ابراهیم حاتمی‌کیا چهره هنر انقلاب اسلامی شد.

به گزارش ایسنا، اختتامیه پنجمین هفته هنر انقلاب اسلامی و با اعلام نام ابراهیم حاتمی‌کیا به عنوان چهره هنر انقلاب عصر دوشنبه ۲۶ فروردین ماه با حضور هنرمندان و مسئولان در سالن سوره حوزه هنری برگزار شد.

در ابتدای این مراسم با حضور حمید شاه‌آبادی معاون صدا، علیرضا معینی معاون بخش اداری مالی حوزه هنری و محمد میرزمانی از هوشنگ جاوید برای احیای موسیقی نواحی و سه دهه تلاش موثر در حوزه پژوهش و موسیقی تقدیر شد.

در این رویداد از میان ۱۴ چهره که به انتخاب حدود ۱۰۰ نفر از اهالی فرهنگ رسانه و هنر ۵ نفر به بخش چهره هنر راه یافتند، رضا امیرخانی برای نوشتن رمان‌ رهش، هدایت‌الله بهبودی برنده جایزه جلال، ابراهیم حاتمی‌کیا کارگردان سینما، مسعود نجابتی‌ و مهدی نقویان مستندساز به عنوان پنج کاندیدا معرفی شدند.

 

رضا امیرخانی اولین کاندیدای چهره هنر انقلاب گفت: ابداع احتمال کنید در جلسه‌ای مرحوم سیروس قایق‌ران با مرحوم آیت‌الله بهجت مسابقه‌ی شطرنج بدهند و در پایان رقابت شعر مرحوم شهریار جایزه‌ی اخلاق بگیرد! این رقابت بی‌معناست... پسینیان احتمالا از قاب پایانی این جشن‌واره چنین خواهند نوشت... اما... من فرزند حیاط حوزه‌ی هنری هستم با آن در باز و سماور روشن... با جنگ سوره‌ی علی معلم دامغانی آغاز کرده‌ام و در نمازخانه مرحوم قیصر را دیده‌ام و در همین حیاط، تابوت شهید آوینی را تشییع کرده‌ام....
قابی که در حیاط(ت) حوزه‌ی هنری بود، به همین قاعده رنگارنگ و گونه‌گون بود...

هدایت‌الله بهبودی نیز در سخنانی کوتاهی اظهار کرد: من با آمادگی آمده‌ام تا به برگزیده چهره سال تبریک بگویم.

کاندیدای بعدی چهره هنر انقلاب ابراهیم حاتمی‌کیا بود که در سخنانی بیان کرد: رایحه آقا مرتضی (آوینی) در این فضا برای ما خیلی آشناست. از ابتدای حضورش تا زمانی که از اینجا رفت و وقتی من در این مکان حاضر می‌شوم، حالم تغییر می‌کند.

پس از پخش کلیپی از چهره برتر با حضور رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، وزیر ارشاد، رئیس حوزه هنری و دو تن از چهره‌های برتر سال‌های گذشته از ابراهیم حاتمی‌کیا به عنوان چهره برتر هنر انقلاب تقدیر شد.

او پس از دریافت لوح و تندیس اظهار کرد: خیلی خوشبخت و خوشحالم که در چهلمین سال انقلاب دیده می‌شوم. این لحظه برایم بسیار ارزشمند است. چهل سال! من ۳۸ سال است که در فیلمسازی هستم؛ نزدیک به عمر انقلاب. تا یادم می‌آید بالا و پایین‌های زیادی داشتیم در این سال‌ها. واقعیت این است که این راهی نبوده که هموار باشد. راه را با هم ساختیم و آنچه که در هنر متعهد و انقلاب باید باشد، مسائلی بود که ما در آن بسیار زحمت کشیدیم.

