به گزارش ایبنا «اشتباه در ستاره‌های بخت‌ما» نوشته جان مایکل گرین با ترجمه مهرداد بازياری منتشر شد..

جان مایکل گرین، نویسنده با استعداد و هوشمند توانست با نخستین اثرش با نام در جست‌جوی آلاسکا، که از همان ابتدا در صدر پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز و آمازون قرار گرفته بود، جایزه بهترین داستان رده سنی نوجوانان را در سال 2006 به خود اختصاص دهد. اثر دیگرش با نام شهرهای کاغذی در سال 2008 نیز با استقبال شایانی روبه‌رو شد.

مهرداد بازياری در پيشگفتار كتاب آورده است: «قلمِ توانا و پرداختن جان مایکل گرین به مسائل روز جوانان و موضوعات سنت‌شکنانه قهرمانان داستان‌هایش از ویژگی‌های مهم نوشته‌های اوست و همین ویژگی موجب محبوبیت و به تصویر کشیده شدن بیش‌تر آثار او گردیده است. جالب این‌که در سال 2014 یعنی پس از انتشار همین اثر جان گرین در فهرست صدنفری تاثیرگذارترین افراد جهان قرار گرفت و این موضوع گواه فروش فوق‌العاده این کتاب و تأثیر عمیق آن بر خوانندگانش است.

اشتباه در ستاره‌های بخت ما یک داستان عاشقانه نو و در عین حال متفاوت درباره دو نوجوان مبتلا به سرطان است؛ ماجرایی عاطفی و در عین حال دلخراش با فرجامی قابل پیش‌بینی دو جوان روبه‌مرگ.

شیوع بیماری‌های لاعلاج و افزایش تعداد بیماران در جان موجب شده تا نویسندگانی فراوانی به توصیف سرگذشت قربانیان و آسیب‌های اجتمعی و روحی ـ روانی این بیماری‌ها بپردازند. پیچیده و مبهم بودن روش‌های صحیح مواجهه با این شرایط ناگوار این موضوع را به یکی از درون‌مایه‌های جذاب و در عین حال آموزنده ادبیات جهان تبدیل کرده است. تا زمانی که در این گرداب سهمناک اسیر نشده‌ایم، داستان‌ها و روایت‌ها از این بیماری‌ها است که برای دیگران و در مکان‌های دور اتفاق می‌افتد؛ ماجراهایی که بعید است هیچ ربطی به ما داشته باشد. این شتری است که درِ خانه دیگران می‌خوابد و تنها وظیفه ما همدردی و دعا برای درگیران این بیماری‌هاست. هیچ‌کس آمادگی روبه‌رو شدن با این نوع بیماری‌ها را ندارد. سرطان و ایدز می‌توانند هر خانه و کاشانه‌ای را ویران و رؤیاهای زیبای بسیاری را به کابوس بدل کنند. حتی تصورش دردناک و تحمل‌ناپذیر است.

کنار آمدن با این‌گونه بیماری‌ها نه‌تنها برای فردِ درگیر سخت و ناگوار است، بلکه بستگان و همراهان بیمار هم سختی‌ها و ناخوشی‌های خاصِ خودشان را دارند. این جراحت‌ها از جهات بسیاری چه‌بسا سهمگین و کوبنده‌تر از زخم‌های شخص بیمار باشد. ادامه زندگی با غم و اندوه و خاطرات عزیزِ از دست‌رفته ممکن است زندگی‌های بسیاری را متلاطم و ویران کند.

نگاه نویسنده به این گونه بیماران، به‌ویژه در سنین جوانی، نگاهی واقعیت‌گرایانه و نوین است. او این افراد را جوانانی امیدوار، مبارز، خوش‌بین و مملو از شور و شوق زندگی توصیف می‌کند و به نمایش می‌گذارد. قهرمانانی که به اجبار در سنین کم به نبردی نابرابر با زندگی و مرگ کشیده می‌شوند. اشتباه یا اختلال در ژن یا ستاره‌های بخت بیماران از آنان بمب‌های خطرناکی می‌سازد که هر لحظه احتمال انفجارشان می‌رود؛ بمب‌هایی که نه‌تنها خود را نابود می‌کنند، بلکه ترکش آن‌ها جراحت‌های عمیق و بعضا مادام‌العمر در بازماندگان باقی می‌گذارد، و آگاهی از این آسیب‌های دردناک زخم و نگرانی عمیق دیگری است که تحمل این بیماری‌ها و رفتن را عذاب‌آورتر می‌سازد.

اشتباه در ستاره‌های بخت ما کتابی است برای بازماندگان. داستانی زیبا و کاملا واقع‌گرایانه برای آن‌هایی که باقی می‌مانند و باید با آلام روحی از دست دادن عزیزان زندگی کنند و کنار بیایند.

اشتباه در ستاره‌های بخت ما داستانی زیبا و مملو از لحظات شاد و فرح‌بخش از دو جوان مشتاق و عاشق زندگی است؛ جوانانی که سعی دارند در همین فرصت اندک عشق و دلباختگی و ایثار را تمرین و تجربه کنند.

