کتاب نیوز  شناسنامه
 » نقطه سر خط

ده فرمان برایِ نویسند‌گان
اگر این اقبال را نداشته‌اید که ثروت‌مند به دنیا بیایید، به‌تر است که خود را آماده‌یِ یک زنده‌گیِ ساده و بی‌زرق و برق کنید. البته بالزاک تا حدودی الهام از گرایشش می‌گرفت؛ در قرض بالا آوردن و حیف و میلِ ثروتش.

بایگانی  
میهمانی انگور / عبدالله جوادی آملی
آنها که عبادتشان خائفانه است، عید آنها هم خائفانه است. آنها که عبادتشان تاجرانه است؛ عید آنها هم در همین حد است. ولی اولیای الهی که صدر و ساقه‌ی ماه مبارک رمضان برایشان عید است،‌ آنها عیدشان وصال الهی است که عرض کرد: خدایا! توفیقی بده، ما چیزی غیر از تو نخواهیم. وقتی خدا با انسان بود، همه‌ی عالم با انسان است.
۱۳۸۷/۰۷/۰۸
جناب! خویشتن‌دار باش / 25 تابلو از نهج‌البلاغه
از همکاران نزدیکت، سخت مراقبت کن... مبادا هرگز چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی؛ زیرا مردم دو دسته‌اند: دسته‌ای برادر دینی تو و دسته‌ی دیگر همانند تو در آفرینش... مبادا بر مردم منّت گذاری یا خُلف وعده نمایی... مبادا هرگز در آن چه که با مردم مساوی هستی، امتیازی بخواهی!
۱۳۸۷/۰۶/۰۴
زنده‌باد کتاب‌های ‌جیبی/سیدرضا علوی
دسته‌ی دوم هیچ ترتیبی و آدابی نمی‌جویند و از چیدمان افتضاح کتاب‌ها و بدترین نوع نگهداری و تا کردن صفحات و یادداشت ‌نوشتن در حاشیه‌ی سفید و خط کشیدن زیر سطور و بی‌نظمی در ترتیب کتاب‌ها و استفاده از کتاب‌های پهن و کوتاه به جای غش‌گیر و تلمبار کردن کتاب‌ها روی هم و از این قبیل فروگذار نیستند.
۱۳۸۷/۰۵/۲۲
امیرخانی خوشنویس است یا کارگردان؟! / کیوان ‌امجدیان
ادبیات، چیزی جز آجیل و شیرینی رسانه‌ها نیست. با یک دو دو تا چهارتای ساده می‌شود فهمید که ورود به عرصه‌ی رسانه‌ای ادبیات، یعنی ورود به جاده خاکی. یعنی بی‌کلاه ماندن سر، یعنی نداشتن دنیا و آخرت!
۱۳۸۷/۰۳/۲۳
آداب قلندری در زمانه‌ی ما / مهدی نوری
چیزی او را وادار کرده که برای صیانت از عفت اجتماعی به جای "تریاک" بگوید "چای" و دستگاه "قل قلی" را "سانترفیوژ" بنامد و "وافور" را گرز لقب بدهد که همین‌ کار، هم بهانه‌ی دیگری برای لبخند خواننده شده و هم ترویج ابتذال نباشد.
۱۳۸۷/۰۳/۲۰
سیدمرتضی؛ 40سال قبل
روح شاعرانه‌ای داشت، شعرهای زیبایی می‌سرود و همه از شعرهای او خوششان می‌آمد. ولی نمی‌دانم چرا شعرهایش را جمع آوری نکرد... یادم می‌آید به شعرای مطرح آن زمان مثل شاملو، اخوان، فروغ، احمدرضا احمدی و دیگران بسیار علاقه داشت.
۱۳۸۷/۰۲/۲۱
در ستایش بانوی‌ایرانی
"طاهره" از روزمرگی خسته شده است. او تصمیم گرفته است که برود؛ شاید به این علت که دیده نمی‌شود؛ تصمیم او یک اعلام حضور است و رفتنش شلیک آغاز جنگ؛ یک اعتراض زنانه‌ی ساده. نمایشی متفاوت از دغدغه‌ها و دلخستگی‌های یک مادر و همسر.
