بازرس اتحادیه ناشران صدور بی‌رویه مجوزهای نشر را زمینه‌ساز تخلف کتاب سازی دانست و گفت: وزارت ارشاد اگر مجوز صادر می‌کند باید نظارت هم داشته باشد و تمدید این مجوزها را محدود کند.

به گزارش مهر، برنامه گفتگوی فرهنگی با موضوع «واگذاری مالکیت کتاب» با حضور عباس حسینی‌نیک بازرس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از آنتن رادیو گفتگو پخش شد.

حسینی‌نیک در این برنامه گفت: خصوصیت مهم حق معنوی بر عکس بقیه اموال این است که قابل واگذاری نیست. چراکه در صورت واگذاری، حیثیت آثار علمی و قداست جامعه  از دست خواهد رفت. موضوع کتاب‌سازی از نظر قانونی یک عمل مجرمانه و نقض حقوق معنوی است و در صورت طرح دعوا در این حوزه از سه ماه تا یک سال هم حبس دارد.

وی افزود: جرایم حوزه مالکیت ادبی و هنری و یا آفرینش‌های فکری، شاکی خصوصی می‌خواهد و به عبارتی جزو حقوق خصوصی محسوب می‌شود اما بسیاری از حقوق‌های خصوصی در حقوق عمومی نیز مطرح هستند. به نظر می‌رسد حقوق مالکیت ادبی یا هنری برای مقابله با این پدیده اجتماعی کافی نیست. مجموعه‌ای از عوامل تحریک‌کننده و جذاب باعث وقوع این جرم از سوی افراد می‌شوند که در نهایت جامعه آسیب می‌بیند. برخی افراد مانند دانشجویان فقط برای ارتزاق و کسب درآمد دست به چنین کاری می‌زنند. از طرفی عده‌ای هم مشتری کار این افراد هستند و انگیزه‌های شغلی و اقتصادی دارند.

بازرس اتحادیه ناشران اولین راهکار مقابله با این پدیده اجتماعی را پیشگیری از جرم دانست و گفت: دولت باید آموزش‌های لازم را به جامعه ارائه دهد تا بدانند که دست‌اندازی به اموال دیگران جرم و ضداخلاق محسوب می‌شود. علاوه بر این وضع قوانین محکم و شفاف و آئین دادرسی‌های مقابله با این جرایم در پیگشیری از این معضل بسیار کمک کننده خواهد بود. بیشترین مسئولیت این موضوع، متوجه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است. این وزارتخانه طبق قانون مسئولیت صدور مجوز پروانه نشر را بر عهده دارد.

حسینی‌نیک گفت: بر اساس قانون کسانی می‌توانند کتاب منتشر کنند که دارای مجوز نشر از وزارت ارشاد باشند. هم‌اکنون حدود ۱۷ هزار ناشر پروانه نشر دارند که از این تعداد بیش از ۵ تا ۶ هزار ناشر در طول سال هیچ کتابی منتشر نمی‌کنند و شاید اصلاً  ناشر هم نباشند. ۸۰ درصد نشر کشور دست ۲۰۰ ناشر است و این تخلفات از سوی این ۲۰۰ ناشر انجام نمی‌شود. داشتن پروانه نشر مزایایی مثل معافیت‌های مالی، بیمه کافرما و اجازه فعالیت در مکان‌های مسکونی را برای افراد دارد و این، انگیزه‌هایی را برای برخی ایجاد کرده است.  

وی در پایان، مجوزهای نشر در بازار را زمینه‌ساز این تخلف دانست و گفت: وزارت ارشاد اگر مجوز صادر می‌کند باید نظارت هم داشته باشد و تمدید این مجوزها را محدود کند.

اول لولئین خانه مسجدشاه بود که زمینی معادل هزار و چند صد متر مساحت را در بر گرفته، چهل دهانه مستراح در آن بنا شده بود که با سرقفلی‌ای معادل سی چهل هزار تومان و روزانه ده دوازده تومان عایدات خرید و فروش می‌شد... ممنوع شدن مصرف علنی تریاک، ممنوعیت عربده کشی و آوازه خوانی در خیابان‌ها، ممنوعیت خرس رقصانی و لوطی عنتری، ممنوعیت ورود حمامی با لباس نیمه برهنه به داخل خیابان و ممنوعیت قضای حاجت در معابر... ...
و عناصر و دیدگاه‌های مطرح‌شده را روشمند كرد، درست همان‌طوركه دكارت با «كوجیتو» مساله تشكیك را كه پیش از او محمد غزالی، آگوستین و دیگران بر آن اندیشه گماشته بودند‌، روشمند كرد... این شاعران خودخوانده برای بی‌اهمیت نشان دادن ایرادات و سستی سروده‌های‌شان «پیرمرد» را سپر بلا كرده‌اند و نام لغزش‌های خود را زیر پوشش اصطلاحاتی مانند «گسترش دستور زبان»، ‌«آشنایی‌زدایی»، ‌«حس‌آمیزی» و امثال اینها پنهان می‌سازند. ...
دشنام‌های ناموسی، حالا رسیده است به شعارهای ضد میهنی... حذف نود فقط بر می‌گشت به حذف مرجعیت اجتماعی به دست گروهی که هیچ مرجعیتی نداشتند!... یک شترمرغ می‌آورم که در یک مسابقه‌ی رقاصی برنده شده است.... در ارشاد کسی می‌نشست که ماموریت‌ش کشیدن ماژیک روی تصاویر زنان برهنه‌ی مجلات بود... هیچ‌کدام در هیچ کاری حرفه‌ای نشدید... با ستاره مربع این بحران را حل کن مدیر شبکه! ...
برای وصل‌کردن آمده بود، وقتی همه در پی فصل بودند. سودای «مکتب تلفیق» داشت، وقتی «مکتب تفکیک» فراتر از نام یک جریان فکری، توصیفی بود برای کنش غالب فعالان مذهبی و سیاسی. دنبال تطبیق بود. دنبال جوش‌دادن... منبر جای حدیث و آیه و تفسیر است، جای نصیحت و تذکر... موعظه‌ی واعظ قرار است کسی که پای منبر نشسته را متنبّه کند؛ نه آن‌که او را بشوراند. باید به آرامش برساندش، نه آن‌که به هیجان. ...
«مراقب قدرت دایره‌ها باش!» این توصیه‌ی مادربزرگ شافاک به نوه‌ی دختری‌اش است. به نظر او هر یک از ما درون یک مجموعه دایره زندگی می‌کنیم. دایره‌هایی که اگر مراقب منطقه نفوذ و حدود آنها نباشیم؛ خطر مرگ ما را تهدید می‌کند. مرگی در سکوت و بی‌ هیاهو... ...