• 10 اردیبهشت 1385

    محمدرضا-سرشار-رضا-رهگذر

    اولین آثار قلمی سرشار در سال 1352 در یکی از مجلات هفتگی ادبی و اولین کتابش در سال 1355 به چاپ رسید و به طور کلی چهار جلد کتاب و چند داستان کوتاه از وی در دوران پیش از انقلاب به چاپ رسید. سرشار مبارزه با رژیم پهلوی را با داستانهای خود پی می‌گرفت با وجود این در دوران اوج‌گیری انقلاب در اواخر دوره "ازهاری" دستگیر و اوایل نخست وزیری "بختیار" همراه با خیل زندانیان سیاسی کشور آزاد شد. ...

Loading
تجربه‌های قبلی به ما آموخته بود که سرانجام سوار شدن بر خر امانتی، پیاده شدن است. بنابراین بهتر است قبل از آنکه صاحب خر پیاده‌مان کند، خودمان فکری اساسی به حال خود بکنیم. ضمن آنکه در فاصله زمانی‌ای کمتر از یک سال، آن دوستان هم از ما خواستند که آنجا را تخلیه کنیم... او معتقد بود که محل ساختمان مورد نظر، هر چه به شمال شهر نزدیک‌تر باشد، بهتر است. یکی از مهمترین دلایلش برای این موضوع هم این بود که این امر پرستیژ انجمن را در اذهان بالا می‌برد. ...
انتشار تنها 5 یادداشت توسط 4 نفر از 217 نفر عضو انجمن در طول 19ماه... در حالی‌که برخی از اعضای فعلی انجمن، مدت‌هاست اثری در خور ــ حتی در حد یک یادداشت اینترنتی ــ منتشر نکرده‌اند و رکوردار غیبت در جلسات "سالیانه" بوده‌اند، می‌توان انتظاری از این «انجمن قلم» داشت؟... در سال 83 فردی سودجو با جعل عنوان «انجمن قلم ایران» مجوز نشر گرفته و کمک‌های متعدد از نهادهای فرهنگی! اما تنها تشکل قانونی نویسند‌گان کشور، قادر نیست از حیثیت خود در برابر این سودجویی دفاع کند!! ...
شاید اگر دولت جناب آقای خاتمی روی کار نمی آمد، امروز هم چیزی به نام انجمن قلم شکل نگرفته بود... با تغییر شرایط سیاسی کشور در یک سال اخیر، باز بازار نفاق و ریا داغ شده است... به اعتقاد من، اصولا چیزی به نام کانون نویسندگان وجود واقعی ندارد... به طور اجمال من انتظار یک سلسله اتفاق های بنیادین در عرصه هنر و ادبیات را داشتم. اما احساس کردم آن عزم و روحیه انقلابی که باید این تغییرات را ایجاد کند، در مسئولین فرهنگی جدید هم نیست. ...
به اروپا رفت و به عنوان دبیر سفارت ایران مشغول به کار شد... با همکاری جهانگیرخان و قاسم‌خان، روزنامه جنجالی صوراسرافیل را منتشر کردند... علاوه بر اینکه با دخو امضاء می‌کرد با عباراتی چون: برهنه خوشحال، جغد، خادم‌الفقرا، خرمگس، دخوعلی، دمدمی، رییس انجمن لات و لوت‌ها و نخود هر ‌آش هم امضا می‌کرد... تاسیس جمعیت مبارزه با بی‌سوادی... بعد از کودتا بارها بازجویی شد... ...
شعر نو به علت وجود توللی و من (سایه) و نادرپور و بعد اخوان و حتی دکتر اسلامی ندوشن به کرسی نشست ... طبیعی است که به این باور برسد که خاتم‌الشعراست و تنها او نجات‌دهنده شعر نیمایی است... شعر و زندگی او هیچ نسبتی با تفکر مدرن ندارد و در هیچ شعری به نیمایی و تفکر نیمایی شبیه نیست... همه چیز را برای خود می‌خواهد و خود را برتر و بهتر از دیگران می‌پندارد... در سراسر خاطرات او آدم‌ها سیاه و سفیدند... ...
ما سه‌چهارم عمرمان را به خواستن و نتوانستن می‌گذرانیم... نظر به این‌که آن بالا نوشته شده وجود من برایتان ضروری است، من می‌توانم از این مزیت هر چند دفعه‌ای که موقعیت اجازه دهد، سوء‌استفاده کنم... ضوابط اخلاقی، مقرراتی است که به نفع خودمان برای سایرین وضع می‌کنیم... هیچ‌کس نمی‌داند این چرخ گردون چه می‌خواهد یا چه نمی‌خواهد، چه‌بسا خودش نیز نداند! ...
گوناگونی فرهنگی پدیده‌ای است انکارناپذیر و محوناشدنی ... فرایند تصمیم‌گیری‌های سیاسی چگونه باید تنظیم شود که در عین احترام به این تفاوت‌ها، همزیستی مسالمت‌آمیز شهروندان نیز رعایت شود؟... آیا کیملیکا با تمسک به بحث سنتی لیبرال در باب آزادی انتخاب در ارائه ابزار لازم برای حل تفاوت فرهنگی موفق شده یا خیر؟!... ...
همان موقع مطبوعات فرانسه ویرشان گرفته بود که سربه‌سر رضا شاه بگذارند از طریق بازی کردن با واژه فرانسه chat (تلفظ: «شا» به معنی «گربه») و واژه «شا= شاه»... به عضویت سازمان جوانان حزب توده ایران درآمدم و فعالیتم آنچنان بالا گرفت که دیگر رمق و وقتی برای دوره دکتری باقی نماند... به جرم فعالیت سیاسی سه سال به زندان افتادم در زندان کار اصلی‌ من ترجمه بود ...