۱۳۸۷/۰۱/۳۱
آبادی بت‌خانه ز ویرانی ماست / محسن حدادی
خروجی یک نهاد یا سازمان به تیم فعال در آن مجموعه باز می‌گردد؛ هنگامی که از یک شورای عالی موجی ایجاد نمی‌شود، نباید توقع داشت از مدیرانی که اعضای همان شورا هستند، آبشار خروشانی متولد شود! این یک رابطه‌ی دو طرفه است؛ شورا ماموریت‌هایش را به خوبی انجام نمی‌دهد، اعضای شورا نیز در نهادهای تحت مدیریتشان، به مصوبات شورا اهمیتی نمی‌دهند.
۱۳۸۷/۰۱/۱۰
"روشنفکری دینی" لگدمال خواهد شد
قبل از انقلاب، سه جریان گرایش مارکسیستی مجاهدین خلق، گرایش رادیکال علی شریعتی و گرایش لیبرال مهدی بازرگان بود که این گرایش‌ها بعد از انقلاب به هم پیوند خوردند و در یک جریان خلاصه شدند و آن جریان هم، جریانی است که مروج نوعی لیبرالیسم است.
۱۳۸۶/۰۹/۳۰
ببخشید آقای راننده، مقصد کجاست؟
اتوبوس شب در به تصویر کشیدن شخصیت‌های خود، از خودی گرفته تا دشمن، اغراق چندانی نمی‌کند؛ نه دشمن عراقی را احمق و بی‌عرضه می‌بینیم و نه ایرانی‌ها را سمبل هوش و قدرت و زکاوت.
۱۳۸۶/۰۹/۲۱
شورا را منحل کنیم / محسن مهدیان
شورای عالی انقلاب فرهنگی طی 5 سال و در 90 جلسه، 106 مصوبه داشته که هیچ کدام درباره مهندسی فرهنگی نبوده است! ... بودجه تهیه مصالح ساختمانی! 476میلیون تومان، پرداخت صورتحساب تهیه بلیت هواپیما و پذیرایی 49میلیون تومان، و در مقابل هزینه‌ی تدوین مهندسی فرهنگی 34میلیون تومان است!
۱۳۸۶/۰۹/۲۰
خیابان کدام انقلاب؟ / محسن حدادی
نمی‌دانم چقدر باید منتظر بمانیم تا هوای این میدان و خیابان و حتی بساطی‌های اطرافش کمی هم بوی نامش را ـ انقلاب اسلامی ـ به خود بگیرد؟ که خوب می‌دانیم، کم‌کاری از خودمان و مسئولانمان است و گرنه حمایت از چه اثر و کتابی بیشتر از کتاب سال جمهوری اسلامی و یا آخرین رمان انقلاب با اهمیت‌تر است؟!
۱۳۸۶/۰۸/۲۵
لباسی برای عملگی خدا / محسن حدادی
آشفتگی عمامه و کم توجهی به زیبایی آن، زیاد بزرگ بودن یا کوچک بودن عمامه، باز گذاشتن دکمه قبا یا آستین پیراهن، کشیده شدن عبا روی زمین و بلندی بیش از اندازه لباس، کوتاه بودن عبا از قبا یا لباده و ... چرا شمایل ظاهری روحانی در اجتماع نباید همچون پیامبر اکرم(ص) متوازن، آراسته، جذاب، معطر و بدون عیب باشد؟
۱۳۸۶/۰۸/۰۱
شخصیت دادن به رنج/ امیر‌حسین جلالی
فیلم، داستان سفری است که حاجی ابراهیمی(جعفر والی) پدر یحیی به همراه اکبر برای یافتن حقیقت انجام می‌دهند و این سفر هر دوی آنان را از غار تنهایی و انزوایشان بیرون می‌کشد و بر آنها نهیب می‌زند که دردهایی بزرگتر از شهادت (و یا قتل) یحیی هم در جامعه وجود دارند.
