• 26 اسفند 1384

    میلان-کوندرا

    پدرش، لودویک کوندرا، موسیقی‌شناس و رئیس دانشگاه برنو بود... در سال 1948 همچون بسیاری روشنفکران آن زمان با علاقه به حزب کمونیست پیوست. و در سال 1950 به خاطر تمایلات فردگرایانه ازاین حزب اخراج شد. اما بار دیگر از 1956 تا 1970 به این حزب پیوست... اکثر رمان‌های کوندرا به رابطه فرد با اجتماع معطوف است و قربانی شدن افراد را در رژیم‌های توتالیتر بررسی می‌کند... پس از اشغال چکسلواکی ، انتشار و عرضه کتاب‌های این داستان‌نویس در تمام کتاب‌خانه‌ها ممنوع شد. ...

  • 25 اسفند 1384

    رمان-و-انقلاب-اسلامی-سید-مرتضی-آوینی

    رمان‌نویس نه مورخ است نه پیامبر، او کاوشگر هستی است. این کاوشگر هستی، جهان را با عقل فلسفی نمی‌نگرد، بلکه وضع خویش را در برابر عالم حیات روایت می‌کند و بر همین روایت بازگویی است که نام «رمان» را «نوول» نهاده‌اند... آدمی همچون من که از خاک شرق بر آمده، ریشه‌اش در همین خاک محکم شده، در زیر همین آسمان شاخ و برگ گسترانیده و از باران وحی و شهود قلبی سیراب شده است می‌داند که معمای «من» گشودنی نیست. معمای «من» یعنی همان معمای هستی... و این معما ـ یا بهتر بگویم «راز» - گشودنی نیست که نیست؛ نه با رمان که ...

