که‌ هاتسویو در آن زندگی می‌کرد، یک راهب به او تجاوز کرده است ...