۱۳۸۶/۰۶/۱۵
تکرار "شنود اشباح" / امیرحسین جلالی
آنچه در "شنود اشباح" و جلد دوم آن به چشم می‌خورد، تلاش نویسنده برای اثبات وابستگی و خیانت مجموعه‌ای از افراد و گروه‌هاست که به دلیل برخی ارتباطات قوی پشت پرده، هیچ‌گاه مورد بازخواست و تعقیب قرار نگرفته‌اند. سئوال اصلی اینجاست که گلپور چرا سعی در القای خیانت و وابستگی این گروه دارد؟
۱۳۸۶/۰۴/۰۲
کاپوچینو در رام‌الله / فاطمه علیزاده
اصلا حوصله نداشتم برای‌اش توضیح‌ بدهم که در سال 1940 پدرم که از یافا به بیروت آمده بود، چه‌طور با دیدن مادر دمشقی‌ام دست و پای خودش را گم کرده بود، مادرم هجده ساله بود و پدرم سی و سه ساله. پدرم حدود دوازده سال قبل از دانشگاه آمریکایی بیروت فارغ التحصیل شده بود و مادرم هنوز ...
۱۳۸۶/۰۳/۱۲
خون بازی
رابرت دونیروی "راننده تاکسی"، "تنگه وحشت"،"رفقای خوب" و حتی "کازینو" با اینکه نظم‌شکن و قانون‌گریز و خلافکار است، ولی قابل درک و همدلی است و هنوز کورسوی امیدی برای اصلاح اوضاع، در پیش رو داریم؛ ولی فرانک کاستلوی “Departed” مشمئزکننده است، نه تنها او، بلکه جامعه‌ای که او را پرورانده است و پلیسی که معلوم نیست چرا با او مقابله نمی‌کند؟
۱۳۸۶/۰۲/۰۲
کدام جبهه‌ی فرهنگی انقلاب؟
اگر عزت‌الله ضرغامی، حسن بنیانیان، مهدی خاموشی و حسین شریعتمداری از جبهه فرهنگی انقلاب اخراج ‌شوند، آیا رفتار گوینده‌ی جمله‌ی "محافظه‌کاری و اکتفا به آنچه که داریم و نداشتن همت و بلندپروازی در همه‌ی زمینه‌های فکری و فرهنگی، قتلگاه انقلاب است." با توجه به ابقای این افراد، مصداق محافظه‌کاری و خروج از جبهه‌ی فرهنگی انقلاب نیست؟!
۱۳۸۶/۰۱/۱۱
یک برنامه روزانه برای 13روز بی‌برنامه
از سر چهارراه نرگس بخرید برای مامان. فکر کنید ببینید غیر از "جوراب" چه عیدی مناسب دیگری می‌توانید برای بابا بگیرید و غافل‌گیرش کنید. با محبت کردن به دیگران حجم عشقولانه خون‌تان را کاهش داده به حد نرمال برسانید.
۱۳۸۵/۱۲/۲۸
مشاهده و اصول یادداشت‌نویسی/ فاطمه علیزاده
حتی اگر اسم‌تان محقق و پژوهش‌گر نباشد. حتی اگر در این مورد خودتان را باور ندارید و مشاهده‌گر نمی‌دانید و حتی اگر، از نزدیکی‌های دانشکده پژوهش‌گری هم رد نشده‌اید! این امید را به شما می‌دهیم که شما یک مشاهده‌گر حرفه‌ای خواهید شد.
۱۳۸۵/۱۲/۲۳
درون شما فاسد است
پس کجا رفتند آن فریادها؟! چرا کسی کفن نپوشید؟! چرا حوزه‌های علمیه تعطیل نشد؟! چرا انجمن‌ها و احزاب و گروههای سیاسی تجمع اعتراض آمیز نکردند؟! چرا کسی ناله وامحمدا سر نداد؟! کجا رفت وا اسلامها؟! چرا خواص مردم را آگاه نکردند؟!
