کتاب نیوز  شناسنامه
 » پیشنهاد ما » ادبیات » رمان و داستان کوتاه » امیرخانی . رضا
 نقد آثار و مطالب دیگر 
بایگانی  
این چند تن در مصاف با یک بیوتن
او در نقد این جامعه، دردمندی خود را پنهان نمی‌کند و سعی دارد با انتخاب زوایای ملموس برای خواننده، اشک‌ریزان به جراحی بپردازد... بازی با فرم در این کتاب برای جوان‌ترها که بیشتر دنبال فرم ‌و قالب‌های جدید هستند، جذاب است... هر ایجاد سوالی خدمت نیست و وظیفه‌ی نویسنده هم تنها طرح سوال نیست... این ذهن اوست که مخاطب را احضار می‌کند برای دیدن مراسم نبرد تک‌نفره او با جهان اطرافش...
۱۳۸۷/۰۴/۰۸
اصل44 و ادبیات ملی/ رضا امیرخانی
تنها کتابی که در کتابخانه‌های آمریکا به آن برخوردم "بوف کور" هدایت بود که وقتی در یکی از ایالت‌ها یعنی اوهایو بررسی کردم، دیدم در طول یک سال اصلا کسی آن را به امانت نگرفته بود. بنابراین صرف ترجمه تمام‌کننده نیست.
۱۳۸۷/۰۲/۲۲
اندر فضائل بودجه، طوطی و مدیریت فرهنگی
رضا امیرخانی از احمد دهقان که میهمان برنامه‌ی دو قدم مانده به صبح بود؛ پرسید "آیا به واقع مظلومیت فرهنگی در کشور به بودجه ارتباط دارد؟" دهقان نیز در پاسخ گفت: "فرهنگ را نباید لوس بار بیاوریم! فرهنگ با پول رشد نمی‌کند."
۱۳۸۶/۰۹/۱۸
اتاقی برای یک انجمن قلم/ محمدرضا سرشار
تجربه‌های قبلی به ما آموخته بود که سرانجام سوار شدن بر خر امانتی، پیاده شدن است. بنابراین بهتر است قبل از آنکه صاحب خر پیاده‌مان کند، خودمان فکری اساسی به حال خود بکنیم. ضمن آنکه در فاصله زمانی‌ای کمتر از یک سال، آن دوستان هم از ما خواستند که آنجا را تخلیه کنیم.
۱۳۸۶/۰۷/۰۹
رونمایی از "انجمن قلم ایران"
انتشار تنها 5 یادداشت توسط 4 نفر از 217 نفر عضو انجمن در طول 19ماه، بیانگر ــ با خوش‌بینی مفرط ــ حدود نیم درصد! فعالیت اعضاء است. آیا اصولا در حالی‌که برخی از اعضای فعلی انجمن، مدت‌هاست اثری در خور ــ حتی در حد یک یادداشت اینترنتی ــ منتشر نکرده‌اند و رکوردار غیبت در جلسات "سالیانه" بوده‌اند، می‌توان انتظاری از این «انجمن قلم» داشت؟
۱۳۸۶/۰۷/۰۵
ادبیات انقلاب گرفتار در بن‌بست تنگ‌نظری
شیرینی اولین مراسم رونمایی در "انجمن قلم ایران" که با کتابی از سیدمهدی شجاعی و افتتاح فروشگاه کتاب دوچندان شده بود، در پی عدم حضور محمدرضا سرشار ـ مدیر سابق و عضو موسس انجمن ـ و بسیاری دیگر از اعضای هیات‌مدیره به تلخی گرائید.
۱۳۸۶/۰۵/۱۳
روضه‌ی قاسم / رضا امیرخانی
همه‌ی ما از ادا در آوردن و دزانفکته و تقارض متنفریم. نمی‌شود در یک معاونت، ممیزی کتاب مستور را رد کند و در همان معاونت چهل‌تن نام‌زد کتاب سال شود. این‌ها ادا در آوردن است؛ یک بام و دو هوا است؛ نوعی دورویی و مردم‌فریبی است.
۱۳۸۵/۱۱/۲۵
کتاب چاپ کردن آسان شده است
در سال ما 40 هزار عنوان کتاب داریم، که با یک غربال کردن ساده شاید هزار عنوان‌شان خوب باشد و مطمئنم زیر دو و نیم درصد کتاب خوب داریم، به‌خاطر این دو و نیم درصد به صددرصد کاغذ می‌دهیم، با قیمت دولتی!
