• 22 دی 1404

    یادداشتی-بر-ماموریتی-برای-صلح-اصل4-در-ایران-آسیه-اسدپور

    در میانه آشوب‌های پس از اشغال، قحطی، دروغ‌های سیاسی و دولت‌های دست‌چندم، ایرانِ دهه ۱۳۲۰ همانند مرد بیماری بود که نه می‌دانست دردش چیست، نه طبیبی داشت که باورش کند. ارتش متلاشی، اعتماد عمومیِ شکسته، دولت بی‌ریشه، و جامعه‌ای در حال فروپاشی، هر نسخه‌ای را به‌عنوان درمان می‌پذیرفت. حتی اگر از سوی همان‌هایی می‌آمد که عامل بیماری بودند. در چنین خلأ و استیصالی، وقتی هری ترومن، رئیس‌جمهور آمریکا طرحی را برای کمک به کشورهای «تازه آزادشده از کمونیسم» در جهان اعلام کرد، ایران یکی از نخستین گیرندگان بود ...

  • 07 دی 1404

    مروری-بر-ترور-در-انقلاب-فرانسه-آریامن-احمدی

    در دوره‌ ترور [سپتامبر ۱۷۹۳ تا ژوئیه ۱۷۹۴ ا] تحت لوای دولتِ کنوانسیون ملی و با محوریت کمیته‌ نجات عمومی، «حکومت قانون» - که با شعار «آزادی، برابری، برادری» برآمده بود- در عمل جای خود را به آنچه بعدها «حکومت وحشت» نام گرفت، داد. برآوردهای تاریخی نشان می‌دهد که، دست‌کم نزدیک به 17هزار نفر با احکام رسمی دادگاه‌های انقلابی اعدام شدند و با احتساب اعدام‌های بدون محاکمه، شمار قربانیان به حدود40هزار نفر می‌رسد ...

  • 28 آبان 1404

    نشست-نقد-و-بررسی-مجموعه-شعر-نیما-از-غریب-من

    به نظر من هدف اصلی نیما در سرودن برخی از قطعاتش این بوده که توان خود را در روایت داستان به زبان شعر بیازماید... اینکه گاه خود را با لنین مقایسه می‌کرد، بیش از آن‌که نشانی از گرایش حزبی باشد، نشانه‌ای از خودبزرگ‌بینی شاعرانه بود... نیما هر شعر را بارها پاک‌نویس می‌کرد، تغییر می‌داد، خط می‌زد و بازمی‌نوشت... ته دلمان دوست داریم که نیما توده‌ای نباشد... شعر «استعفانامه»، مشخصاً راجع به استعفای رضاشاه پهلوی در ۱۳۲۰ است ...

  • 01 آبان 1404

    نشست-نقد-و-بررسی-سرگذشت-و-سوانح-دانشگاه-در-ایران

    مفهوم و کارکرد دانشگاه در ایران دست‌کم هفده سده پیشینه دارد و در هر دوره دستخوش تحول معنایی و نهادی شده است... نسبت دانشگاه با قدرت کانون چالش‌های تاریخی ست... احساس عقب‌ماندگی تاریخی، تمنای اصلاح، دوگانه عشق / نفرت به غرب و ایده بازگشت به خویشتن در دانشگاه صورت‌بندی و پیگیری شده است... پس از انقلاب فرهنگی، گروهی از استادان با خلاقیت و تردد در مرزهای پرتنش کوشیدند بخشی از دانشگاه به‌ویژه علوم انسانی را از سیطره رادیکالیسم و سلطه سیاسی حفظ کنند ...

  • 12 مهر 1404

    پیرامون-سرانجام-انسان-طراز-نوین-آسیه-اسدپور

    در این بحران، آدم‌ها نه‌تنها هویت جمعی که معنای وجودی خود را نیز از دست می‌دهند و -مانند جوامع پساشوروی- آن را با افزایش خودکشی و الکلیسم تا فروپاشی روابط اجتماعی که زمانی با آرمان‌های مشترک تعریف می‌شد، نمود می‌بخشند. چنان دقیق که گویی روان یک ملت خونریزی می‌کند و نویسنده «زخم‌های هویتی را با چاقوی حقیقت باز می‌کند که با کنار هم گذاشتن تجربه‌های متضاد -از سربازان کهنه‌کار که حسرت روزهای جنگ را می‌خورند تا زنان خانه‌داری که از خیانت آرمان‌ها خشمگین‌اند- هویت چندوجهی جدیدی ساخته شود» ...