وی افزود: به ما گفته می‌شود که شما پروپاگاندا هستید. ای کاش اینها عاقل‌ بودند و به ما سفارش می‌دادند فیلم می‌ساختیم. متاسفانه چنین اتفاقی به این اندازه نبود. آقا مرتضی (آوینی) بود و از او انرژی می‌گرفتیم اما این مسیر هموار نبود. اکثر قریب به اتفاق فیلم‌هایم‌ مساله‌ای داشته که باید برای آن می‌جنگیدم. از فیلم مهاجر آغاز شد که گفتند یک فرمانده نباید به صورت زیردستش سیلی بزند و این موضوع تا فیلم به وقت شام ادامه داشت. همیشه متلک‌ها و نیش‌ها و انواع حرف‌ها را شنیدیم.

حاتمی‌کیا اضافه کرد: این‌ مقدمه را گفتم تا بگویم تازه‌نفس‌ها با چند تا انگ شنیدن می‌گویند من دیگر در این حوزه نخواهم بود. من آمدم تا بگویم ای عزیزان کسی که در اتوبان همت قرار می‌گیرد، این اتوبانی نیست که ساده باشد و برای آن خون ریخته شده است. باید مشکلات این مسیر را تحمل کنند. ما نیش زبان‌ها شنیدیم و گریه‌ها کردیم. در همین حوزه هنری من بارها جلوی مرتضی آوینی گریه کردم و گفتم که من دیگر بیشتر از این‌ توان سنگینی نگاه‌های کسانی که ژست شبه روشنفکری دارند را ندارم. کسانی بودند که به ما کمک کردند و من انتظار دارم این تازه‌نفس‌ها به سرعت از این مسیر خارج نشوند.

این کارگردان تصریح کرد: شمایی که با اسم شهید وارد این حوزه می‌شوید، تعهدی به شما اضافه می‌شود که نباید به راحتی از آن دست بکشید. کسی که در این مسیر شهرت پیدا می‌کند نباید از این اتفاقات خسته شود. باید بمانیم. چهل سالگی انقلاب یک آغاز است. خسته‌ایم اما باز هم پیش می‌رویم.

این کارگردان با اشاره به جایگاه شهید سیدمرتضی آوینی اظهار کرد: او پشتوانه ماست و جایگاه بالایی دارد. البته برنامه‌هایی پخش می‌شود که سعی می‌کنند آقا مرتضی را پایین بیاورند اما او همچنان بالاست. فیلم‌سازهای روایت فتح دلیل رفتن‌هایشان تبدیل‌شدن به یک آرتیست یا هنرمند نبود و نمی‌خواستند مشهور شوند. شهرت، این‌ گوساله سامری می‌تواند ما را از راه خارج کند.

او در پایان بیان کرد: خوشحالم که این هدیه را از دست عزیزانی که همسنگر بودیم گرفتم.

سپس از چهار کاندیدای دیگر نیز با اهدای لوح و تندیس تقدیر شد.

زن در تاریخ انگلستان مطلقا بی‌اهمیت است... در قصه ها عنان زندگی شاهان و فاتحان به دست اوست ولی در واقعیت برده مردان است...زنها باید به چیزهای دیگری به جز آنچه فکر می‌کردند فکر می‌کردند! ... این را بنویس! به آن فکر کن!... تصور کنید شکسپیر خواهری داشت که در نبوغ با او برابری می‌کرد. ولی افسوس که دخترک را هرگز به مدرسه نفرستادند، هیچ وقت نتوانست دستور زبان و منطق یاد بگیرد، پیش از پایان نوجوانی به اجبار ازدواج کرد و سرانجام پس از فرار از منزل جوانمرگ شد. ...
ماگدا آلمانی است و حاصل تجاوز یک افسر روس به مادرش... آیا می‌توان بخش انسانی دیکتاتورها را از اعمال ضد بشری‌شان جدا کرد... هرگز احساس ندامت از اعمالی که در دستگاه هیتلری مرتکب شده بود نداشت... گوبلز می‌خواست نویسنده شود، هیتلر زمانی سعی داشت معمار شود، چرچیل آرزوی هنرمندی در سر داشت، استالین به شاعر شدن فکر می‌کرد و هیملر به کشاورزی علاقه‌مند بود. ...
تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...