• 10 مرداد 1398

    فرمانده-نیروی-هوایی-نویسندهگان-رضا-امیرخانی

    در کابینه همه متفق بودند که بازار کتاب دست توده‌ای‌هاست و باید به تعبیر اول انقلابی آن را پاک‌سازی کرد... اولین بازار کتاب انقلابی و دینی ساخته شد... این دو دکان دولتی (و سه‌لتی به تعبیر نفحات نفتی) فقط در یک زمینه با هم رقابت دارند؛ آن هم اتصال به شیر نفتی با دبی بالاتر است... نهادهای موازی به تصمیم‌گیر می‌آموزد که می‌تواند بدون حل مشکل، بدون بازسازی فرآیندها و اصلاح رفتارها می‌تواند پول حرام کند و سعی و خطا کند و به تعبیر اصح و ادق مجدد خطا کند... قضات همه دزدند... ناشران همه دزدند... نویسند‌ ...

Loading
اگر راننده‌ی تاکسی بابتِ راننده‌گی، حقوق بگیرد و از مسافر کرایه نگیرد، دیگر دنبالِ مسافر سوار کردن نخواهد بود. توی تاکسیِ نوشتن، مخاطب باید سوار شود، مخاطبِ واقعی. این را به تفصیل در "نفحات نفت" توضیح داده‌ام... وحی و الهام و سایرِ تجربیاتِ معنوی، حینِ نگارش به کار نمی‌آیند. بنابراین به جای این که حین نوشتن، به این موضوعات بیاندیشید، سعی کنید در زنده‌گی‌تان آدمِ خوبی باشید؛ در نوشتن، خودتان را و تجاربِ معنوی‌تان را خواهید نمایاند! ...
فضای ممیزی؛ فضای شفافی نیست. در حالیکه اگر فضا شفاف باشد ممیز تحت فشار قرار می گیرد تا کارش را درست انجام بدهد و در صدور مجوز کم کاری نکند... فیلمی که سال‌ها فکر می کردیم چه فیلم خطرناکی است اکران شد و اتفاقی هم نیفتاد. برای اکران این فیلم نه قانون و نه روش ها عوض شده بلکه این سلیقه مجری بود که تغییر کرد... در ساختار ممیزی باید جایی را برای استیناف و تجدید نظر داشته باشیم تا دوباره کار بررسی شود. ...
فوتبال، خارج از خوش‌آیند و بدآیندِ ما، هنرِ هشتمِ روزگارِ ماست. و چونان باقیِ هنرها چاره‌ای ندارد الا این که مردم‌نهاد باشد و تا این گونه نباشد، هنر نمی‌شود اصالتا... علیِ پروین، عاقبت بعد از سه دهه از گذشتِ انقلابِ اسلامی می‌فهمد دولت بازی را در دست گرفته است. نه پرسپولیسی مانده است و نه تاجی... حقیقت تلخ آن است که نفت با نفت بازی می‌کند و این وسط بخشِ خصوصی هیچ‌کاره‌حسن است. ...
آیات شیطانی را اول بار پنگوئن به سالِ 1988 چاپ زد... پوشیدنِ ردای تحقیق متدلوژیک بر اندامِ لمپنیزم، بسی موهن‌تر از دشنامی است که از دهانِ یک لمپن خیابان‌گرد بیرون می‌آید... فتوای قتل رشدی به دلیل "ساب‌النبی" صادر شده بود، نه بر مبنای ارتداد... آن‌هم در روزگاری که هر سریالِ تلویزیونی در هر شبکه‌ای جرات می‌کند به مقدساتِ مسیحیت و سایرِ ادیان توهین کند... ...
ما مقلدان خوبی برای رمان جهانی نبودیم... هیچ تصویر درازمدت فرهنگی در ذهن مسئولین فرهنگی ما نیست... ضربه‌ای که از متحجرین جمهوی اسلامی می‌خوریم، غیرقابل مقایسه است با ضربات اپوزیسیون... ما اول باید به جهل‌مان ایمان بیاوریم تا بعد بتوانیم برویم دنبال علم... در ادبیات داستانی ما سابقه‌ای نداریم، و این خیلی خواسته گزافی است که ما بخواهیم در طی سی سال یک اثر در خور داشته باشیم ...