  • 25 شهریور 1404

    تمام-بارانهای-دنیا-در-گفتوگو-با-امین-فقیری

    فکر کردم حالا که در شهر زندگی می‌کنم و در حاشیه شهر معلم هستم، مسائل حاشیه شهر را به گوش دیگران برسانم... نمی‌توانستم زندگی کودکی که رنج می‌کشد، فقیر و خسته است را تغییر دهم و شاد نشانش بدهم... هنگام باریدن باران، دانش‌آموزان که به مدرسه می‌رسیدند؛ همیشه خیس بودند و می‌لرزیدند. بیشتر اوقات من آنها را به دفتر می‌بردم تا کنار بخاری علاالدینی که داشتیم، گرم شوند یا مثلا شلوارشان خشک شود. البته اکثرا شلوار هم نداشتند و زیرشلواری و دمپایی داشتند ...

Loading
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...
من از یک تجربه در داستان‌نویسی به اینجا رسیدم... هنگامی که یک اثر ادبی به دور از بده‌بستان، حسابگری و چشمداشت مادی معرفی شود، می‌تواند فضای به هم ریخته‌ ادبیات را دلپذیرتر و به ارتقا و ارتفاع داستان‌نویسی کمک کند... وقتی از زبان نسل امروز صحبت می‌کنیم مقصود تنها زبانی که با آن می‌نویسیم یا حرف می‌زنیم، نیست. مجموعه‌ای است از رفتار، کردار، کنش‌ها و واکنش‌ها ...
می‌خواستم این امکان را از خواننده سلب کنم؛ اینکه نتواند نقطه‌ای بیابد و بگوید‌ «اینجا پایانی خوش برای خودم می‌سازم». مقصودم این بود که خواننده، ترس را در تمامی عمق واقعی‌اش تجربه کند... مفهوم «شرف» درحقیقت نام و عنوانی تقلیل‌یافته برای مجموعه‌ای از مسائل بنیادین است که در هم تنیده‌اند؛ مسائلی همچون رابطه‌ فرد و جامعه، تجدد، سیاست و تبعیض جنسیتی. به بیان دیگر، شرف، نقطه‌ تلاقی ده‌ها مسئله‌ ژرف و تأثیرگذار است ...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
او «آدم‌های کوچک کوچه»ــ عروسک‌ها، سیاه‌ها، تیپ‌های عامیانه ــ را از سطح سرگرمی بیرون کشید و در قامت شخصیت‌هایی تراژیک نشاند. همان‌گونه که جلال آل‌احمد اشاره کرد، این عروسک‌ها دیگر صرفاً ابزار خنده نبودند؛ آنها حامل شکست، بی‌جایی و ناکامی انسان معاصر شدند. این رویکرد، روایتی از حاشیه‌نشینی فرهنگی را می‌سازد: جایی که سنت‌های مردمی، نه به عنوان نوستالژی، بلکه به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی احیا می‌شوند ...
زمانی که برندا و معشوق جدیدش توطئه می‌کنند تا در فرآیند طلاق، همه‌چیز، حتی خانه و ارثیه‌ خانوادگی تونی را از او بگیرند، تونی که درک می‌کند دنیایی که در آن متولد و بزرگ شده، اکنون در آستانه‌ سقوط به دست این نوکیسه‌های سطحی، بی‌ریشه و بی‌اخلاق است، تصمیم می‌گیرد که به دنبال راهی دیگر بگردد؛ او باید دست به کاری بزند، چراکه همانطور که وُ خود می‌گوید: «تک‌شاخ‌های خال‌خالی پرواز کرده بودند.» ...
پیوند هایدگر با نازیسم، یک خطای شخصی زودگذر نبود، بلکه به‌منزله‌ یک خیانت عمیق فکری و اخلاقی بود که میراث او را تا به امروز در هاله‌ای از تردید فرو برده است... پس از شکست آلمان، هایدگر سکوت اختیار کرد و هرگز برای جنایت‌های نازیسم عذرخواهی نکرد. او سال‌ها بعد، عضویتش در نازیسم را نه به‌دلیل جنایت‌ها، بلکه به این دلیل که لو رفته بود، «بزرگ‌ترین اشتباه» خود خواند ...
دوران قحطی و خشکسالی در زمان ورود متفقین به ایران... در چنین فضایی، بازگشت به خانه مادری، بازگشتی به ریشه‌های آباواجدادی نیست، مواجهه با ریشه‌ای پوسیده‌ است که زمانی در جایی مانده... حتی کفن استخوان‌های مادر عباسعلی و حسینعلی، در گونی آرد کمپانی انگلیسی گذاشته می‌شود تا دفن شود. آرد که نماد زندگی و بقاست، در اینجا تبدیل به نشان مرگ می‌شود ...
تقبیح رابطه تنانه از جانب تالستوی و تلاش برای پی بردن به انگیره‌های روانی این منع... تالستوی را روی کاناپه روانکاوی می‌نشاند و ذهنیت و عینیت او و آثارش را تحلیل می‌کند... ساده‌ترین توضیح سرراست برای نیاز مازوخیستی تالستوی در تحمل رنج، احساس گناه است، زیرا رنج، درد گناه را تسکین می‌دهد... قهرمانان داستانی او بازتابی از دغدغه‌های شخصی‌اش درباره عشق، خلوص و میل بودند ...