۱۳۸۵/۱۲/۲۱
زن را بکش / زهره مرتجی
صحنه‌های کشت و کشتار همگی به نوعی خنده‌آور تصویر شده‌اند. با ضربه‌ی شمشیر، گردنی قطع می‌شود و فواره‌ی خون با شباهتی کارتونی بیرون می‌ریزد. یا در صحنه‌ای دیگر بئاتریکس به تنهایی و تنها با یک شمشیر، در محاصره‌ی 80 قاتل حرفه‌ای با خونسردی‌ تمام می‌چرخد، و با هر تغییر زاویه‌ی دستش، دست یا پایی را قطع می‌کند.
۱۳۸۵/۱۲/۱۷
وعده‌ی ما نوک کوه بود؟!
جناب آقای زنوزی جلالی! باید اعتراف کنم که به نظرم جوابیه جنابعالی بسیار تندتر و حتا توهین‌آمیزتر از نوشته‌‌ای است که سعی در پاسخ به آن را دارید. پیش‌تر هم، این نوع ادبیات را در نوشته‌های شما تجربه کرده‌ام. یادتان هست پاسخ به نامه‌ای که سیدمهدی شجاعی برای احمددهقان نوشته بود
۱۳۸۵/۱۲/۰۸
زیستن در دامنه‌ی آتش‌فشان / به بهانه‌ی یک‌سالگی
آن‌که در دامنه‌ می‌زید، از "غفلت" می‌گریزد، نه از واقعیت. و چه واقعیتی عیان‌تر از گدازه‌های سرخی که هر لحظه، حیات او را تهدید می‌کند. در اینجا، غفلت، و لو برای لحظه‌ای، موجب هلاک است. و اگر نیک بنگری، خواهی دید که غفلت، فرصت "اندیشیدن" را از انسان امروز گرفته‌است.
۱۳۸۵/۱۲/۰۴
25سال جشنواره برای چی؟!
کیارستمی می‌گوید "راه‌ها" را ژاپن به من سفارش داد بسازم و گفت: "کشور تو در حال ساخت بمب! است، این فیلم را بساز تا یک نگاه انسانی به جهان داشته باشید و من هم قبول کردم."
۱۳۸۵/۱۲/۰۳
هنجارشکنی در سکوت / سید علی موسوی
"هرکس به این طرح انتقاد کند، معلوم است که مشکل فکری یا انحراف جنسی دارد!" و "‌ لعنت بر پدر و مادر کسی که از این طرح انتقاد کند!"
۱۳۸۵/۱۱/۱۷
ریش‌قرمز / هوتن زنگنه‌پور
او در ناکازاکی، در قلب جامعه و بین انسانهای مترقی زیست کرده است. درست از جایی آمده که انسانیت را به باد فراموشی سپرده‌اند، تنها بیماریهایی نظیر سرخک و سل را می‌شناسند و چیزی از تنهایی، عشق، نیاز، استیصال و بخشندگی نمی‌دانند.
۱۳۸۵/۱۱/۰۱
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟ / امیرحسین جلالی
کتاب «بازگشت یکه‌سوار» پرویز دوایی منتشر شده بود و وقتی خواندیمش دیدیم 60 سال پیش هم دوران بچگی عین همین حالا بوده است. در دورانی که سرعت تحولات براساس ثانیه‌ها تنظیم می‌شود، چرا نوستالژی‌ها همیشه ثابت و بی‌تغییرند؟
۱۳۸۵/۱۰/۱۶
غولهای رسانه‌ای آمریکا
در حالی که هنوز فیلم‌هایی همچون «سفید برفی» والت دیزنی را به یاد ما می‌آورند، این کمپانی تحت مدیریت Eisner به تولید بخش عظیمی از فیلم‌ها که به اصطلاح «ویژه‌ی افراد بزرگسال» است، روی آورده.