Loading
در این سه مجلد سی نویسنده مطرح از نسل‌ها و دوره‌ها و کشورهای مختلف از شیوه کار و زندگی خود سخن گفته‌اند و از اینکه چطور زندگی می‌کنند و می‌اندیشند، چه می‌خوانند، از چه تأثیر می‌گیرند و تلقی‌شان از ادبیات و نوشتن چیست و به جهان، زندگی و آدم‌ها، تاریخ، جامعه و سیاست و کلا آنچه پیرامونشان رخ داده و رخ می‌دهد چطور می‌نگرند... کارور، مارکز، کوندرا، فاکنر، اکو و... ...
اروپای پس از 1968، در دورانی که سرزمین بوهمیا تحت اشغال ارتش روس بود. در فصل آغازین، این واقعیت تاریخی از همه چیز مهمتر است و به تدریج پس‌زمینه می‌شود و زندگی اشخاص داستانی در جلو آن روی می‌دهد، مانند زندگی آن زن مهاجر چک به نام تامینا که سرانجام در جزیره‌ای می‌میرد که فقط تعدادی کودک در آن زندگی می‌کنند... طی دویست سال اخیر، سار جنگلها را رها کرده است تا پرنده شهرها شود [...] اینکه بوهمیا تحت اشغال سلتها باشد یا اسلاوها [...] مشکل زمین نیست. ...
توماس جراح که دائماً در بند زنان مختلف است. در یکی از روزها ترزا را، که موجودی است شکننده و ظریف، در خانه‌اش می‌پذیرد... برای اینکه از ترزا جدا نشود، شغلی را که در خارج دارد رها می‌کند و به کشورش، که تحت اشغال روسها است، برمی‌گردد. در آنجا متهم و سرکوب می‌شود. شغلش را از دست می‌دهد و به یک تعاونی زراعی پناه می‌برد. در آنجاست که در یکی از روزها همراه ترزا در تصادفی می‌میرد... شخصیت دیگر رمان سابیناست، دوست هوس‌بازی توماس... ...
لودویک یان، که به دلیل شوخی ساده‌­ای از حزب و دانشگاه اخراج شده و مجبور شده است که شش سال تمام در معادن زغال‌­سنگ کار کند، پانزده سال بعد وقتی با هلنا زمانووا، همسر رئیس سازمان حزبی دانشکده، روبرو می‌­شود، گمان می‌­کند فرصت انتقام را به چنگ آورده است ... لودویک آن زن را فریب می­‌دهد و در اختیار می‌­گیرد، اما به زودی خبردار می­‌شود که شوهر او دیگر با زنش زندگی نمی­‌کند. ...
از سوراخ کلید، خدمتکارشان را که مشغول حمام کردن است نگاه می‌کند. دلش می‌خواهد داخل شود... به زحمت نوزده سال دارد که انقلاب سوسیالیستی و وحشت بر کشور او سایه می‌گسترد. آیا همین انقلاب نیست که با خشونتهایش به او امکان می‌دهد که از دایره‌ای که مادر به دورش کشیده است فرار کند و بالاخره وارد «زندگی حقیقی» شود... ...
دو ماه پیش از آن با کلیما، نوازنده معروف ترومپت در پایتخت، معاشقه کرده است. چون در پی آن باردار می‌شود، تصمیم می‌گیرد که زندگی‌اش را با تمام وجود به شهرت نوازنده ترومپت پیوند زند ... کلیما با عجله به نزد دکتر اشکرتا، پزشک زنان و رئیس کمیسیون بسیار سخت‌گیر ناظر بر سقط جنین، می‌ رود... ...
یک نفرکمونیست انشایی درباره خمس خواند و آن را نژادپرستی دانست... تمام گروهها حذف شدند و کتابفروشی‌ها و بساط ها جمع شد... رمان ما را عرفی می کند و ما را وارد جامعه می کند. رمان بخوانید تا حرف دیگران را بفهمید... فکر نمی کنم هیچ آخوندی در ایران به اندازه آقای مطهری مطالعه کرده باشد... ما ادعا می‌کنیم همه چیز داریم و همه چیز می فهمیم و مرتب دنیا را متهم می کنیم که به ما نیاز دارد درحالی که ما نیازمندیم... درباره آثار خودم: شرمنده ام! حرف دیگری ندارم. ...
همراهان شاه به او گفته بودند که این مدارس، جوانان را یاغی می‌کند... مکتب‌داران تبریز، این رقیب تازه‌نفس را برنتافتند و مردم را علیه او تحریک کردند... متهم به فعالیت‌های ضد دینی شد... پیش از او، تحصیل دانش، ویژه‌ی طبقه‌ی مرفه بود... ۲۷ جلد کتاب درسی برای سوادآموزان فارسی‌زبان نوشت... بیشتر مدارس او در زمان حیات او تعطیل یا ویران شدند... یکی از ده شخصیت تأثیرگذار و سرنوشت‌‌ساز تاریخ معاصر ایران ...
آقای رئیس جمهور رمان دیکتاتوری است نه رمان دیکتاتور. انتقادی است از فقر (مردم کشور همه فقیرند) و خیانت (هر شهروندی خانواده‌اش را انکار می‌کند) و فساد (وجدانها پست و مبتذل است) که این نظام بی‌حاصل که نمی‌تواند به انجام دادن کاری مثبت به نفع کسی افتخار کند به بار می‌آورد. به همین جهت خواننده از همان ابتدا احساس خفگی می‌کند و این فشار مرتباً شدت می‌یابد و هنگامی که رمان در آخرین فصل خود موسوم به «زنده مدفون» به اوج خود می‌رسد، این احساس به خفقان نزدیک می‌شود. ...
حدیث «الملك یبقی مع الكفر و لایبقی مع الظلم» از سخنان پرآوازه دیگریست که در هیچ منبع حدیثی به عنوان روایت نقل نشده و در قرن یازدهم هجری وارد کتب شده است. البته میرزای نائینی فقیه دوران مشروطه از این حدیث به عنوان نص مجرب (یعنی حدیثی که به تجربه ثابت شده) یاد می‌کند... در منابع روایی حدیثی دال بر نحوست ماه صفر یافت نمی‌شود. همین‌طور بشارت به خروج از ماه صفر و دعاهای دوری از بلا در این ماه. ...
«خشم» نیکول نسبت به نادیده‌گرفتن خودش از سوی چارلی، سبب می‌شود درخواست طلاق کند... نیکول حواسش به جزئیات زندگی است و چارلی دقتی به این جزئیات ندارد... نیکول احساس می‌کند که در بازی زندگی بازنده شده ... کسانی که پاره‌ای از «ما» می‌شوند، هویت تازه‌ای می‌یابند، علاوه بر آنچه داشته‌اند... همه از زاویه منفعت «خود»شان به رابطه نگاه می‌کنند.‌.. نه تاب جدایی دارند و نه توان ساختن رابطه‌ای تازه. ...