کتاب «فضا به مثابه پشتیبان (نگاهی به رویکردهای پدیدارشناسانه در هنر مدرن)» نوشته فوآد فراهانی توسط نشر چشمه منتشر و راهی بازار نشر شد.

به گزارش مهر، فراهانی همان‌طور که خود می‌گوید تلاش کرده در صفحات این کتاب، با استفاده از حرکت‌های رفت و برگشتی بین افراد، جریان‌ها، رویدادها و زمان‌های مختلف، ارتباط برخی تحولات هنری را که از قرن بیستم تا امروز متولد شده‌اند، برای مخاطب خود مشخص کند. او می‌نویسد: پیوندها و اشتراکات این جریانات و برنامه‌های زیبایی‌شناسانه با در نظر داشتن آن لحظه در پرتوِ پدیدارشناسی هوسرل در ارتباط با تحویل پدیدارشناسانه، زنجیره‌ای ادامه‌دار را به نحوی شگفت‌آور در برابر چشمانم آشکار ساخت؛ و حال به یاری این شگفتی است که می‌خواهم روایتی از تجربه این حرکت و این پیوستار داشته باشم.

متن کتاب با بیانی از احساس کازیمیر مالِویچ آغاز شده و با گذر از اتوپیای کانستراکتیویسم، در جستجوی تفهیم تجربه ساختن پدیده خالص با مفهوم نور و فضا است؛ باور جنبشی که در دهه ۱۹۶۰ توسط جمعی از هنرمندان کالیفرنیای جنوبی پایه‌گذاری شد. هنر این گروه نه کمیت‌گرا که کیفی توصیف می‌شود و این کیفیت باید احساس و ادراک شود. نویسنده در فصل اول کتاب پیش رو، کانستراکتیویسم را در هنر تشریح؛ و بینش بنیادکاوانه آن را با رویکرد پدیدارشناسانه بررسی کرده است.

عناوین بخش‌های مختلف این کتاب به‌ترتیب عبارت است از: اولِ سخن، جست‌وجوی ابزار جدید بیان، فصل اول (اتوپیای کانستراکتیویسم…)، بعد از جنگ جهانی دوم، فصل دوم (هنر نور و فضا…)، آخرِ سخن.

در فصل دوم کتاب، برخی از هنرمندان معاصر معرفی می‌شوند که در ایران کم‌تر شناخته‌شده هستند. این کار با تعریف پدیدارشناسی به عنوان ابرازی برای رفتن به سراغ سرآغازهای هر شناختی، انجام شده است. هنرمندانی که در فصل دوم کتاب معرفی می‌شوند، با فعالیت در طیف وسیعی از رسانه‌ها، شکل‌های بیانی متعددی را تجربه کرده و موفق شده‌اند ماهیت هنر را به چالش بکشند.

در قسمتی از این کتاب می‌خوانیم:

کنت پانزا در ۱۹۷۲ تورل را ملاقات کرد، سپس شش کار از او در فاصله سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۳، قبل از نخستین نمایش عمومی آن‌ها خریداری کرد. خرید پانزا تا حد زیادی بر پایه این تصمیم بود: کارهای اتاق _ محیطی که تابه‌حال نمایش داده نشده است و آن‌ها فقط به شکل پیش‌طرح می‌توانستند مورد بررسی قرار گیرند.

کارهای تورل در مجموعه پانزا به نظر می‌رسند واژگان‌شان را تا اندازه‌ای از منابع ایتالیایی گرفته‌اند، همچون آرک به سبک رومن که در معماری ایتالیا بسیار به کار رفته است. روزنه هلالی شکل در سقف در وهله اول بیش‌تر همچون تقویت‌کننده‌ای معمارانه عمل می‌کند تا یک کار نوری مستقل. نیمی از راهروِ طبقه دوم را در محل اصطبلِ تغییرشکل‌یافته پیشین، جایی که کارهای «نور و فضا» ی مجموعه پانزا در آن نصب شده بودند می‌پیمودید.

هنگامی که به سمت پایین تالار ورودی بلند و باریک (نقاشی‌شده با رنگ سفید خالص، در سطحی بی‌عیب و نقص) حرکت می‌کردید، چشم غبار ملایم هوایی را مشاهده می‌کرد که در نزدیکی‌تان ضخیم‌تر و انبوه‌تر می‌نمود و در انتهای راهرو _ آن دورتر_ درخشان و غرق در نور، به هلالی تمام‌عیار منتهی می‌شد. همچنان که به سوی هلال پیش می‌رفتید، به‌آرامی گشوده می‌شد و آسمانی پر از ابر در فرمی تخم‌مرغی آشکار می‌گردید. این حداقل چیزی بود که آن‌جا مشاهده می‌کردید؛ تأثیر آن کار چنان قدرتمند بود که به نوعی نوری روحانی را در ذهن متبادر می‌ساخت.

این کتاب با ۳۱۱ صفحه مصور، شمارگان ۳۵۰ نسخه و قیمت ۵۰ هزار تومان منتشر شده است.

هنر |
هرچندسال یک‌بار، مرض مسری وبا به تهران و سایر ولایات ایران می‌آمد... در قم خبری از وبا نبود... به‌وسیله حاجی امام‌قلی‌بیک کدخدا، صادر و واردِ ده قدغن شد... عده اموات تهران در یکی‌دو هفته به روزی سیصدنفر هم رسیده بوده‌ است... وبای عمومی از هندوستان به افغانستان و ایران سرایت کرد... وبا در پطرزبورغ، مرض محلی شده بود. روزهای یکشنبه به جهت تعطیل و گردش مردم، بخصوص عرق‌خوری عمله‌جات، عده مبتلا که در ظرف هفته کم شده بود، باز زیاد می‌شد ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...