۱۳۸۵/۰۴/۰۳
سهام ادبیات ایران خریدنی است/ رضا امیرخانی
عبید از آن قزوینى گفت که از فتح برگشته بود و در حالى که همگان سر پهلوانان دشمن را بر نیزه کرده بودند، او پایى از سر نیزه آویخته بود. او را پرسیدند که همگان سر آورده‌اند، تو را چه مى‌شود که پا آویخته‌اى؟!
۱۳۸۴/۱۱/۲۵
 گزیده اخبار 
بایگانی
با بیوتن در سفر به گرای 270 درجه
داستان ‌‌ننویسی! را دوست دارم
"من او" و "شطرنج با ماشین قیامت" برای عرب‌ها
نشست خودمانی "امیرخانی" و خوانندگان بی‌وتن
بیوتن تجربه‌ی هندسه‌ی نااقلیدسی است!
نقد‌ "بیوتن" ادامه دارد
نقدهای بیوتنی در دانشکده‌ی علوم پایه
امیرخانی: طلای مادر را می‌فروشیم!
"بیوتن" به چاپ دوم رسید
فصل پنجم "بی‌وتن" در فصل دوم است
"بی وتن" به نشر علم سپرده شد
خواندنی‌های86 از نگاه "امیرخانی"
"من او" پنجمین پرفروش سال
رضا امیرخانی در حوزه‌ی علمیه قم!
"بی وتن" امیرخانی به ناشر سپرده شد
بازگشایی فروشگاه انجمن قلم
تعطیلی فروشگاه کتاب انجمن قلم
جایزه‌ی شهید بایرامی اهدا شد!
"براده‌ها"ی حسینی به چاپ پنجم رسید
"داستان سیستان" به لبنان رسید
کتاب سال "دفاع مقدس" بهتر است!
حرف‌های خودمانی امیرخانی سر سفره‌ی افطار
هیات مدیره‌ی جدید انجمن قلم انتخاب شدند
هر نویسنده‌ی ایرانی، توسط دو حقوق‌بگیر حمایت می‌شود!
سایه‌ نگاری از هدایت
"امیرخانی" به سوالات شما پاسخ می‌دهد
نواخت چوب نقد بر پیکر "من او"
نشست امیرخانی و احمدزاده با بچه‌های اصفهان
از جایزه "قلم زرین" چه خبر؟
توزیع چاپ چهارم ارمیای امیرخانی


 آثار 
ارمیا
پس از مدتی جنگ به پایان می رسد و ارمیا به خانه‌ی خود باز می‌گردد، ولی یاد و خاطره‌ی مصطفی هنوز با اوست. و در عین حال پایان جنگ و دوری از محیط معنوی جبهه‌ها دلتنگی‌اش را دوچندان می‌کند. ارمیا همیشه مصطفی را درنظردارد و نمی‌خواهد به جز یاد او چیزی به ذهنش خطور کند. در واقع مصطفی برای او نماد همه‌ی خوبی‌هاست.
من او
"من او" تلاشی است هنرمندانه برای نشان دادن برهه‌ای از تاریخ. نشان دادن فضای تهران قدیم و روزهای کشف حجاب. داستان روایت عشق علی فتاح است، آخرین پسر بازمانده خاندان سرشناس فتاح و مهتاب دختر نوکر خانه زاد این خانواده.

پیشنهاد شما
پشت جلد
فهرست
فرم عضویت در خبرنامه‌ی کتاب
فروش اینترنتی "امید و دلواپسی"
بازارچه‌ی کتاب‌های دست دوم
ماهنامه‌ی فرهنگی تحلیلی
انجمن حمایت از قربانیان سلاح‌های شیمیایی
درباره‌ی کتاب‌نیوز
روی جلد | پیشنهاد ما | نقد و نظر | بازارچه | کتابخانه | نقطه سر خط | پیشنهاد شما | دیگران | شناسنامه
کلیه حقوق متعلق است به موسسه « میراث اهل قلم » . باز نشر مطالب با ذکر « کتاب نیوز » بلامانع است.
طراحی سایت، هاست(هاستینگ)، ثبت دامنه - رادکام