هر ایجاد سوالی خدمت نیست و وظیفه‌ی نویسنده هم تنها طرح سوال نیست... این ذهن اوست که مخاطب را احضار می‌کند برای دیدن مراسم نبرد تک‌نفره او با جهان اطرافش... او در نقد این جامعه، دردمندی خود را پنهان نمی‌کند و سعی دارد با انتخاب زوایای ملموس برای خواننده، اشک‌ریزان به جراحی بپردازد... بازی با فرم در این کتاب برای جوان‌ترها که بیشتر دنبال فرم ‌و قالب‌های جدید هستند، جذاب است... ...
بعد از انقلاب هم می‌توان از "باغ بلور" مخملباف نام برد که باز هم همان الگوی چپ جهانی را دارد. البته انگیزه‌های دینی هم در آن دیده می‌شود... ادبیات داستانی انقلاب با یک مشکل مهمی رو به رو بود و آن مشکل بی‌پدری بود... "بوف کور" هدایت در کتابخانه ایالت‌ اوهایو بود، اما در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود... ما به جای اینکه برای مردم بنویسیم، برای مسوولان نوشتیم. ...
تجربه‌های قبلی به ما آموخته بود که سرانجام سوار شدن بر خر امانتی، پیاده شدن است. بنابراین بهتر است قبل از آنکه صاحب خر پیاده‌مان کند، خودمان فکری اساسی به حال خود بکنیم. ضمن آنکه در فاصله زمانی‌ای کمتر از یک سال، آن دوستان هم از ما خواستند که آنجا را تخلیه کنیم... او معتقد بود که محل ساختمان مورد نظر، هر چه به شمال شهر نزدیک‌تر باشد، بهتر است. یکی از مهمترین دلایلش برای این موضوع هم این بود که این امر پرستیژ انجمن را در اذهان بالا می‌برد. ...
انتشار تنها 5 یادداشت توسط 4 نفر از 217 نفر عضو انجمن در طول 19ماه... در حالی‌که برخی از اعضای فعلی انجمن، مدت‌هاست اثری در خور ــ حتی در حد یک یادداشت اینترنتی ــ منتشر نکرده‌اند و رکوردار غیبت در جلسات "سالیانه" بوده‌اند، می‌توان انتظاری از این «انجمن قلم» داشت؟... در سال 83 فردی سودجو با جعل عنوان «انجمن قلم ایران» مجوز نشر گرفته و کمک‌های متعدد از نهادهای فرهنگی! اما تنها تشکل قانونی نویسند‌گان کشور، قادر نیست از حیثیت خود در برابر این سودجویی دفاع کند!! ...
درطول داستان دائم به دنیای ناشناخته‌ها پا می‌گذارد. چه در بسیج، چه در جبهه و چه در شمال و معدن، دنیایی که قبلاً هیچ‌گونه اطلاعاتی درباره‌ی آن نداشته است. با اینکه فاصله‌ی آشنایی ارمیا با مصطفی تا شهادت او، بیش از شش ماه نیست؛ ولی همین همراهی کوتاه مدت، تاثیر عمیقی بر ارمیا می‌گذارد. به‌طوریکه عاشق می‌شود و عارف مسلک پیش می‌رود. دنیای خود را با مصطفی یکی می‌بیند و هرگز نمی‌خواهد از یاد او جدا شود. ...
روایت عشق علی فتاح است، آخرین پسر بازمانده خاندان سرشناس فتاح و مهتاب، دختر نوکر خانه‌زاد این خانواده. .. ابوراصف آینه "نواب" است و قاجار آینه "قوام‌السلطنه". موقعیت داستان هم از قضیه کشف حجاب ایجاد می‌شود. کشف حجاب است که مسیر زندگی مریم، خواهر علی را تغییر می‌دهد و سفر او را به فرانسه باعث می‌شود. همین نقطه ثقل، مسیر داستان را می کشاند به پاریس و ما بخش مهمی از قصه را در پاریس با علی و مهتاب و مریم دنبال می کنیم... ...
