به گزارش مهر، کتاب "بادبادک‌ها" نوشته «وجیهه سامانی» توسط انتشارات عهد مانا به نمایشگاه کتاب رسید.

این داستان بلند که ویژه رده سنی نوجوان است، قصه خانواده‌ای را روایت می‌کند که در دنیای مدرن امروز، به موازات رفاه اقتصادی، از فقر عاطفی و فرهنگی رنج می‌برد و در این میان سارا، دختر نوجوان خانواده در تلاش است تا این زندگی نصفه و نیمه را روی گسل طلاق حفظ کند.

البته می‌توان گفت روی دیگر سخن این کتاب با بزرگسالان است. کسانی که موجبات حیات و هستی بچه‌ها را فراهم می‌کنند و حواس شأن نیست که بچه‌ها در کنار نیازهای حیاتی و اقتصادی، بیشتر از هر چیز تشنه محبت و امنیت روانی هستند.

در قسمتی از داستان می‌خوانیم:

اینستاگرام را باز می‌کنم. پست آخرم از همیشه بیشتر لایک خورده و کامنت گرفته. پنجاه و هشت نظر را با سرعت از بالا به پایین سر می خورم و روی کامنت آخر مکث می‌کنم. بادبادک است. مثل همیشه کوتاه و مختصر، اما زیبا نوشته:
گاهی از وسط همین زندگی‌های تکه پاره هم، خورشید سر می‌زند.

از وجیهه سامانی کتاب‌های "آن مرد با باران می‌آید" و "خواب باران" هم با چاپ پنجم در نمایشگاه کتاب عرضه شده است. بادبادکها این روزها در نمایشگاه بین المللی کتاب در غرفه عهد مانا واقع در شبستان، راهروی ١٨، غرفه ٣٨ عرضه می‌شود.

قاعده‌ این‌ بود که فقط می‌توانستی آثار هم‌شاگردی‌های خودت را بخری... برای ایجاد خلاقیت‌؛ مهارت‌ در فوتبال‌، یا‌ راندرز اهمیتی‌ نداشت، بلکه نقاشی، مجسمه سازی، نوشتن‌ شعر مهم‌ بود... همان طوری از ما می‌ترسید که کسی ممکن است از عنکبوت بترسد... عشاق پیشنهاد «تأخیر»شان را ارائه می‌کنند، تا پیش از اهدای نهایی‌شان چند سال به‌شان مهلت داده شود... ما آثارتان را می‌بردیم چون روح‌تان را آشکار می‌کرد ...
درس‌گفتارهای شفیعی‌کدکنی درباره فرمالیسم... کسی که می‌گوید فرم شعر من در بی‌فرمی است، شیاد است... مدرنیسم علیه رئالیسم سوسیالیستی قیام کرد... فلسفه هنر در ایران هنوز شکل نگرفته است... فرمالیسم در ایران زمانی پذیرفته می‌شود که امکان درک همه جریان‌های هنری و ادبی برای افراد به لحاظ اندیشگی فراهم باشد... اسکاز، مایگان(تماتیکز) و زائوم مباحثی تازه و خواندنی است ...
راوی یک‌جور مصلح اجتماعی کمیک است... در یک موسسه همسریابی کار می‌کند. روش درمانی‌اش بر این مبناست که به‌جای بحث برای حل مشکل مراجعین، صورت مساله را پاک می‌کند... روزی دوبار عاشق می‌شود... همسر یواشکی، گروه‌(1+2) و راهکار راضی کردن نگار به ازدواج (چانه‌زنی از بالا و فشار از پایین) حکایت هجو گره‌های کور سیاستگذاری‌هاست... آنها که زندگی را دو دستی می‌چسبند زودتر از بقیه می‌میرند. ...
بوف کور را منحط می‌خواند و سنگ صبور را تلاشی رقت‌آور برای اثبات وجود خویش از جانب نویسنده‌ای که حس جهت‌یابی را از دست داده... پیداست مترجم از آن انگلیسی‌دان‌های «اداره‌جاتی» است که با تحولات زبان داستان و رمان فارسی در چند دهه اخیر آشنایی ندارد، و رمانی را مثل یک نامه اداری یا سند تجارتی، درست اما بدون کیفیت‌های دراماتیک و شگردهای ادبی ترجمه کرده است... البته 6 مورد از نقدهای او را هم پذیرفت ...
می‌گوید کسی که بابی باشد مشروطه‌خواه نمی‌شود و از طرفی دیگر عده کثیری از فعالان موثر در مشروطه را در جای‌جای آثارش بابی معرفی می‌کند و البته بر اثر پافشاری مجری برنامه اندکی از دیدگاه خود عقب‌نشینی می‌کند... مجری می‌پرسد: «حسن رشدیه را هم بابی می‌دانید؟» و نویسنده در جواب می‌گوید: «بله.» در برابر مواجهه با سوال بعدی مبنی بر اینکه «سند دارید؟» جواب می‌دهد: «خیر.» ...