و به قول شاعر گران‌قدر سیاوش کسرایی:
«زندگی زیباست/ زندگی آتشگهی دیرینه پابرجاست/ گر بیفروزیش،/ رقصِ شعله‌اش در هر کران پیداست.»
زندگیِ از آنِ زنده‌هاست. در این مسیر، باید با واقعیات فراوانی روبه‌رو شد و با آن‌ها کنار آمد. یکی از این‌ها مرگ است. مرگ به ه شکل و شمایل و در هر سن‌وسالی حقیقتی تلخ و انکارناپذیر است. برخی زندگی را سرگذشتی از پیش تعیین شده می‌دانند که از بدو تولد و بدون دخل و تصرف ما نوشته و رقم زده شده است. و بعضی آن را چکیده و حاصل مجموعه انتخاب‌های خودمان. اشتباه در ستاره‌هیا بخت ما ترکیبی از این دو اعتقاد را به تصویر می‌کشد.

انتخاب‌های آگاهانه چه‌بسا تعیین‌کننده مسیر زندگی باشد. از سوی دیگر، اتفاقات و وقایعی که دست ما نیست و گاهی به اشکالی عجیب و غریب به سراغ‌مان می‌آیند هم بسیار تأثیرگذ ار و سرنوشت‌سازند. بنابراین در گذر زندگی هم می‌توانیم آگاهانه و مستقل انتخاب کنیم و هم به شکلی ناآگاهانه و غیرارادی انتخاب شویم.

انتخاب‌های خارج از اراده و بدون اعمال سلیقه ما از جمله زمان و محل تولد، پدر و مادر، و موارد مؤثری چون بیماری‌های لاعلاج و اختلالات یا چگونگی ترکیب ژن‌ها است.

اما می‌توان از سهم انتخاب‌های ارادی درست و سنجیده استفاده کرد و با گزینش‌های سنجیده و جذاب به زندگی عمق و کیفیت و کمیت بخشید. تصمیم‌هایی که هم روح و روان‌مان را بشاش و سرزنده نگه دارد و هم تا حد ممکن ضامن جنبه‌های مطلوب دیگر زندگی باشد. انتخاب‌هایی که در نهایت به رضایتمندی و پرداختن به علایق و ترسیم یک زندگی پرشور و شوق منجر گردد. بیاییم آن‌گونه که دوست داریم و می‌خواهیم زندگی کنیم و از زندگی لذت ببریم، با این پیام که زندگی مال زنده‌هاست و فرصت اندک.»

بخشي از متن رمان: «در حالی که امواج آب بالا و پایین می‌رفت و ساحل را می‌شست، مرد لاله‌ هلندی رو به اقیانوس کرد و گفت «پیوند دهنده، پنهان‌کننده و افشاگر، همین‌طور که بالا و پایین می‌رود با خودش همه‌چیز را می‌برد.»
پرسیدم «این چیست؟»
مرد هلندی پاسخ داد «آب و همین‌طور زمان.»

کتاب «اشتباه در ستاره‌های بخت ما» اثر جان گرین با ترجمه مهرداد بازیاری در 247 صفحه به بهای 30هزار تومان از سوی نشر چشمه راهی بازار کتاب شد.

همراهان شاه به او گفته بودند که این مدارس، جوانان را یاغی می‌کند... مکتب‌داران تبریز، این رقیب تازه‌نفس را برنتافتند و مردم را علیه او تحریک کردند... متهم به فعالیت‌های ضد دینی شد... پیش از او، تحصیل دانش، ویژه‌ی طبقه‌ی مرفه بود... ۲۷ جلد کتاب درسی برای سوادآموزان فارسی‌زبان نوشت... بیشتر مدارس او در زمان حیات او تعطیل یا ویران شدند... یکی از ده شخصیت تأثیرگذار و سرنوشت‌‌ساز تاریخ معاصر ایران ...
آقای رئیس جمهور رمان دیکتاتوری است نه رمان دیکتاتور. انتقادی است از فقر (مردم کشور همه فقیرند) و خیانت (هر شهروندی خانواده‌اش را انکار می‌کند) و فساد (وجدانها پست و مبتذل است) که این نظام بی‌حاصل که نمی‌تواند به انجام دادن کاری مثبت به نفع کسی افتخار کند به بار می‌آورد. به همین جهت خواننده از همان ابتدا احساس خفگی می‌کند و این فشار مرتباً شدت می‌یابد و هنگامی که رمان در آخرین فصل خود موسوم به «زنده مدفون» به اوج خود می‌رسد، این احساس به خفقان نزدیک می‌شود. ...
حدیث «الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم» از سخنان پرآوازه دیگریست که در هیچ منبع حدیثی به عنوان روایت نقل نشده و در قرن یازدهم هجری وارد کتب شده است. البته میرزای نائینی فقیه دوران مشروطه از این حدیث به عنوان نص مجرب (یعنی حدیثی که به تجربه ثابت شده) یاد می‌کند... در منابع روایی حدیثی دال بر نحوست ماه صفر یافت نمی‌شود. همین‌طور بشارت به خروج از ماه صفر و دعاهای دوری از بلا در این ماه. ...
«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...
تبدیل یک نظام مردمسالار به نظام استبدادی محصول یک تعامل دوسویه میان یک فردِ حاکم و یک جامعه است... او انتقاد را به معنی دشمنی با اهداف و ایده‌ها تلقی می‌کند... رسالت نجات جهان از بندگی ظالمان... «دشمن»؛ یگانه مقصر عدم کامیابی ها است... بازار رمالانِ غیب گو گرم می‌شود... خود را به‌جای ایده و نظام می گذارد. و در واقع منظور او از ایده، خود اوست که با نظام یکی شده‌است. ...