آیا میتوان در عصر ارتباطات، که هیچچیزی را نمیتوان از دیدهها پنهان داشت، «اولیس» را از دیدِ مردمِ ایران دور داشت؟... از آمریکا تا انگلستان حمله به جویس و «اولیس» شروع شد... انجمن مقابله با گناه نیویوک... با حکم دادگاه مبنی بر عدم انتشار «اولیس» و جریمه پنجاهدلاری، ناشران هم از انتشار آن صرفنظر کردند... ترجمه عربی «اولیس» در 1982 منتشر شد... چه کسی «صلیبِ اولیس» را به دوش خواهید کشید
...
طرح جلدی از رمان «غرور تعصب» اثر جین آستن و نیز طرح جلدی از مجموعه داستان «دوبلینیها» اثر جیمز جویس در میان این آثار دیده میشوند. رمان «غرور تعصب» تا به امروز بیش از 30 بار در ایران ترجمه و منتشر شده است. همچنین «دوبلینیها»ی جیمز جویس نیز تا به حال 6 بار و توسط ناشران مختلف ترجمه و به چاپ رسیده است.
...
این کتاب ترکیبی از «آلیس در سرزمین عجایب»، «دن کیشوت»، و «کشتن مرغ مینا» است زیرا داستان دخترکی را روایت میکند که در روز تولدش در ماجراجویی عجیبی در جستجوی درخت آرزوست و درمییابد انسان باید آرزوهایش را با مهربانی و لحاظ کردن زندگی دیگران برگزیند. فاکنر این کتاب را برای ویکتوریا فرانکلین، دختر معشوقهاش در کودکی نوشت. فاکنر امیدوار بود مادر ویکتوریا زندگی زناشوییاش را رها کند و با او ازدواج کند که البته این اتفاق چند سال بعد و شاید به دلیل نوشتن این کتاب توسط فاکنر رخ داد!
...
هر آنچه به سر جویس آمد از ایتالیا نشأت گرفته است و من یک ایتالیایى هستم... به واسطه تسلطى که به زبان داشت، در همان سال ها مى نویسد: «زبان در شکل والایش در هر چیزى، شعر، داستان و... مدافع حقیقت است»... خداوند زبان خاصى را به آدم نبخشیده است، بلکه تنها راه و روش را به او نشان داده است... اولیس در عین سادگى، در عین اینکه تنها روایتى ساده از یک برهه زمانى کوتاه است مى تواند ساعت ها همه زبان شناسان را سرگرم کند.
...
خوب است یا بد است که آدم مادرش را ببوسد؟ دوستان همکلاسیاش برای این مسئله بیرحمانه او را اذیت و پریشان میکنند. آیا پارنل قهرمان رهاییبخش ایرلند است یا واقعاً مردی «گمراه» از گناه جسمانی؟ و خود پدر روحانیها چه؟ آیا بیگناهاند؟ میبینیم که نه. پس آنها پیش چه کسی اعتراف میکنند؟... عطر خرید و فروش چیزهای متبرک با بوی زن درمیآمیزد.
...
بسیار دشوار است که چنین کتابی را در قالب یکی از انواع ادبی جا داد. حقیقت آن است که اولیس شکل هنری خاصی را برای نخستین بار ارائه میدهد که به طور یکسان هم به افسانه و مرثیه و حماسه و سرگذشت و تاریخ و تحقیق و هجویه و گزارش خبری تعلق دارد، و هم به حکایت خندهآور و درام و سالنامه و آواز مذهبی و موسیقی سمفونی و اپرا یا رساله درباره کیهانشناسی... اولیس نوعی نقیضهگویی یا روایت جدیدی از اودیسه هومر است.
...
در حال بارگزاری ...
در حال بارگزاری ...
جنگیدن با فرهنگ کار عبثی است... این برادران آریایی ما و برادران وایکینگ، مثل اینکه سحرخیزتر از ما بودهاند و رفتهاند جاهای خوب دنیا مسکن کردهاند... ما همین چیزها را نداریم. کسی نداریم از ما انتقاد بکند... استالین با وجود اینکه خودش گرجی بود، میخواست در گرجستان نیز همه روسی حرف بزنند...من میرم رو میندازم پیش آقای خامنهای، من برای خودم رو نینداختهام برای تو و امثال تو میرم رو میندازم... به شرطی که شماها برگردید در مملکت خودتان خدمت کنید
...
اگر بخواهم فیلمی بسازم که بگویم دروغ چیز بدی است باور نمیکنند، چون دروغ یک امر جاری در این مملکت است. قبحش از بین رفته... ما بچهمسلمان بودیم. اما میگفتند این مسلمان نیست... وقتی به آدمی که در کار سینماست میگویند اجازه کار نداری، یعنی با شکنجه او را میکشند... میتوانند من را زمین بزنند اما نمیتوانند من را روی زمین نگه دارند، من بلند میشوم... فردین عاشقانه مردم را دوست داشت
...
غالباً خشونتِ خود را زیر نام «دفاع از خود» پنهان میکنند. باتلر میپرسد: این «خود» کیست که حق دارد برای دفاع از بقای خود، دیگری را نابود کند؟ او پیشنهاد میدهد که ما باید «خود» را نه به عنوان یک فردِ مجزا، بلکه به عنوان بخشی از یک کلِ پیوسته تعریف کنیم. اگر من به تو آسیب بزنم، درواقع به ساختاری که بقای خودم به آن وابسته است آسیب زدهام
...
20 سال پیش خانه در دامنهی آتشفشان کردیم؛ بدان امید که چشم بر حقیقت بگشاییم... شرح همسایگی خاکستر و دود و آتش؛ نه گفتنی ست، نه خواندنی؛ که ما این خانهی دور از نفت! به شوق و رغبت برگزیده بودیم و هیچ منت و ملامتی بر هیچ دولت و صنف و حزب و نمایندهای نداشتیم و نداریم
...
او اگرچه همچون «همینگوی»، روایتگری را مقدم بر توصیفگری «زولا» قرار میدهد، اما این روایتگری کاملا «ایرانیزه» و بومی شده است... نویسنده با تشخصبخشی به کلیسای «تارگمانچاتس» از این بنا، یک شخصیت تاریخی در داستان میآفریند، شخصیتی ارمنی! در قلب تهران... ملک بدرقه، شکارچی کلمات مقدس و فاتحههای سرگردان است، ملکی که مأمور است فاتحههای فرستادهشده و سرگردان را برای افراد بیوارث و بدوراث شکار کند
...