۱۳۸۵/۰۹/۰۷
در حرکتهای دانشجویی خطی به رنگ قرمز وجود ندارد
در حرکتها و جنبشهای دانشجویی این یک قاعده است که تشکل دانشجویی بعد از اینکه مسوولین تشکیلاتی به این نتیجه برسند که برای اعلام جدی اعتراض خود، باید جایی را اشغال کنند
۱۳۸۵/۰۸/۱۴

بایگانی  
ساعت خواب
سید علی موسوی
مرغ ِ بخش
ایتالو کالوینو / اعظم رسولی
کِرم شلیل
نادر ابراهیمی
این زنان
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
شوهر آمریکایی
جلال آل احمد
گرگین خان
سید علی موسوی
لحظه‌ی زخمی‌شدن حباب
مجتبی زحمتکش
پاپوش
مجید قیصری
فروشگاه عربی
زکریا تامر
انجمن مخفی / فصل دو
احمد شاکری
بعد از ظهر سگی
فرورتیش رضوانیه
بی‌پناه
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
دعوتی برای نوشیدن چای
یوسف شارونی / حسین سیدی
در رؤیاى بابل / فصل اول
ریچارد براتیگان / پیام یزدانجو
چند روایت معتبر درباره‌ی کشتن
مصطفی مستور
گلوی آهنی
میخائیل بولگاکف/ نیره توکلی
بستنی‌فروش و رونالدینهو
حمید نوایی لواسانی
هزار و سیصد و سمنان / فصل 19
محسن حدادی، سیدعلی موسوی و...
کلم تُرشی
سید علی موسوی
یک بار در عمر
جومپا لاهیری/ فرشید عطایی
محاسن اخلاقی
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
خورشیدخانوم
علیرضا اشتری
عقده‌ی ادیپ من
فرانک اکانر / فرشید عطایی
دفتر تلفن
سید علی موسوی
شغل من: خندیدن
هاینریش بل / سهراب برازش
میشوی بزرگ
امیل زولا / محمود گودرزی
سر سرباز سیری چند؟!
سید علی موسوی
بچه‌ی مردم
جلال آل احمد
ویولن روتشیلد
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
می‌خواهم قلقش بیاید دستم!
جی. دی. سالینجر/علی شیعه‌علی
چه‌کسی‌بادکنک‌رییس‌راباد‌خواهدکرد؟
سید علی موسوی
انتقام
گی دو موپاسان/ عبدالرضا الواری
پنجره‌ای رو به مزرعه
هکتورهوگ مونرو(ساکی) / جواد قاسمی
دست به دست
سید علی موسوی
چون پرده بر افتد
مجتبی زحمتکش
دولت، لاک و مهر و دیگر هیچ
آنتوان چخوف / سروژ استپانیان
سنگی بر گوری / فصل یک
جلال آل احمد
من عاشق آدم‌های پولدارم
سیامک گلشیری
سید متهم می‌شود
سید علی موسوی
طوفان دیگری در راه است/ فصل یک
سید مهدی شجاعی
اتاق خواب
مجتبی زحمتکش
خانم تندنویس
اُ. هنری / علی فامیان
خانم مرجان خانم!
سید علی موسوی
سماور
‌هوشنگ مرادی کرمانی
اگر دریاقلی نبود
حبیب احمدزاده
بگو مرا نکشند
خوان رولفو / عبدالله کوثری
چسب‌کاریِ یک انسان معاصر
فاطمه علیزاده
امروز، بشریت...