آرزوهاى رئیس فعلی انجمن قلم ایران ... صنف ما نویسندگان مشکلات زیاد و فراوانى دارد و انجمن قلم مى تواند عهده دار حل این مشکلات و استیفاى حقوق این اعضا باشد... نسل من از آن سال ها تا به امروز هیچ ارتباطى با کانون نداشته است. چه موافق و چه مخالف... کانون نویسندگان ایران، همان قدر مى توانست رسانه داشته باشد که ما داریم. تازه در بسیارى از مواقع رسانه کانون بیشتر بوده است. ...
ویژگی بارز این اثر بیان اختلافات و جناح‌بندی‌های درونی میان فقهای مشروطه است... نگاه کسروی در وقایع نگاریِ مسائل مشروطه و شهر تبریز، اجتماعی است... نزدیکی احتشام‌السلطنه با خانواده‌های قجری باعث شده نقدهای او به اخلاق و منش این خاندان دست اول و خواندنی شود... آدمیت نگاهی نخبه گرایانه دارد... مجموعه مقالات انقلاب مشروطه، چاپ دانشگاه آکسفورد... ...
"ته دیگ" همیشه در آخرین لایه از ظروف تهیه و پخت غذای ایرانی (قابلمه) قرار داده می‌شود و تقریبا تمام ایرانی‌ها متفق‌القول هستند که بایستی بافت آن ترد و به رنگ طلایی مایل به قرمز باشد... در فرهنگ غذای ایرانی از برنج به طور کلی به 2 صورت استفاده می‌شود که یکی ترکیب کردن آن با دیگر مواد غذایی است و به آن پلو می‌گویند و دیگری برنجی است که با کره و زعفران تهیه می‌شود و آن را چلو خطاب می‌کنند. ...
بورسا یکی از آن صداهای معترضی است که شرایط بد دوران خودش را در سرزمینش فریاد می‌زند... بورسا و کافکا بسیار به همدیگر شباهت دارند... هنرمند لهستانی حاضر است هر درد و بیماری‌ای داشته باشد اما لهستانی نباشد... اثری که حالا پیش روی ماست عصاره تفکر خام یک انسان است... در ایران همه دوست دارند در کمترین زمان بیشترین سود را از ترجمه‌ اثر ببرند... سراغ نویسنده‌هایی می‌رویم که قبلا معرفی شده‌اند و فروش آثارشان در ایران تضمین شده است. ...
نگاه كازانتزاكيس به مسائل سياسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در چين و ژاپن، در روزهای اوج اختلاف ميان چين و ژاپن، روزهايی كه چين در سرازيری سقوط قرار دارد... اروپاييان تفنگ و سفليس و توتون و تجارت برده‌شان را نيز بدين سرزمين بكر (ژاپن) بردند... و هزاران ژاپنی درون كشتی‌ها بار شدند و به عنوان برده در بازارهای دوردست جهان به فروش رسيدند... همه‌چيز از روح بيرون می‌آيد، از لغزنده‌ترين و توصيف‌ناپذيرترين ماده می‌گذرد و دوباره به روح بازمی‌گردد ...
فکر کنم اگر بخواهی کسی رو دوست داشته باشی، اول باید از سنگر کتابهات بیای بیرون، تا بتونی طرفت رو «درست» ببینی... پیام دادم و گفتم بیا خوشم می‌دار، جواب دادی و گفتی که من خوشم بی‌تو... نسخه‌ی ایرانی «شبهای روشن» از نسخه‌ی ایتالیایی فیلم _ که پوستر آن در بسیاری از صحنه‌های داخلی از کادر خارج نمی‌شود!_ به مراتب بهتر، عاشقانه‌تر و سینمایی‌تر است. ...