تنها عضو ایرانی بنیاد بین‌المللی مولانا در ایران از حضور مجید مجیدی در فستیوال جهانی «صوفی‌سین» و اهدای جایزه ویژه جشنواره همراه لوح تقدیر «وفا» به این فیلم‌ساز خبر داد.

فروزنده اربابی در گفت‌وگو با ایسنا، با اعلام خبر برگزاری دومین دوره جشنواره «صوفی‌سین» اظهار کرد: از اول تا هفتم ماه می (یازدهم تا شانزدهم اردیبهشت)، به مناسبت ورود خانواده مولانا به قونیه، فستیوال جهانی عرفانی قونیه برگزار می‌شود و در آن فقط فیلم‌هایی که تم عرفانی و مذهبی دارند، پذیرفته می‌شوند. کارگردانان برجسته‌ای از ترکیه، فیلم‌ها و کارگردانانی را انتخاب می‌کنند.

او افزود: پارسال که این فستیوال برای اولین‌بار برگزار شد، آقای رضا میرکریمی با فیلم «زیر نور ماه» دعوت فستیوال را قبول کردند و تنها کارگردانی بودند که لوح تقدیر فستیوال و وزارت فرهنگ ترکیه را گرفتند. فیلم‌شان هم مورد اقبال عمومی قرار گرفت.

اربابی درباره حضور مجید مجیدی در جشنواره «صوفی‌سین» گفت: امسال دبیرخانه این فستیوال آقای مجیدی را با فیلم‌های «بید مجنون» و «بچه‌های آسمان» دعوت کرده‌ و ایشان نیز قبول کرده‌اند. ایشان در روزهای سوم تا ششم می در قونیه حضور خواهند داشت و فیلم «بید مجنون» با حضور خودشان به نمایش درمی‌آید و نشست‌های دانشگاهی و رسانه‌ای دارند. امسال تنها کارگردانی که جایزه ویژه جشنواره همراه لوح تقدیر «وفا» به او تعلق می‌گیرد آقای مجیدی است؛ اهدای این لوح قدردانی از کارگردان‌هایی است که به ریشه‌ها و باورهای معنوی و مذهبی خود وفادار مانده‌اند. همچنین این فستیوال یک بخش سناریونویسی دارد که علاقه‌مندان می‌توانند از سال دیگر از طریق سایت صوفی‌سین اطلاعات لازم را بگیرند.

تب تند دولت برای ساختن جامعه «بدون فقیر» به وضعیتی انجامید که نائومی کلاین آن را «ربودن ضروریات یک زندگی آبرومندانه از میلیون ها شهروند» می نامد... تهیدستان در دهه های ۵٠ و۶۰ شمسی فاقد مکانیسم های نهادی بودند... خیریه شدن اقتصاد ملی... چگونه مردم عادی با مخالفت ها و مقاومت های پراکنده اما فراگیر، دولت را، هرچند موقت، وادار به عقب نشینی کردند... بی عدالتی سیستماتیک و ناکارآمدی حکمرانی ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... در خانه‌هایی که شاعران به دنیا آمده‌اند زنها حکومت می‌کنند ...
مؤلف اخلاق ناصری تذکر می‌دهد: کودک را با هر کار نیکی که می‌کند، باید تشویق کنند و آفرین گویند، اما هنگامی که رفتارِ زشتی از او سرمی‌زند، باید بسیار مراقب بود که او را به‌صراحت و آشکارا سرزنش نکنند که چرا کار بدی کرده است؛ بلکه این‌طور وانمود کنند که او از روی غفلت و ناآگاهی آن کارِ زشت را انجام داده است... خواجه در سیر تربیت کودک بر وجود بازی و تفریح نیز بسیار تأکید دارد و معتقد است که بازی کردن می‌تواند خاطر کودک را از سختی‌ها و ملالت‌های شئونِ مختلفِ ادب‌آموزی برهاند. ...
در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...