کتاب «اختراع قوم یهود» [The invention of the Jewish people] نوشته شلومو زند [Shlomo Sand] با ترجمه احد علیقلیان توسط نشر نو به چاپ سوم رسید.

اختراع قوم یهود [The invention of the Jewish people] نوشته شلومو زند [Shlomo Sand]

به گزارش مهر، این‌کتاب دی‌ماه سال ۹۷ به چاپ اول و دوم رسید و حالا نسخه‌های چاپ سومش راهی بازار نشر شده‌اند.

«اختراع قوم یهود» [Matai ṿe-ekh humtsa ha-ʻam ha-Yehudi] در اصل به زبان عبری نوشته و زبان مادری نویسنده‌اش یدیش است. اما عبری به تعبیر شلومو زند، زبان تخیل و احتمالاً زبان رویاها و یقیقا زبان نوشته‌هایش باقی مانده است. این کتاب، اثری درباره تاریخ است که با چند داستان شخصی آغاز می‌شود. نویسنده در سطور این کتاب با کشیدن خط بطلان بر افسانه تبعید اجباری یهودیان به دست رومیان (در قرن اول میلادی) به این نتیجه‌گیری رسیده که بیشتر یهودیان امروز، فرزندان نوکیشانی هستند که زادگاهشان سراسر خاورمیانه و اروپای شرقی بوده است.

این کتاب به تعبیر نقدی که هفته‌نامه آبزِرور منتشر کرد، باعث زلزله بی‌سروصدایی شد که ایمان تاریخی به پیوند یهودیت و اسرائیل را می‌لرزاند.

چاپ سوم این کتاب با ۵۳۲ صفحه و قیمت ۸۰ هزار تومان عرضه شده است.

................ هر روز با کتاب ...............

داستان‌هاي من بر خانم‌ها بيشتر تاثير گذاشته است... آن نوع نویسندگی و تلقی از نویسندگی که توسط جوایز، نشریات و مجلات دهه 80 حمایت می‌شد دیگر وجود ندارد... آرمان این است ما چیزی بنویسیم که تبدیل به تصویر شود... 4 زن دارم. می‌شود گفت 4 زن جذاب... موضوع 99 درصد داستان‌هایی که در کارگاه‌های داستان‌نویسی خوانده می‌شد، خیانت بود... سانسور موفق عمل کرده و نفس نویسنده ایرانی را گرفته و و نویسنده ایرانی هم مبارزه نکرده ...
و همان‌جور در احرام. و در همان سرما. و در سنگلاخى دراز كشیدیم. زن‌ها توى كامیون ماندند و مردها بر سینه‏‌كش پاى‏ كوه ... مى‏‌دانستم كه در چنان شبى باید سپیده‌دم را در تأمل دریافت و به تفكر دید و بعد روشن شد. همچنان‌كه دنیا روشن مى‌‏شود. اما درست همچون آن پیرزن كه 40 روز در خانه‌اش را به انتظار زیارت‏ خضر روفت و روز آخر خضر را نشناخت، در آن دم آخر خستگى و سرما و بى‏‌خوابى چنان كلافه‌ام كرده‌بود كه حتى نمى‏‌خواستم برخیزم. ...
آس و پاس بودم... قصد داشتم به زندان بروم. می‌خواستم کسی را بکُشم یا کشته شوم. بهترین دوستم دو ‌سال قبل خودکشی کرده بود... نمی‌خواستم مفت‌خور باشم... من بخشی از هیچ جامعه‌ای نبودم تا اینکه کم‌کم تبدیل به «جوانی عصبانی در نیویورک» شدم... کل جامعه تصمیم گرفته شما را نادیده بگیرد... بعد از ١٠ ‌سال حمل این کتاب، سرانجام آن را در سه ماه در سوییس به پایان رساندم... یک نویسنده باید همه‌ی خطرات نوشتن آنچه را می‌بیند، بپذیرد ...
با عاشق شدن به دختری زیبارو ناخواسته وارد بازی‌های سیاسی می‌شود... دست‌کم در قسمت‌هایی از زندگی‌مان دچار حس فریب‌خوردگی یا به تعبیری عامیانه «حس خریت» بوده‌ایم... آونگ شدن هر روزه‌مان در بین سه فضای عشق، سیاست و خیانت را به عریانی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه ما گاه خود را در میان خریت‌هایمان در این سه فضا گرفتار می‌بینیم... ...
سرگذشت دردناک مردی است که می‌خواهد آزادانه اول «بدی» را و سپس «خوبی» را انتخاب کند بنابراین نخست شیطان و سپس خدا را سرمشق خود قرار می‌دهد. اما بیهودگی این انتخاب را درمی‌یابد. زیرا کاری عبث است که در انزوا و به دور از اجتماع بشری صورت می‌گیرد. صحنه وقایع در آلمان دوره رنسانس است که در آن زمین‌داران با زمین‌داران و روستائیان با زمین‌داران می‌جنگند. ...