کتاب «معنا در تاریخ»  [Meaning in history; the theological implications of the philosophy of history] اثر کارل لوویت [Karl Löwith] توسط انتشارات علمی و فرهنگی برای سومین نوبت تجدید چاپ شد.

معنا در تاریخ  [Meaning in history; the theological implications of the philosophy of history کارل لوویت

به گزارش خبرگزاری مهر، انتشارات علمی و فرهنگی برای سومین نوبت کتاب «معنا در تاریخ» اثر کارل لوویت را با ترجمه سعید حاجی ناصری و زانیار ابراهیمی روانه بازار کتاب کرد. چاپ نخست این کتاب سال ۱۳۹۶ عرضه شده بود. کارل لوویت فیلسوف آلمانی-یهودی و شاگرد هایدگر بود و مانند بسیاری از یهودیان و هم‌کارانش در دوران حاکمیت نازی‌ها در رایش سوم، آلمان را ترک کرد و مدتی در ژاپن به سر برد تا سرانجام در سال ۱۹۵۱ برای تدریس فلسفه به هایدلبرگ بازگشت.

لوویت در این کتاب به شرح یکی از مهمترین تئوری‌های فلسفی خود درباره معنا در اندیشه و زندگی و سیر تحول آن در تاریخ پرداخته است. وی بر این باور است که انسان مدرن با یک چشم خود نگاه ایمانی به پدیده‌ها دارد و با یک چشم خود نگاه عاقلانه و همین مساله دیدگاه او به تاریخ را دیدگاهی مغشوش ساخته است.

وی همچنین در این کتاب سعی کرده خاستگاه دینی مفاهیم عصر مدرن را مورد کنکاش قرار دهد و بر این باور تاکید دارد که اندیشه مدرن از روزگار ول‌تر تار مارکس هرگاه به مساله تاریخ وارد شده است نگاه خود را از مبانی نظری و چهارچوب‌های فکری الهیات مسیحی یهودی خارج نساخته است.

کارل لوویت به سال ۱۹۴۵ در تبعید کتاب «معنا در تاریخ» را نگاشت، کتابی که به مانیفست منتقدان و مخالفان مدرنیته تبدیل شد و جوابیه فاخر و مفصل هانس بلومنبرگ را تحت عنوان «مشروعیت دوران مدرن» در پی داشت. این کتاب را که در اصل به انگلیسی نگاشته شده بود، هانو کستینگ و راینهارد کوزلک به آلمانی ترجمه کردند.

مجادله لوویت و بلومنبرگ بر سر اصالت و خودآیینی مدرنیته در برابر سنت دینی، مجادله‌ای آشنا برای ما ایرانی‌هاست، ایرانی‌هایی که از انقلاب مشروطه به این سو درگیر جدال سنت و مدرنیته (یا به تعابیر دیگر، جدال قدیم و جدید و جدال سنت و تجدد) هستند.

................ هر روز با کتاب ...............

چرا فوتبال می‌بینیم؟ چرا دیکتاتورها سیری‌ناپذیرند؟ یا ما چگونه در زبان محاوره سعی می‌کنیم دراماتیک باشیم؟... یک تلویزیون با حق انتخاب بین هفتصد کانال نه آزادی بلکه اجبار است. دستگاهی که آفریده‌ایم نیاز به تماشا شدن دارد؛ زیرلب به ما می‌گوید: «برای قبضه کردن توجه شما از هیچ کاری دریغ نخواهم کرد... همان‌گونه که خوراک فکری تبلیغات، همه‌مان را به مقام برده‌های مصرف‌کننده تنزل می‌دهد، هنر دراماتیک، آفریننده و بیننده را به مقام مشارکت‌کننده ترفیع می‌دهد ...
داستان که نه، قصه هم نیست... سبک روایت همان سبک خاص نویسنده در کتابهای روایت فتح است: پیش بری روایت به سبک پس و پیش گفتن وقایع در عین به هم پیوستگی برای در تعلیق نگه داشتن مخاطب... جراحی اختلاف نظرهای علمای نجف بخصوص درباره اضلاع مثلث حکومت، مردم و حوزه؛ که مهمترین انگیزه شهید صدر برای ما شدن و بزرگترین سد در مقابل او نیز بوده است، کار بسیار سختی است که نویسنده از پس آن برنیامده ...
می‌گویند شهریار ماکیاولی همیشه کنار تخت استالین است. غیر از این هم از او انتظار نمی‌رفت: پس از این کتاب، هیچ سخن به‌واقع مهمی درباره اخلاقیات سیاسی گفته نشده است... خوانش این آثار باید در ارتباط و تعامل با محیط صورت گیرد... اثر منفور و مهوّع آدولف هیتلر هم در کنار کتاب‌های خردمندانی همچون هابز و لاک و مونتسکیو و برک و دوتوکویل و هایک و رالز، فصلی را به خود اختصاص داده است. ...
خود را آنارشیستی می‌داند که به دموکراسی عشق می‌ورزد... در جنبش‌های دانشجویی خشونت‌آمیز حضوری فعال داشته است و سپس راهی آمریکا می‌شود و در گروه نمایشی دوره‌گرد نقش ایفا می‌کند. او مجددا به ژاپن برمی‌گردد و سرآغاز شورش‌های دیگری در روستای اجدادی‌شان می‌شود... کره‌ای‌ها به‌عنوان برده از وطن‌شان به ژاپن آورده شده‌اند و تحت استعمار ژاپنی‌ها قرار دارند ...
همۀ فکر و ذکرش این است که جوک‌های خوب تعریف کند تا تحویلش بگیرند و خودی نشان دهد ولی ماجرا همیشه آن‌گونه که او می‌خواهد پیش نمی‌رود... بخش مهمی از کتاب به تقابل نسلی در قالب ماجرای درگیری‌های پوتر با پسرش اختصاص دارد. پوتر که معتقد است جوانک‌ها تهوع‌آورند، نه از زبان جاهلانه و عامیانه پسرش سر درمی‌آورد و نه از برنامه‌های تفریحی او... سراسر رمان پر است از کلاه‌های گشادی که از تعمیرکار گرفته تا بقال و سبزی‌فروش و همکار و رئیس و فرزند و دوست سرش گذاشته‌اند ...