سید مهدی شجاعی
خاطرات یک موتور سوار مرده
سید علی موسوی
دفتر خاطرات یک دوشیزه
آنتوان چخوف
چه زود دیر می‌شود
مجتبی زحمتکش
شلیک
حمید باباوند
انوار
علی موذنی
مغرور با چشم‌هایی از عقیق
عرفان نظرآهاری
نفوذ
علیرضا اشتری
پلکان برقی
گونتر گراس / سیامک گلشیری
اسم‌ها
سید محمد تقوی
چهارشنبه‌های مریم
محسن حدادی
آنای رنگ پریده
هاینریش بل / سیامک گلشیری
نامه‌ها
سلمان باهنر
پر عقاب
حبیب احمدزاده
هریسن برگرسن
کورت ونه گات / بابک تبرایی
شازده
سید مهدی شجاعی
کمیل
سید علی موسوی
چروک
نفیسه مرشدزاده
نور کافی
مجید قیصری
چمدان
فرزانه کرم پور
معراج، اول خیابان بهشت
علیرضا اشتری
حلزونهای خانه به دوش
محمد سرشار
قایق
پیتر اورنر/ نفیسه مرشدزاده
رادیوی بزرگ
جان شیور / حسین بیدارمغز
انگشتر
رضا امیرخانی
سوآپی و پاسبان‌ها
اُ.هنری / حسین بیدار مغز
تذکره الشعرا
رضا عاقل نژاد
حضور
علی مؤذنی
کله کدو
مصطفی مستور
روی خط صفر
نفیسه مرشدزاده
من آزادم! نه؟
مهدی حاج علی محمدی
ضریب شکست
توحید عزیزی
تسلسل بوستان‌ها
خولیو کورتاسار/ جمشید جهان‌زاده
علامت، دل من است
زهرا زواریان
ابر صورتی
علیرضا محمودی ایرانمهر
رز
جان بیگنت / نفیسه مرشدزاده
هات داگ با انگشت اشاره
مهدی حاج علی محمدی
بدرقه تا ایستگاه مترو
محمد حسین بدری
پسر معمولی
رون کالسون/ علی فارسی‌نژاد
کفشهایم کو؟!
محمدرضا زائری
مردی در قطار
الکس هیلی/ پریسا جلالی
تماشاچی‌ها
نفیسه مرشدزاده
از دفتر خاطرات شاه سفید
علی قهرمانی
سوفیا لورن
سیدمهدی شجاعی
آمده بود جوراب ببرد
مریم حسینیان
دنج
فاطمه شهیدی
قابلمه
سید علی موسوی
چهار-چهار-دو
الف. اوتانه
سکه عاشقی
اُ. هنری / محسن حدادی
مصائب یک دختر دم بخت
نرجس سلطان محمدی

       

بایگانی  
مرگ تدریجی یک آبگوشت بزباش
رویا صدر
قسمت آخر ترانه‌ مادری
محسن حدادی
توافت‌های ایران و خارج
صالح شخصی
نحن معترضون غلیظاً للخلیج الفارسیه
حمید ربیعیان
همچون یک کدوتنبل
محمد جاوید
بررسی ابعاد ادبی"یه توپ‌دارم‌قلقلیه"
رضا احسان‌پور
مترو حیوان نجیبی است
علیرضا لبش
تمام پاسخ او یک کلام بود: زرشک!
مصطفی حسن‌زاده
نطق انتخاباتی سرلیست
استاد بوالفضول الشعرا
دستورالعمل تبلیغاتی
داریوش کاردان
خداحافظ عشق افلاطونی من!
حامد تأملی
آخرین شگردهای انتشار کتاب
فرورتیش رضوانیه
نامه‌ی آل احمد به صفار هرندی
میرزا مهدی خفیه‌نویس
یانگوم و ناوارو در اغمای2
محسن حدادی
انقراض نسل دایناسورها
ابوالفضل زرویی نصرآباد
سوالات کنکور 86 دانشگاه آزاد
محسن حدادی
اخراجی‌ها: سینمای گلگیر عقب
امید مهدی‌نژاد
ویرجینیا به روایت بهنود و فاطمه رجبی
محسن حدادی
طرح استیضاح وزیر ارشاد
کاکتوس
هولوکاست در قزوین
ولی‌الله مهدوی

به سجده افتادن
هاجر قاسمی
واسطه‌ی نجوا
نفیسه مرشدزاده
مصطفای من
مطهره طبیبی