عبدالرحمان عمادی در سن ۹۴ سالگی از دنیا رفت.

به گزارش ایسنا، این محقق، شاعر، وکیل و ایران‌پژوه شب چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ در شهر رودسر گیلان درگذشت.
پیکر عمادی روز شنبه ۲۸ اردیبهشت در رودسر تشییع و به خاک سپرده خواهد شد.

عبدالرحمان عمادی بهمن‌ماه ۱۳۰۴ خورشیدی در روستای ای‌نی از روستاهای اشکور گیلان دیده به جهان گشود و پس از تحصیل در مکتبخانه روستا، روانه رودسر و رشت و قزوین شد و تحصیلات متوسطه را در این شهرها گذراند. او در زمان حکومت دکتر مصدق موفق به دریافت لیسانس قضائی از دانشگاه تهران شد.

عمادی هم‌زمان با وکالت، به پژوهش در مباحث ایرانشناسی روی آورد و بخشی از مقالاتش طی نیم قرن گذشته در مجلات معتبر منتشر شده‌اند.

کتاب‌های «خوزستان در نامواژه‌های آن»، «لامداد_چند جستار از ایران»، «آسمانکت_چند رسم مردمی»، «حمزه آذرک و هرون‌الرشید در آئینه دو نامه»، «دوازده گل بهاری_نگاهی به ادبیات دیلمی و طبری»، «دماوند یا گباوند»، «چندصد نام دریای خزر»، «دیلمون پارسی یا دیلمون پالوی – دوبیتی‌های دلدادگان روستایی»، «بی‌بیه» و «فره‌گان» ۱۰ عنوان از کتاب‌های منتشرشده عبدالرحمان عمادی پرمکوهی هستند که طی یک دهه گذشته در نشر آموت و نشر گیلکان منتشر شده‌اند.

در ساعت یازده چهارشنبه آن هفته جن در آقای مودت حلول کرد... این آدم‌های عادی در عین عادی‌بودن، کارهای وحشتناک می‌کنند. می‌کُشند، زن‌هایشان را تکه‌پاره می‌کنند، آمپول مرگبار به دوست و آشنا می‌زنند... زن‌ها مدام کشته می‌شوند حالا هرچقدر که زیبا و دوست‌داشتنی باشند و هرچقدر هم که قاتل عاشقشان باشد... حکومتی که بر مسند قدرت نشسته تحمل هیچ شاهد زبان‌به‌کامی را ندارد... این «تن‌بودگی» آدم‌های داستان ...
سرگذشت افسری از ارتش رژیم گذشته... پس از پی بردن به روابط غیرمشروع همسرش او را به قتل می‌رساند و مدتی را در زندان به سر می‌برد. پنج فرزند او نیز در شرایط انقلابی هرکدام وارد گروه‌های مختلف سیاسی می‌شوند... ما بذر بی اعتمادی، شک و تسلیم را کاشته‌ایم که به جنگلی از پوچی و بدبینی تبدیل شده است. جنگلی که در آن هرگز جرأت نمی‌کنید حتی اسم خدا، حقیقت و انسانیت را به زبان بیاورید. ما مجبور می‌شویم که قبر فرزندانمان را خودمان بکنیم ...
نه می‌توانیم بگوییم که قرآن به این اساطیر هیچ نگاهی نداشته و نه می‌توانیم فوری آنچه را با عقل ما سازگار نشد، بگوییم که اساطیری است... حُسن را به یوسف، عشق را به زلیخا و حزن را به یعقوب تعبیر می‌کند... قرآن نوعی زبان تصویری دارد... در مقام قصه‌‏گویی به‏ شدت از این‏که مطلبی خلاف واقع بگوید، طفره می‌‏رود. در عین‏ حال در بیان واقعیات به دو عنصر پویایی و گزینشی بودن تکیه فراوانی دارد. ...
تکبر شدید مردانه، نابرابری خارق‌العاده‌ی ثروت و خسارت روانی واردآمده به کارکنان جوان مؤنث... کاربران شاید نمی‌دانستند که رصد می‌شده‌اند، ولی این یک مسئله‌ی شخصی میان آن‌ها و شرکت‌های مشتری‌مان بود... با همکارانش که اکثراً مرد هستند به یک میخانه‌ی ژاپنی می‌رود تا تولد رئیسش را جشن بگیرند... من همیشه سعی کرده‌ام دوست‌دختر، خواهر، یا مادر کسی باشم... فناوری‌‌های نوین راه‌حل‌ برای بحران‌هایی ارائه می‌دهند که اکنون دارند وخیم‌ترشان می‌کنند ...
تلگراف او را به شرکت در همایش «صلح خاورمیانه» دعوت می‌کرد. زیر نامه را سارتر و دوبوار امضا کرده بودند... نامه را به شوخی گرفت... به پاریس که رسید، فهمید «به‌دلایل امنیتی مکان جلسه به خانه‌ی میشل فوکو تغییر کرده»... فوکو هوادار اسرائیل بود و دلوز هوادار فلسطینیان... او می‌رفت که برجسته‌ترین کبوتر صلح در تشکیلات حکومت اسرائیل شود... به‌نظر یک روشن‌فکر ساحل چپ می‌آمد، نیمی متفکر و نیمی شیاد... آن دلاور سابق که علمدار مظلومان بود ...